تبلیغات
قتیل العبرات - مطالب خرداد 1394
 
قتیل العبرات
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمدعلی بیکی افین
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟








برچسبها

این همه لاف زن و مدعی اهل ظهور
پس چرا یار نیامد که نثارش باشیم
سالها منتظر سیصدو اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهید
به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم

در این پست به مطالب زیر پرداخته شده است :

امور و علایم مشروط ظهور امام زمان

امور و علایم حتمی ظهور امام زمان ( داعش ، تصرف سوریه ، سفیانی و ...)

بداء و قیام حضرت امام زمان

تعیین زمان ظهور حضرت مهدی

پاسخ به دو سوال در مورد امام زمان ( نقش ایران در ظهور و جمکران ؛ فایده امام غایب )

 

پرانتز : حاج آقا کافی نقل میکرد پس از رجوع از مکه اشخاصی به دیدنم می امدند و صورتم را بوس میکردند . در میان آنها شخصی بود که گلوی من را بوس کرد . به او گفتم چرا گلویم را به جای صورت بوس میکنی . او گفت : میخواهم جای شمشیر امام زمان را بوس کنم !

در شوخی کردن آن شخص با اقای کافی که خودشان هم شوخ بودند شکی نیست اما دوست شیعه ، صرف شیعه بودن به خودت مغرور نشو همانطور که امام صادق فرمودند که زینت ما باشید نه مایه ننگ ما .

نشانه های ظهور را به دو دسته تقسیم میشوند :
1 : امور و علایم مشروط
2 : امور و علایم حتمی

همانگونه كه امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتمیه (بحارالانوار، ج52، ص249 )  و امام صادق(ع) به حتمی و غیر حتمی (الغیبة، ص202 ) تقسیم كرده اند.

1 : نشانه های مشروط و غیر حتمی ظهور

جز نشانه هایی كه صراحتاً در احادیث به حتمی بودن آنها اشاره شده است، بقیة نشانه های ظهور همگی از امور موقوفه به شمار می روند، چنانكه بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ صدوق و شیخ طوسی بدان تصریح كرده اند. بدین معنا كه به جز نشانه های حتمی ظهور بقیة آنها بنا بر مشیت و ارادة الهی ممكن است دچار تغییر و تبدیل، تقدّم یا تأخّر شوند. به عبارت دیگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب می آیند و ممكن است با تغییر و تبدیل در شرایط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة دیگری پدید آیند یا اصلاً رخ ندهند. البته بسیاری از رویدادهایی كه در احادیث ما به آنها اشاره شده است تا كنون اتفاق افتاده اند و دچار بداء در اصل تحقّق خویش نشده اند.
مثلاً اگر در حدیث به نزول بلایی (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممكن است در نزول آن تأخیر رخ دهد یا اصلاً چنین بلایی به جهت عظمت عمل صالح ایشان نازل نشود یا اینكه با برخی اعمال صالح یا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجیل یا تأخیر كنند.

شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست كه اگر مسئله به این شكل تبیین نمی شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمی شدند و بدان مبتلا می گشتند امّا پس از صدور حدیث از ناحیة معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثة ناگواری ممانعت به عمل آورند یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند. البته فراموش نكنیم كه عكس این مطلب هم كاملاً صادق است به این معنا كه شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام می كنند كه شما با وجود آنكه می توانستید، آن بلا را از خویش دفع نكردید یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همین روست كه روایت شده است:
خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است. (اصول كافی، ج 1، باب البدأ، ح 1 ، التوحید، باب 54، ح 2 )


اما علائم غیر حتمی ظهور کدامند ؟

 

شیخ مفید (ره) در كتاب ارشاد  در بیان علائم ظهور مى ‏نویسد: روایاتى در مورد نشانه‏ هاى ظهور حضرت مهدى علیه السّلام به ما رسیده، كه قبل از ظهور آن حضرت، علاماتى آشكار شود، و حوادثى پدیدار گردد، از جمله مانند:

 

خروج سفیانى، كشته شدن سیّد حسنى، اختلاف بنى عبّاس در سلطنت دنیا، گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان، گرفتن ماه در آخر ماه رمضان بر خلاف عادت، فرو رفتن زمین بیداء [زمینى بین مكّه و مدینه‏]، فرو رفتن زمینى در مشرق و در مغرب، توقّف خورشید از اوّل ظهر تا وسط وقت نماز عصر، طلوع خورشید از مغرب، كشته شدن نفس زكیّه (انسان پاك) در پشت كوفه با هفتاد نفر از صالحان، بریدن سر مردى از بنى هاشم در میان ركن و مقام (در كنار كعبه)، خراب شدن دیوار مسجد كوفه، آمدن پرچمهاى سیاه از سمت خراسان، خروج یمانى، ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر شامات، فرود آمدن تركان در جزیره، آمدن رومیان در رمله، طلوع ستاره درخشانى در مشرق، كه همانند ماه مى‏درخشد، سپس دو طرف آن، خم شود به گونه‏اى كه نزدیك شود دو طرفش به هم برسد، پیدا شدن سرخى در آسمان، كه در اطراف پراكنده شود، و آتشى كه در طول مشرق، آشكار شود، و سه روز یا هفت روز در آسمان باقى ماند، پاره كردن عرب، زنجیرهاى اسارت خود را، و كشورگشائى آنها، و بیرون رفتنشان از زیر بار نفوذ دیگران،كشتن مصریان فرمانرواى خود را، خرابى شام، اختلاف سه پرچم در آن، وارد شدن پرچمهاى قیس و عرب در كشور مصر، و پرچمهاى قبیله كنده در خراسان، آمدن اسبانى از سمت مغرب كه در كناره حیره (حدود نجف) بسته شود، رو آوردن پرچمهاى سیاه از سمت مشرق زمین به سوى آنها، طغیان رودخانه فرات، به طورى كه آب در كوچه‏هاى كوفه جریان یابد، بیرون آمدن شصت نفر كه به دروغ ادّعاى پیامبرى كنند، آمدن دوازده نفر از نژاد ابو طالب كه هر كدام براى خود ادّعاى امامت كنند، سوزاندن مرد بزرگى از پیروان بنى عبّاس در بین دو شهر جلولاء و خانقین [كه فاصله این دو شهر، هفت فرسخ است‏]، بستن پلى در بغداد، در كنار محلّه كرخ، بلند شدن باد سیاهى در آغاز روز در بغداد، آمدن زلزله در آنجا كه موجب فرورفتگى بیشتر نقاط آنجا گردد، ترسى كه همه اهل عراق و بغداد را فراگیرد، و مرگى سریع و همگانى در آنجا، كمى اموال و مردم و محصول، پیدایش ملخى در فصل خود، و ملخى بى‏موقع كه زراعت و غلّات را نابود كند، كم شدن غلّات، دو دستگى در میان دو صنف از عجم، و خونریزى بسیار در میان آنها، بیرون رفتن بندگان از زیر بار اربابان و كشتن ایشان، مسخ شدن گروهى از بدعتگذاران به شكل میمون و خوك، پیروزى بندگان به شهرهاى اربابان، بلند شدن آوازى از آسمان كه همه مردم زمین، هر كس به زبان خود آن را بشنود، ظاهر شدن شكل صورت و سینه، در سطح قرص خورشید، زنده شدن مردگان از قبرها در دنیا، و آشنائى آنان با یكدیگر، و دید و بازدید آنان.

آنگاه این جریانها با آمدن 24 بار باران پى‏درپى پایان پذیرد، كه زمین بر اثر آن بارانها زنده گردد، و بركاتش آشكار شود، و سپس هر آفت و بیمارى، از شیعیان حضرت مهدى عجّل اللّه فرجه و معتقدین به حقّ دور گردد، و آنگاه بدانند كه آن حضرت در مكّه ظهور كرده، و براى یارى حضرت به سوى مكّه رهسپار شوند، چنانكه روایات بیانگر آن است.

ترجمه ارشاد، ج 2، ص 344 به بعد ؛ الأنوار البهیة ،ص:588

در روایات دیگر آمده است که یکی از حوادثی که قبل از ظهور اتفاق می افتد، افزایش مرگ و میر و کاهش جمعیت جهان است در روایاتی  به دست ما رسیده می خوانیم که این مرگ و میرها به دو صورت هستند.مرگ سفید و مرگ سرخ

مرگ سفید همان مرگی است که به وسیله بیماری مانند طاعون، بلایای طبیعی مثل سیل،زلزله،طوفان اتفاق می افتد

اما مرگ سرخ که تعداد زیادی از انسانها نیز گرفتار این مرگ می شوند، همان جنگ و خونریزی است

 با توجّه به احادیث زیر ، به این واقعیت پی می بریم که جهان، اندکی پیش از ظهور، دچار جنگ های خونین خواهد بود.
 مثلا ابوبصیر و محمّد بن سلم گویند: از امام صادق (علیه السلام) شنیدیم که می فرمود: «این امر واقع نمی شود تا این که دو سوم مردم از بین بروند.». پس به حضرت اش عرض شد: «اگر دوسوم مردم از بین بروند. چه کسی باقی می ماند؟». پس فرمود: «آیا راضی و خرسند نمی شوید که از یک سوم باقیمانده باشید؟».  الغیبة، طوسی، ص 206
 یا زراره میگوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ایا ندای آسمانی حقیقت دارد؟». فرمود: «بلی؛ به خدا قسم! چنان است که هر قومی با زبان خودشان، آن را می شنوند.» آن حضرت فرمود: «این امر محقّق نمی شود تا این که نُه دهم مردم از میان بروند.».  الغیبة، نعمانی، ص 274، ب 14، ح 54
یا سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «قبل از قیام قائم (عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف)، دو نوع مرگ و میر رخ می دهد: مرگ سرخ و مرگ سپید. تا این که از هر هفت نفر، پنج نفرشان از بین بروند. مرگ سرخ با شمشیر، مرگ سفید، با طاعون است . کمال الدین، ج 2، ص 655، ب 57، ح 27



2 : علایم ظهور و امور حتمی

پنج مورد از نشانه های ظهور در بسیاری از روایات كه از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه های حتمی ظهور برشمرده شده اند:
خروج سیّد خراسانی و یمانی، ندای آسمانی مبنی بر حقّانیت حضرت مهدی ، شهادت نفس زكیّه و فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقة بیداء (بیابان بین مدینه و مكّه). (صدوق، محمد بن علی بن حسین، كمال الدین، ج2، ص650، طوسی، محمد بن حسن، الغیبة ص267، نعمانی، همان، صص169 و 172؛ مجلسی، محمد باقر، همان؛ ج52، ص204، طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری، ص426؛صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، صص439 و 455 )
این نشانه های پنج گانه را احادیث از علایم حتمی شمرده و هیچ گونه احتمال بدایی در مورد تحقّق آنها نداده اند وگرنه خلاف حتمی بودن آنها می شد. این نشانه ها شدیداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگی مقارن ظهور رخ خواهند داد ان شاءالله. بزرگوارانی چون مرحوم آیت الله خویی در پاسخ به نویسندة كتاب سفیانی و علامات ظهور ( فقیه، محمد، السفیانی و علامات الظهور، ص102 ) ، علّامه سیّد جعفر مرتضی عاملی، در كتاب خویش و شیخ طوسی، در غیبت خویش ( عاملی، جعفر مرتضی، دراسته فی علامات الظهور، ص60 ) نسبت به این موضوع تصریح و اذعان كرده اند كه:
هر چند بنابر تغییر مصلحت ها با تغییر شروط اخباری كه به حوادث آینده می پردازند، ممكن است دچار تغییر و تبدیل شوند؛ جز آنكه روایت تصریح كرده باشد كه وقوع آن جریان حتمی است كه (با توجه به اعتماد ما به معصومین(ع)) ما هم یقین به حدوث آنها در آینده پیدا می كنیم و قاطعانه می گوییم در آینده چنین خواهد شد. ( طوسی، محمد بن حسن، همان، ص265 )
اشكال اساسی كه به این نظر گرفته می شود؛ متكی به حدیثی است كه نعمانی در كتاب خویش آورده است كه: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری گفته است: نزد امام جواد(ع) بودیم و صحبت از حتمی بودن آمدن سفیانی شد، از آن حضرت پرسیدم: آیا در مورد امور حتمی هم بداء رخ می دهد؟ فرمودند: آری. گفتم: می ترسم در مورد خود حضرت مهدی(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:
ظهور حضرت مهدی(ع) وعدة الهی است و خداوند خلف وعده نمی كند. (نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص205، مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص250 )
علّامه مجلسی، هم در بحارالانوار پس از نقل این حدیث این توضیح را اضافه كرده اند كه: شاید محتوم، معانی مختلفی داشته باشد كه با توجه به اختلاف در تعاریف ممكن است در مورد برخی از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اینكه شاید منظور از بداء در مورد خصوصیات آن حادثة محتوم و حتمی باشد و نه اصل تحقّق آن، كه مثلاً پیش از زوال حكومت بنی عباس سفیانی جنبش های خویش را آغاز می كند. (بهار الانوار ج52، ص251 )
این فرضیه چندان قابل قبول نیست؛ زیرا در صورت پذیرفتن آن، چه فرقی بین حتمی و غیر حتمی خواهد بود؟ مضاف بر اینكه روایت مورد بحث ما از حیث سند، ضعیف است. (فقیه، محمد، السفیانی و علامات الظهور، ص102 ) در ضمن نمی توان از آن همه حدیث و روایتی كه به شدت بر حتمی بودن این پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأكید می كنند، چشم پوشی كرد و به احادیث انگشت شماری از این دسته تمسك نمود؛ چون ممكن است در شرایط خاصی (به فرض قوت و اعتبار سندی آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روی تقیه، چنین سخنی بگویند.
عبدالملك بن اعین گوید: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدی(ع) گفتم: می ترسم كه زود بیایند و سفیانی نباشد. حضرت فرمودند:
والله نه. سفیانی از حتمیاتی است كه حتماً خواهد آمد. (نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص203؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249 )
امور یا موقوفه اند یا حتمیه كه سفیانی از دستة حتمیاتی است كه حتماً خواهد بود. (نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249 )
یا امام صادق(ع) فرمودند:
از حتمیاتی كه پیش از قیام حضرت مهدی(ع) خواهند بود اینهاست: شورش سفیانی، فرو رفتن در بیداء، شهادت نفس زكیّه و منادی كه از آسمان ندا در دهد. (نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص176، صافی گلپایگانی، لطف الله، همان، ص455 )
حمران بن اعین از امام باقر(ع) راجع به آیة:
ثمّ قضی اجلاً و اجلٌ مسمّی عنده؛ (سورة انعام، آیة 2 )
می پرسد. حضرت می فرمایند:
دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف.
- محتوم چیست؟
- جز آن نخواهد شد.
- و موقوف؟
- مشیت الهی در رابطة آن جاری می شود.
- امیدوارم كه سفیانی جزء موقوف ها باشد.
- والله كه نه و از محتومات است. (مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249 )

 


اما سفیانی کیست و چه مشخصاتی برای او ذکر شده و قیام او به چه صورت است و شهادت نفس زکیه به چه معنا است ؟
آیت الله مكارم در این مورد می فرماید: ظهور «سفیانى» در بسیارى از منابع حدیث شیعه و اهل تسنّن به عنوان یكى از نشانه‏هاى ظهور مصلح بزرگ جهانى، و یا به عنوان یكى از حوادث آخر زمان، آمده است.
گرچه از بعضى روایات بر مى‏آید كه «سفیانى» شخص معیّنى از آل ابوسفیان و فرزندان او است؛ ولى از پاره‏اى دیگر استفاده مى‏شود كه سفیانى منحصر به یك فرد نبوده بلكه اشاره به صفات و برنامه‏ هاى مشخّصى است كه در طول تاریخ افراد زیادى مظهر آن بوده‏ اند.
از جمله در روایتى از امام على بن الحسین علیه السلام نقل شده: «امر السّفیانى حتم من اللّه ولایكون قائم الّا بسفیانى ؛ ظهور سفیانى از مسائل حتمى و مسلّم است: و در برابر هر قیام كننده‏اى یك سفیانى وجود دارد!»
از این حدیث بخوبى روشن مى ‏شود كه سفیانى جنبه «توصیفى» دارد نه «شخصى» و اوصاف او همان برنامه‏ها و ویژگیهاى او است و نیز استفاده مى‏شود كه در برابر هر مرد انقلابى و مصلح راستین یك (یا چند) سفیانى قد علم خواهد كرد.
در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام مى ‏خوانیم:
 «انا و آل ابى سفیان اهل بیتین تعادینا فى اللّه: قلنا صدق اللّه وقالوا كذب اللّه: قاتل ابوسفیان رسول اللّه صلى الله علیه و آله و سلم و قاتل معاویة على بن ابى طالب علیه السلام و قاتل یزید بن معاویة الحسین بن على علیه السلام و السّفیانى یقاتل القائم ؛ ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانیم كه در مورد برنامه‏هاى الهى با هم مخالفت داریم: ما گفته‏هاى پروردگار را تصدیق كرده‏ایم و آنها تكذیب كردند. ابوسفیان با رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مبارزه كرد؛ و معاویه با على بن ابیطالب علیه السلام؛ و یزید با حسین بن على علیه السلام؛ و سفیانى با امام قائم مبارزه خواهد كرد.»
 در برابر هر قائم و مصلحى، ابوسفیانى با مشخّصاتِ‏ سرمایه دار غارتگر، قدرتمند و ظالم، ارتجاعى و مروّج خرافات، وجود داشته، و دارد كه مى‏كوشد، تلاشهاى انقلابى قائم و مصلح را خنثى كند؛ در راه او سنگ بیندازد و حدّاقل تاریخ انقلابش را به عقب بكشاند.
در برابر قیام مصلح بزرگ جهانى «مهدى» نیز «سفیانى» یا سفیانیها قرار خواهند داشت كه با قدرت جهنّمى شان سعى دارند در مسیر انقلاب راستین مهدى وقفه ایجاد كنند؛ زمان را به عقب برگردانند یا لااقل متوقّف سازند؛ از بیدارى و برچیده شدن نظامهاى ظالمانه طبقاتى به نفع استثمار كنندگان جلوگیرى كنند.
هیچ مانعى ندارد كه سفیانى آخر زمان كه در برابر مصلح بزرگ جهانى «مهدى» قیام مى‏ كند از نواده‏ هاى ابوسفیان باشد و شجره نامه و نسبش به او منتهى گردد، همانطور كه در اخبار آمده است؛ ولى مهمتر از مسأله نسب این است كه برنامه‏هاى او و صفات و مشخّصات و تلاشها و كوششهایش همه مانند ابوسفیان است و روشى همسان او دارد.
این «سفیانى» مانند همه ابوسفیانها و همه سفیانیهاى دیگر، سرانجام در برابر جنبش انقلاب جهانى مهدى علیه السلام به زانو در خواهد آمد و تلاشها و كوششها و نقشه‏ هایش نقش بر آب خواهد شد. (حكومت جهانى مهدى (عج)، تالیف حضرت آیت الله مكارم شیرازی، ص188 به بعد)
شیخ عباس قمی در این مورد می گوید: از وادى یابس (یعنى بیابان بى ‏آب و علف كه در ما بین مكّه و شام است) و آن مردى است بد صورت و آبله رو و چهار شانه و ازرق چشم، و اسم او عثمان بن عنبسه است و از اولاد یزید بن معاویه است. و آن ملعون پنج شهر بزرگ را متصرّف مى‏شود كه دمشق و حمص و فلسطین و اردن و قنّسرین است، پس از آن لشكر بسیار به اطراف مى‏فرستد و بسیارى از لشكر او به سمت بغداد و كوفه خواهند آمد و قتل و غارت و بى‏حیایى بسیار در آن صفحات مى‏نمایند. و در كوفه و نجف اشرف قتل مردان بسیار واقع شود و بعد از آن یك حصّه از لشكر خود را به جانب شام روانه نماید و یك قسمت از آن را به جانب مدینه مطهّره، و چون به مدینه رسند سه روز قتل عامّ نمایند و خرابى بسیار وارد آورند، و بعد از آن به سمت مكّه روانه شوند و لكن به مكّه نرسد، و امّا آن حصّه كه به جانب شام روند و در بین راه لشكر حضرت حجّة اللّه بر آن‏ها ظفر یابند و تمام آن‏ها را هلاك نمایند و غنایم آن‏ها را بالكلّیّه متصرّف شوند. و فتنه آن ملعون در اطراف بلاد بسیار عظیم شود خصوصا بالنسبة به دوستان و شیعیان علىّ بن ابى طالب علیه السّلام حتّى آن كه منادى او ندا كند كه هر كس سر یك نفر از دوستان علىّ بن ابى طالب علیه السّلام را بیاورد هزار درهم بگیرد، پس مردم به جهت مال دنیا از حال یكدیگر خبر دهند و همسایه از همسایه خبر دهد كه او از دوستان علىّ بن ابى طالب است.
بالجمله، آن قسمت از لشكر كه به جانب مكّه روند چون به زمین بیداء رسند- كه ما بین مكّه و مدینه است-، حقّ تعالى ملكى را مى‏فرستد در آن زمین و فریاد مى ‏كند اى زمین این ملاعینان را بخود فرو بر، پس جمیع آن لشكر كه به سى صد هزار مى ‏رسند با اسبان و اسلحه به زمین فرو روند مگر دو نفر كه با همدیگر برادرند از طایفه جهنیّه كه ملائكه صورت‏هاى ایشان را بر مى‏گردانند و به یكى مى‏گویند كه‏ بشیر است برو به مكّه و بشارت ده حضرت صاحب الأمر علیه السّلام را به هلاكت لشكر سفیانى، و دیگرى را كه نذیر است مى‏گویند برو به شام و به سفیانى خبر ده و بترسان او را.
پس آن دو نفر به جانب مكّه و شام روانه گردند. چون سفیانى این خبر را بشنود از شام به جانب كوفه حركت كند و در آنجا خرابى بسیار وارد آورد و چون حضرت قائم علیه السّلام به كوفه رسد آن ملعون فرار كند و به شام برگردد، پس حضرت لشكر از عقب او فرستد و او را در صخره بیت المقدّس به قتل آورند و سر نحس او را بریده و روح پلیدش را وارد جهنّم گردانند (منتهى الآمال، شیخ عباس قمى ،ج‏3،ص:2121)
نفس زكیه:
شیخ عباس قمی قتل او را كه پسرى است از آل محمّد علیهم السّلام است و در مابین ركن و مقام‏ كشته می شود را یكی از علامات حتمیه ظهور دانسته است  (همان آدرس )
از امام باقر (ع) روایت شده است كه فرمود: وقتى مهدى خروج مى ‏كند مردى از یارانش به سوى مكیان مى‏رود و آنان را به یارى مهدى مى‏خواند اما آنان بین ركن و مقام سر او را مى ‏برند. این مرد همان نفس زكیه است.
شیخ صدوق در اكمال الدین از محمد بن مسلم نقل كرده است كه گفت: به امام باقر (ع) عرض كردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد كرد؟ آن حضرت نشانه‏ هایى ذكر كرد تا آنجا كه فرمود: و جوانى از آل محمد میان ركن و مقام كشته مى ‏شود نام او محمد بن حسن نفس زكیه است. همچنین وى به سند خود از ابراهیم حریرى نقل كرده است كه نفس زكیه جوانى است از آل محمد. او محمد بن حسن نام دارد. وى را بدون هیچ گناهى مى‏ كشند و چون او را مى ‏كشند نه در آسمان عذر خواهى مى‏ ماند و نه در زمین یاورى. در این هنگام است كه قائم آل محمد همراه با گروهى به سوى ایشان برانگیخته مى‏شود او در چشم مردم باریك‏تر از سرمه است. چون خروج كند مردم براى آنان مى‏گریند. دیده نمى‏ شوند كه بسیار تیز و تند دور شوند. خداوند مشارق و مغارب زمین را براى آنان مى‏گشاید و اینان مؤمنان حقیقى هستند بدانید كه بهترین جهاد در آخر الزمان خواهد بود.
شیخ طوسى در كتاب غیبت از عمار بن یاسر روایتى نقل كرده و پاره‏اى از علایم خروج مهدى را در آن یاد كرده تا آنجا كه مى ‏گوید: در این هنگام نفس زكیه و برادرش در مكه به ناروا كشته مى‏شوند.
شیخ مفید از امام باقر (ع) نقل كرده است كه فرمود: بین قیام قائم (ع) و قتل نفس زكیه بیش از پانزده شب فاصله نیست. نعمانى در غیبت به سند خود از امیر مؤمنان (ع) در ضمن حدیثى نقل كرده است كه فرمود: آیا شما را از آخرین پادشاه بنى فلان آگاه نكنم؟
گفتیم: چرا اى امیر مؤمنان آگاه كنید. فرمود: نفسى حرام از قریش در روزى حرام و در دیارى حرام كشته خواهد شد. سوگند به خدایى كه دل دانه را شكافت و بشر را آفرید پس از این واقعه بیش از پانزده روز پادشاهى بر مردم حكم نمى‏ راند. پرسیدیم: آیا پیش از این واقعه یا بعد از آن چیزى رخ خواهد داد؟ فرمود: صیحه‏ اى خواهد آمد در ماه رمضان.(سیره معصومان ،ج‏6،ص:397 )

پس نفس زكیه، جوان دانشمندی از دودمان پیامبر صلی الله علیه وآله و از یاوران حضرت مهدی علیه السلام است كه نامش محمد بن حسن می باشد و در مكه بین ركن و مقام شهید مى شود و كشتن شدن او از نشانه هاى قطعى ظهور است.

و در خصوص خروج و قیام سفیانی و یمانی در روایت نقل شده است که هر دو در یک ماه و یک سال خروج می کنند: خرُوجُ السفیانیُّ و الیمانیُّ و الخراسانیُّ فی سنهٍ واحدهٍ، فی شهرٍ واحدٍ، فی یوم واحدٍ، و لیسَ فیها رایهٌ باهدی من رایه الیمانی، یهدی الی الحقِ؛ سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز خروج می‌کنند. در این میان پرچمی هدایتگرتر از پرچم یمانی نیست، که به سوی حق رهنمون می‌گردد.غیبت طوسی، ص 446؛ غیبت نعمانی، ص 255؛

اما خروج سفیانی که از امور حتمی است. و خروج او در ماه رجب بوده از آغاز خروج تا پایان عمرش ۱۵ ماه است. ۶ ماه تمام جنگ می کند هنگامیکه بر مناطق ۵گانه تسلط پیدا کرد ۹ ماه حکومت می کند( مناطق ۵ گانه : دمشق- حمص- اردن- حلب- قنسرین) لذا 15 ماه مانده بر قیام حضرت مهدی علیه السلام خروج می کند

طبق روایت فوق قیام یمانی نیز در همان زمانی است که سفیانی خروج می کند .

ادامه.....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 

حال سوال اینجاست که آیا میشه گفت داعشی ها همون سفیانی های آخرالزمان هستند یا نه؟
جواب : هرچند بین  کارهایی که داعش انجام می دهند با کاری که سفیانی انجام خواهد داد شباهت وجود دارد اما باید به این نکته دقت کرد که بین سفیانی و داعش تفاوت زیادی وجود دارد به عنوان نمونه اینکه در روایات معتبر وارد شده که قیام سفیانی در ماه رجب و هم زمان با قیام یمانی در یمن و خراسانی است و یا در روایات معتبر دیگر آمده است قیام سفیانی از ابتدا تا انتها ۱۵ ماه طول می کشد. ۶ماه آن پیش از قیام امام مهدی و دوران حکومت سفیانی است و ۹ ماه بعد از آن، دوران رو به افول رفتن قدرت سفیانی و در نهایت کشته شدن اوست .در برخی روایات نیز نقل شده است ظهور حضرت مهدی علیه السلام در همان سال خروج سفیانی اتفاق می افتد به عبارت دیگر در رجب همان سالی که سفیانی ظهور می کند در محرم همان سال حضرت مهدی ظهور می کند. همچنین آمده است سفیانی در شام حکومت را به دست می گیرد و مخالفان را می کشد لذا این ویژگی ها در داعش موجود نیست. داعش نه در رجب قیام کرده است و نه قیامشان همزمان با قیام یمانی و خراسانی بوده است و از طرف دیگر نه مدت قیامشان و نه فاصله آن با ظهور با روایات هم خوانی دارد و نه در شام به قدرت رسیدند و...بنابر این ادعای آن ها حرف بی اساس است که به هیچ عنوان با روایات هم خوانی ندارد .
از آنجا که تطبیق موجب بدبین شدن و نا امید شدن مردم نسبت به مسئله ظهور می شود لذا شایسته است که کسی فریب این تطبیق ها را نخورد و تطبیق نیازمند به ضوابط و معیارهای دقیقی است که کار هرکس نیست .پس علائم ذکر شده در روایات ، قابل تطبیق بر بسیاری از اشخاص هستند و اینگونه تطبیق ها تا تحقق خارجی پیدا نکند ، و در زمان حضرت علیه السلام محقق نشود ، قابل تایید نیست.

سوال بعدی این است که ایا درست است که کسی به نام سفیانی( عثمان بن عنبسه) در ارتش سوریه خدمت میکنه وبعدش ایا میتوان از سید حسن نصرالله بعنوان سید یمانی نام برد چون پرچم حزب الله هم زرد هستش؟
جواب  : تطبیق قطعى و بى قید و شرط  شخصیت هاى روایات مربوط به آخرالزمان ، امرى است كه از سوى هیچ یك از علماى اسلام و محققین عرصه ى مهدویت مورد قبول نیست . چرا كه این حركات از این دست ، ممكن است به توقیت بینجامد و توقیت ( وقت تعیین كردن براى ظهور ) ، امرى است كه ائمه( ع ) به شدت از آن نهى كرده اند

تطبیق علائم ظهور باعث ایجاد تزلزل در اعتقادات مردم می شود لذا تطبیق دادن علائم بر افراد اصولا كار درستی نیست

بویژه اینکه در روایت نقل شده است که خروج سفیانی و یمانی هر دو در یک ماه و یک سال اتفاق می افتد : خرُوجُ السفیانیُّ و الیمانیُّ و الخراسانیُّ فی سنهٍ واحدهٍ، فی شهرٍ واحدٍ، فی یوم واحدٍ، و لیسَ فیها رایهٌ باهدی من رایه الیمانی، یهدی الی الحقِ؛ سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز خروج می‌کنند. در این میان پرچمی هدایتگرتر از پرچم یمانی نیست، که به سوی حق رهنمون می‌گردد.غیبت طوسی، ص 446؛ غیبت نعمانی، ص 255؛
طبق روایت فوق قیام یمانی نیز در همان زمانی است که سفیانی خروج می کند

با این توضیح تطبیق یمانی به سید حسن نصر الله کار درستی نیست و حتی خود سیدحسن نصرالله ضمن نقد سی دی ظهور نزدیك است، مطالبی را در این خصوص بیان كرده و گفته اند كه اجداد ما هیچ وقت یمن نبوده اند و من هم هیچ كجا نگفته ام كه ریشه ما یمنی است. ایشان به صراحت چنین تطبیقات را مورد نقد قرار داده اند.

هرچند طبق برخی از روایات این جنگ از شام شروع و در عراق اوج گرفته و با سپاهی از ایران ادامه پیدا می کند ولی این جنگ در مرزهای غربی ایران با پیروزی ایرانیان بر لشکری از سپاه سفیانی از پیشروی باز می ماند و در تمام کشور فراگیر نمی شود پس از آن توسط لشکرهای دیگری از سفیانی در سمت حجاز(بخشی از عربستان) ادامه می یابد. که در همین اوضاع حضرت ولی عصر عجل الله فرجه ظهور کرده و لشکر حجاز سپاه سفیانی در بیداء به درون زمین فرو می رود و لشکر اصلی آن با سپاه امام زمان عجل الله فرجه درگیر شده و شکست می خورند و سفیانی دستگیر می شود . اما وقایع سوریه ممكن است مصداق همان فتنه هایی كه در روایات خبر داده شده باشد و ممكن است نباشد، در این مورد نمی توان نظر قطعی داد ولی قطعاً امیدها را در نزدیك بودن ظهور موفور السرور منجی آخر الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف زیاد می كند.


3 : بداء و قیام حضرت مهدی

ظهور حضرت حجت(ع) از اموری است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكید شده و در حتمیت آن ذره ای شك و شبهه وجود ندارد. و در آیاتی نظیر آیة 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانروای زمین گردند و بر آن سیطره یابند كه چنین واقعه ای در تمام طول تاریخ تا كنون اتفاق نیفتاده است و از آنجا كه « ان الله لا یخلف المعیاد (آل عمران آیة 9 ) و خداوند در وعدة خویش تخلف نمی كند، در آینده ای دور یا نزدیك حتماً چنین اتفاقی خواهد افتاد. ان شاء الله.
علاوه بر اینكه در موارد بسیاری رسول مكرم اسلام(ص) و معصومین(ع) شدیداً تأكید نموده اند كه:
حتی اگر از عمر هستی بیش از یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن قدر این روز را طولانی می كند كه حضرت مهدی(ع) ظهور كرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند. (شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص340، طبرسی، فضل بن حسن، همان، ص401، مجلسی، محمد باقر، همان، ج51، ص133 )

4. تعیین زمان ظهور حضرت مهدی
بسیاری از روایات، ما را از توقیت (مشخص كردن زمان ظهور) یا تعیین محدودة زمانی برای ظهور حضرت به شدت نهی كرده اند و شیعیان را امر كرده اند كه هر كه را چنین كرد تكذیب كنند و دروغ گو بشمارند؛ زیرا این مطلب در زمرة اسرار الهی است و كسی آن را نمی داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند:
محمد! اگر كسی وقتی از جانب ما برای ظهور حضرت مهدی(ع) نقل كرد، از تكذیب كردن او نترس! چرا كه ما برای احدی تعیین وقت نمی كنیم. (بهار الانوار ج52، ص104 )
وقتی فضیل از امام باقر(ع) می پرسد كه آیا این مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه می فرمایند: «آنها كه وقت تعیین می كنند دروغ می گویند( بهار الانوار ج52، ص103 ) یكی از یاران امام ششم(ع) به ایشان عرضه می دارد: این مسئله ای كه چشم انتظارش هستیم كی خواهد آمد؟ حضرت می فرمایند:
ای مهزم! آنها كه وقت تعیین كنند دروغ می گویند، آنها كه عجله كنند هلاك می شوند و آنها كه تسلیم امر خداوند باشند نجات می یابند و به سوی ما باز می گردند. (نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص198؛ طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص104 )
آنگونه كه از احادیث برمی آید، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموری است كه خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالی اراده كنند و شرایط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمین را از بركات وجودی آن امام همام(ع) بهره مند خواهند نمود.

البته نهی از تعیین وقت، شامل نشانه های حتمی ظهور نمی شود؛ چرا كه خود معصومین(ع) در این موارد به فاصلة زمانی میان حدوث آن نشانة حتمی و ظهور حضرت اشاره كرده اند كه مثلاً از ابتدای شورش سفیانی تا قیام حضرت بیش از 9 ماه طول نخواهد كشید یا مثلاً 15 روز پس از شهادت نفس زكیّه حضرت در مكه ظهور می كنند. ولیكن دیگر نشانه ها حداكثر به این اشاره می كنند كه ظهور آن وجود مقدس نزدیك شده است و نه بیش از این. چنانكه دیدیم برخی از نشانه های ظهور قرن هاست كه اتفاق افتاده اند و گذشته اند و هنوز ظهور رخ نداده است. كه البته به جهت ایجاد امید در دل شیعیان مبنی بر نزدیك شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قیام حضرت صاحب(ع) یاد كرده اند.

ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند كه ایشان بناست چه زمانی قیام جهانی خویش را آغاز كنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خویش را برای آن روز مهیا و آماده می كردند ـ كه به خیال خام و واهی خود ـ آن نور الهی را خاموش كنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفانی هم كه قرن ها با حدوث این حادثة عظیم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به یأس و كسالت و خمودی می شدند حال آنكه قرن هاست بسیاری در انتظار آن یار غایب از نظر، دیده ها را خون بار كرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجیل در فرج ایشان برداشته اند و امید دارند كه در زمرة یاران و یاوران ایشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم های ستمگران ربوده و هر صبح و شام از این هراسناكند كه شاید آن عزیز مقتدر امروز ظهور كند و پایه های حكومت شیطانی شان را درهم شكند.
به امید آنكه آن روز را ببینیم و از یاوران حضرتش باشیم. ان شاءالله.

 

در انتها نیز به دو سوال در مورد امام زمان پاسخ داده میشود .

 

سوال 1 : ایا ایران چه نزدیک زمان ظهور یا در ظهور ان حضرت نقشی دارد ؟ اتفاقی در ایران نمی افتد؟ اگر امام زمان در مکه ظهور میکند پس جمکران چه نقشی دارد؟ . میخوام بدونم در زمان ظهور جمکران کانون اتفاقات هست یا نه؟این که گفته میشود ایران کشور
امام زمان هست یعنی امام زمان بعد از ظهور در ایران سکنا میکنند ؟یا در حال حاظر در ایران بسر میبرند؟ یا جمکران فقط در زمان غیبت مرکز توجه هست ؟ یعنی جمکران صرفا برای یک خواب ساخته شده ؟
جواب : با توجه به روایات، می‌توان شرایط ایران را تا حدودی این گونه ترسیم کرد:

1 -علم و معارف اهل بیت از ایران و قم، به تمام جهانیان صادر می‌شود. لذا موقعیت علمی ایران ممتاز است  لذا از مهمترین و اصلی ترین مرکز دین اهل بیت(ع) خواهد بود. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: «به زودی، کوفه، از مؤمنان خالی می‌گردد و دانش مانند ماری که در سوراخش پنهان می‌شود، از آن شهر رخت برمی‌بندد؛ سپس علم ظاهر می‌شود در شهری به نام قم؛ آن شهر معدن علم و فضل می‌گردد(و از آنجا به سایر شهر‌ها پخش می‌شود) به گونه‌ای که باقی نمی‌ماند در زمین جاهلی نسبت به دین، حتی زنان در خانه‌ها. این قضیه نزدیک ظهور قائم(ع) واقع می‌شود ... علم، از قم به سایر شهر‌ها در شرق و غرب پخش می‌شود و حجت بر جهانیان تمام می‌شود به گونه‌ای که در تمام زمین، فردی پیدا نمی‌شود که دین و علم به او نرسیده باشد. بعد از آن قائم، قیام می‌کند و سبب انتقام خدا و غضب او بر بندگان(ظالم و معاند) می‌شود؛ زیرا، خداوند انتقام ایران در هنگام ظهور چگونه خواهد بود ؟
(و عذاب) بر بندگان روا نمی‌دارد، مگر وقتی که حجت را انکار کنند»؛ (بحار الانوار، ج 57و60، ص213 )
2 -قیام و جنبشی بزرگ برای دعوت مردم به طرف دین، در ایران روی می‌دهد. از امام کاظم(ع) نقل شده است: «مردی از اهل قم، مردم را به سوی حق دعوت می‌کند. گروهی، دور او اجتماع می‌کنند که مانند پاره‌های آهن‌اند و باد‌های تند(حوادث) نمی‌تواند آنها را از جای برکند. از جنگ خسته نمی‌شوند و کناره‌گیری نمی‌کنند و بر خدا توکل می‌کنند. سر انجام، پیروزی برای متقین و پرهیزکاران است».(بحار، ج60، ص216، ح37 )
گویا این حرکت، همان حرکتی است که از امام باقر(ع) نقل شده است: «گویا می‌بینم گروهی از مشرق زمین خروج می‌کنند و طالب حق هستند، اما به آنان پاسخ داده نمی‌شود. مجدداً برخواسته‌ی خود تاکید می‌کنند ولی جواب نمی‌شنوند. پس چون چنین دیدند، شمشیر‌ها را به دوش می‌کشند، در مقابل دشمن می‌ایستند تا حق به آنها داده می‌شود، اما این بار قبول نمی‌کنند بلکه قیام می‌کنند و نمی‌دهند آن را (پرچم قیام را) مگر به صاحب شما(امام زمان(ع))».(بحار الانوار، ج52، ص243، ح116 )
3 - یکی دبگر از نقش های مهم ایرانیان در ابتدای ظهور این است که خروج سید حسنی و خراسانی که در روایات به آنها اشاره شده است از ایران است بنابراین، موقعیت اجتماعی آن روز ایران حرکت به سوی حق طلبی و دعوت به آمادگی برای ظهور است..
4 - در برخی از روایات اهل بیت(ع) به حضور فعال عجم در سپاه  امام مهدی(ع) اشاره شده است. البته مقصود از عجم ملت‌های غیر عرب است، ولی به احتمال زیاد بیشترین مصداق آن در عصر ظهور، ایرانیان خواهند بود به ویژه که مرکز شیعه در ایران است.
مجموعه روایات وارده در مورد ایرانیان نشان می‌دهد که این گروه، زمینه‌سازان حکومت حضرت مهدی(ع) در جهان هستند و بیشترین تأثیر را در روند استقرار حکومت امام مهدی علیه السلام دارند، و در حقیقت حضرت مهدی(ع) به همراه یاران از جمله ایرانیان با دشمنان به مبارزه برمی‌خیزد.

اما این دلیل بر این نیست که محل سکنای حضرت در ایران باشد بلکه طبق روایات محل حکومت حضرت بعد از ظهور در کوفه است و از آنجا جهان را اداره می کند اما در زمان غیبت جای مشخصی که دائما آنجا باشد، برای امام گفته نشده است
اما در خصوص مسجد مقدس جمکران باید بگوییم که دستور ساخت این مسجد توسط خود امام مهدی (عج) و در عالم بیداری بوده است  که بر عهده  حسن بن مثله جمکرانی گذاشته شد.جهت اطلاع بیشتر به کتاب نجم الثاقب و تارخ قم مراجعه کنید
این مکان مانند دیگر مساجدی مانند مسجد سهله دارای مقام و جایگاه ویژه ای می باشد  همچنانکه در ابتدای حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله مسجد، مکان تربیت نیروهاى مؤمن و مخلص، محل مشورت، و زمینه قدرت اسلام بود لذا در این زمان نیز مساجد بویژه مسجد جمکران نقش بسزایی در تربیت افراد دارد در این عصر ظهور، چون فتنه ها زیاد می شود، فساد جهانگیر می شود تمامی مکانها در اثر این فتنه ها و فسادها، آلوده می شوند، و کمتر جای  سالم در دنیا پیدا می شود. که محیط سالم داشته باشد.اما تنها مکانى که نسبت به سایر محیط ها سالم می ماند، مقدس مسجد است. که از فتنه ها  دور مانده است. و اگر کسى بخواهد در این عصر دین خود را حفظ کند و ایمان خود را تقویت کند و به درجه یقین برساند به این در مسجد میسر است و زمینه حرکت در مسیر دین در مسجد فراهم است. از طریق مسجد می شود با سیره و زندگى ائمه اطهار (ع) آشنا شد همچنین مسجد به عنوان یک نهاد سیاسی در   جامعه مطرح است و بهترین جا برای تبلیغ دین همچنانکه پیامبر(ص) مسجدالحرام را به عنوان یک سنگر تبلیغى خود انتخاب کرد و با ورود به مدینه نیز مسجد را بنا کرد و فعالیتهای تبلیغى و فرهنگى و اجتماعى و سیاسى خود را از آنجا شروع کرد لذامسجد جمکران نیز از این قاعده استثنائ نیست

با این مقدمه، اهمیت مسجد جمکران نیز در زمینه سازی ظهور  روش خواهد شد .

 

سوال 2 : خداوند كه برای همه زمان ها یك امام قرارداده تا مردم رو هدایت كنه چرا برای ما این كار رو نكرده و اگر جوابتون حضرت مهدی(عج) باید بگم امامی كه نه صداش رو میشنویم- نه می دونیم كجاست- نه پیغامی برامون داره- نه سئوالاتمون رو جواب می ده - چگونه امامی است كه فقط همش می شنویم بعضی ها می بیننش با هاش حرف می زنند و ... واقعاَ باید چكار كرد آیا به وجود این امام نمی شه شك كرد؟
جواب : اصل غیبت امام مهدی علیه السلام، یك كمبود برای انسان‏ها است كه از این جهت به خداوند شِكْوه می‏كنیم: "اللّهم انا نشكو الیك فقد نبینا و غیبة ولیّنا" كه عامل اساسی آن به خود ما انسان‏ها بر می‏گردد، اما با صرف از مسئله غیبت، اصل وجود او فواید و بركات بسیار دارد . یكی از اصول مسلم شیعه این است كه جهان هستی نباید خالی از حجت باشد حال با این وجود چگونه غیبت امام مهدی(ع) توجیه می گردد؟ در این باره می گوییم: نخست می بایست توجه كرد به این نكته كه از چه جهت وجود امام ضرورت دارد:
1ـ واسطة فیض و هدایت تكوینی الهی: وجود امام ضرورت دارد، چون واسطة فیض و هدایت تكوینی الهی است. اگر امام نباشد، فیض هستی قطع می گردد و جهان از هم می پاشد. محمد بن فضیل گوید: از امام هشتم(ع) پرسیدم: آیا روزی می رسد كه مردم بدون امام باشند؟  حضرت فرمود: نه. گفتم: از امام صادق(ع) روایت شده است كه اگر روزی زمین از وجود امام خالی باشد، زمین و بندگان مورد خشم خداوند قرار می گیرند، حضرت فرمود: نه، در این هنگام اصلاً زمین و بشری باقی نمی ماند، همه از بین می روند.كافی ، ج 1، ص 179.
بنابراین بدون وجود امام، واسطه فیض و هدایت تكوینی الهی باقی نمی ماند و در این صورت همه چیز نابود خواهد شد. هر چند در این دوره  امام از دیده ها پنهان است، ولی  وجود پرفیض او برقرار است و ما از این فیض بهره مندیم. امام صادق(ع) فرمود: "همان طور كه مردم از خورشید در پشت ابر بهره می برند، و وجود ابر نمی تواند مانع از فیض رسانی خورشید گردد، مردم در دورة غیب امام مهدی(عج) از وجود او بهره می برند و غیبت نمی تواند مانع از فیض رسانی و واسطه فیض و هدایت الهی گردد".
2ـ رهبری سیاسی اجتماعی: وجود امام ضرورت دارد، از این جهت كه می بایست رهبری سیاسی جامعه را در دست داشته باشد.
امروزه كسانی كه در دورة غیبت كبری به سر می برند از این وجه ضرورت امام محروم هستیم. البته نه تنها ما محروم هستیم، بلكه آن كسانی كه در دورة حضور امامان(ع) بودند نیز از این نعمت محروم بودند، چون بهره مندی از این نعمت به اوضاع و شرایط  اجتماعی بستگی دارد. تنها امام علی(ع) آن هم به مدت پنج سال و امام حسن(ع) به مدت شش ماه توانستند رهبری سیاسی را بر عهده بگیرند.
پس از این جهت فرقی بین زمان غیبت و حضور امام نیست. غیبت امام مهدی(عج) اگر مانع می شود تا مردم از رهبری سیاسی حضرت محروم گردند، اوّلاً این جریان مختص زمان غیبت نیست و ثانیاً به اوضاع اجتماعی بستگی دارد. اگر جامعه از این جهت پذیرا باشد، یكی از شرایط ظهور امام محقق شده است.
3ـ مفسر و مبین دین: وجود امام ضرورت دارد، به این جهت كه مفسِّر و مبیِّن دین است؛ تفسیری كه در آن خطایی وجود ندارد.  ایشان باید احكام دین را برای مردم بیان كند، چون تبیین و تفسیر او بی خطاء  و بدون اشتباه است.
بعد از پیامبر(ص) مسلمانان بیش از دو قرن و نیم از این نعمت بهره مند بودند؛ یعنی تا هنگام شهادت امام حسن عسكری(ع) ، یازده امام در صدد تبیین و تفسیر معصومانه از دین برآمدند و طرح اساسی از اسلام ناب محمدی (و مذهب تشیع) را پایه ریزی كردند و احادیثی كه در قالب چهارصد كتاب (اصول اربع مأه) توسط شاگردان آنان نوشته شده بودند، جمع آوری شد. افزون بر این كتاب ها، امامان(ع) توانستند شاگردانی مبرز و توانا برای دفاع از كیان عقیدتی و فقهی شیعه تربیت كنند. در این دورة  تقریباً مسئولیت تبیین دین یا بیان هدایت تشریعی به پایان راه خود رسید. آن چه گفتنی بود، گفته شد و اصول احكام بیان شد و آنان به شاگردان خود یاد دادند كه در فروع و فرعیات احكام چگونه از اصول بهره گیرند و در حوادث واقعه (مسائل جدید) به اجتهاد و استنباط احكام بپردازند. حال اگر احیاناً جایی نیاز به تبیین و تفسیر دین باقی باشد، مسئولیت این امور بر عهدة شاگردان امامان؛ یعنی عالمان با تقوا نهاده شده است. همان گونه كه از امام مهدی(عج) روایت شده است. "و أمّا الحوادث الواقعه فارْجعوا فیها إلی رُواة حدیثنا فإنّهم حجتی علیكم و أنا حجة الله علیكم؛ در حوادث واقعه به روات احادیث و عالمان دین رجوع كنید، چون آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان می باشم".احتجاج، ص 28.
بنابراین در این دوره، مسئولیت و وظیفة امام در بُعد تفسیر دین و هدایت تشریعی به اتمام رسیده است و اگر با توجه به مقتضات زمان نیازی به تفسیر دین باشد، عالمان با تقوا با بهره گیری از اصول و كلیاتی كه امامان(ع) بیان داشته اند و در قالب اصول اربع مأه موجود است، این مسئولیت را عهده دار می گردند.
نكته پایانی اینكه شما می گویید این چگونه امامی است كه نمی شود او را دید و سؤالاتمان را از او بپرسم، دوست گرامی مگر در زمان حضور ائمه علیهم مانند امام كاظم علیه السلام  بخاطر جو خفقان، مردم می توانستند امام خود به راحتی ببینند و یا سوال كنند؟! در ثانی شما چه سوالی داشتید كه عالمان دین با تكیه بر قرآن و روایات نتواسته آند آن را جواب بدهند؟ ثالثا: قرار هم نیست كه سوالاتمان را فقط از امام بپرسیم حتی در زمان حضور ائمه علیهم السلام خود حضرات مردم را به علماء و یاران عالم خود  ارجاع می دادند.

منبع:http://shiaanswering.blogfa.com/post-95.aspx

 

در پناه حق



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
مسئول اکران های عمار در خراسان جنوبی:
خانه‌ای در کنار ابرها در دهستان افین خراسان جنوبی اکران شد+ گزارش تصویری

رابط اکران جشنواره عمار در خراسان جنوبی از استقبال مردمی نسبت به اکران فیلم سینمایی خانه‌ای در کنار ابرها در مهدیه دهستان افین برای اهالی روستا خبر داد.


مسئول اکران های مردمی جشنواره عمار در خراسان جنوبی در گفت‌وگو با خبرنگار عمارفیلم گفت: فیلم سینمایی خانه‌ای در کنار ابرها روز سه‌شنبه و چهارشنبه  هفته گذشته در مهدیه دهستان افین خراسان جنوبی اکران شد.

کریمیان بیان داشت: امسال، برای اولین بار جشنواره مردمی عمار با اکران فیلم‌های مستند و داستانی کوتاه و فیلم سینمایی خانه‌ای در کنار ابرها در دهستان افین برگزار‌شد.

وی ادامه داد: مخاطب اکران‌های مردمی جشنواره عمار در دهستان افین خراسان جنوبی اهالی روستا و به خصوص دانش‌آموزان بودند.

رابط جشنواره عمار در خراسان جنوبی افزود: مساجد، مدارس و خانه اهالی از جمله مکان‌های اکران جشنواره عمار در دهستان افین بودند.

کریمیان با اشاره به استقبال معلمین افین از این جشنواره گفت: علاقه و حمایت معلمین از جشنواره عمار فضای مناسبی برای اکران‌ در مدارس ایجاد نمود و استقبال دانش‌آموزان را نیز در پی داشت.

وی در خصوص امکانات اکران در دهستان افین بیان داشت: برای اکران فیلم‌های عمار، نیاز به تجهیزات حداقلی مانند پروژکتور بود که به‌دلیل عدم امکانات موجود باید از خارج روستا تهیه و انتقال داده می‌شد.

 رابط عمار در خراسان جنوبی با اشاره به اینکه حمایت‌ها بیش‌تر مردمی بود تا دولتی ادامه داد: تامین هزینه‌ها و حمایت‌های مالی بیش‌تر از جانب اهالی روستا و بدون سرمایه‌های دولتی صورت گرفت.

کریمان در خصوص بی‌توجهی سازمان‌های دولتی نسبت به جشنواره عمار گفت: در اکران‌های گذشته که خبرنگار صداسیما حضور داشت و برنامه‌ها هماهنگ شده بود، متاسفانه صداسیمای استان گزارشی از اکران جشنواره عمار پخش نکرد.

وی افزود: تصویر‌برداری اکران‌ها توسط مستند‌سازان بومی که برای عمار فیلم تهیه کرده بودند و با کمک حوزه هنری دهستان افین انجام گرفت.

رابط جشنواره عمار در خراسان جنوبی در پایان گفت: استقبال مردم از جشنواره عمار بسیار زیاد بود، و چشمه های اکرانی نیز در حال توسعه است که این خود نشان از افقی روشن برای فیلم عمار خواهد بود.
















lkfu:http://ammarfilm.ir/NewsView.aspx?newsid=3836



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی درگذشته در سال ۳۲۶ق، سومین نایب خاص امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) كه از معتمدان محمد بن عثمان (دومین نایب امام زمان علیه‌السلام) و از نزدیكان وی در بغداد بوده است.

[۱] حسین بن روح را از اصحاب امام حسن عسكری(علیه السلام) دانسته‌اند و گویند محمد بن عثمان در واپسین روزهای حیات، به دستور امام مهدی(عج) او را به عنوان جانشین خود معرفی كرد؛ پس از آن شیعیان برای تحویل اموال به وی رجوع می‌كردند.[۲] مدت نیابت او ۲۱سال بوده است.








تولد

سال ولادت حسین بن روح دانسته نیست. آشنایی وی با گویشِ فارسی اهالی آبه (نزدیك ساوه) و مناسبات نزدیكش با مردم آنجا،[۳] احتمال قمی بودن وی را تقویت می‌كند؛[۴] چنان كه در برخی منابع[۵] قمی خوانده شده؛ اما در غالب منابع، بیشتر به نوبختی مشهور است.
انتساب وی به خاندان نوبختی، به احتمال بسیار، از سوی مادرش بوده است[۶]. او روحی نیز خوانده شده است.[۷] وی در ۱۸ شعبان ۳۲۶ق درگذشت و در بغداد، در منطقه نوبختیه، به خاك سپرده شد.[۸]

اختفای حسین بن روح

حسین بن روح چندی پس از انتصاب به نیابت خاص امام علیه‌السلام، مجبور شد مخفی شود. منابع امامیه از «استتار» او قبل از دست گیری سخن می‌گویند. زمان آن دقیقا مشخص نیست، احتمالاً باید بین سال‌های ۳۰۶ قمری / ۹۱۸ میلادی تا ۳۱۱ قمری / ۹۲۳ میلادی، در دوران وزارت حامدبن عباس بوده باشد. طول دوران اختفای وی و علت آن بر ما روشن نیست. بنا به نوشتۀ شیخ طوسی، در این دوران شَلمَغانی سفیر و رابط او با مردم بود.[۹] ولی شلمغانی مدتی بعد به افكار حلولی و غلو گرایش یافت، و در نتیجه، حسین بن روح او را از مقامش بر كنار كرد.

فتنه شلمغانی

یكی از وقایع مهم در دوره نیابت حسین بن روح فتنه‌ای بود كه ابوجعفر محمد بن علی شَلْمَغانی معروف به ابن عَزاقِر برپا كرد. وی از عالمان شیعه در بغداد و از نزدیكان حسین بن روح بود و حسین بن روح در اصلاح كتاب فقهی وی، التكلیف، با او مشاركت كرد.[۱۰]
مهم‌تر از همه اینكه حسین بن روح در پنج سالی كه در میان مردم نبود، شَلْمَغانی را به نیابت خود منصوب كرد، اما وی، با سوءاستفاده از موقعیت خود، ابتدا خود را به جای او باب معرفی كرد و بعدها حتی ادعای نبوت و الوهیت كرد. با آشكار شدن انحراف وی، حسین بن روح كه در حبس بود، شیعیان را از ارتباط با او منع كرد و در ۳۱۲ توقیع امام زمان(عج) در لعن او صادر شد[۱۱][۱۲]این توقیع در ۳۱۷ علنی شد. شلمغانی نیز سرانجام در ۳۲۲ یا ۳۲۳، به حكم خلیفه به دار آویخته شد[۱۳]

خاندان نوبختی

نوبختیان از خاندان اصیل ایرانی بوده و همواره همنشین و همراه خلفای عباسی بودند. ایشان در اثر قدرت سیاسی، توان اقتصادی و شایستگی‌های علمی، پایگاه اجتماعی مناسبی داشتند كه با تكیه بر آن، در پیش‏ برد تفكر شیعی و حمایت از شیعیان نقش اساسی داشته‌اند.
در ده سال نخست حكومت مقتدر، حسین بن روح هنوز به عنوان نایب خاص امام علیه‌السلام مشخص نشده بود. ایشان در این زمان مورد احترام دربار خلافت بود. یكی از عوامل این احترام موضع‌گیری محتاطانۀ حسین بن روح بود كه سعی داشت خود را از شورش‌های آن دوران، چون قیام قرامطه، دور نگه دارد. دیگر این كه وی به خاندان نوبخت منسوب بود كه از روزگار منصور (خلافت، ۱۵۸-۱۳۶ق / ۷۷۴-۷۵۳م) در دستگاه عباسیان نفوذ داشتند و این اعتبار تا عصر خلافتِ مقتدر ادامه داشت. وزیر مقتدر در این زمان، ابوالحسن علی بن محمد، از خاندان فرات بود كه در تاریخ به تشیع مشهورند.[۱۴]
از سخنان ابن مسكویه (از مورخین تاریخ اسلام) چنین برمی‌آید كه ابن فرات در دورۀ نخست وزارت، سیاست جذب و جلب افراد به خویش را دنبال می‌كرد؛[۱۵] بعید نیست كه او، وسیلۀ ارتباط نزدیك حسین بن روح با دربار خلافت شده باشد. هم چنین دختر محمدبن عثمان، نایب دوم، نقل كرده است: در این زمان اموالی از آل فرات به حسین بن روح می‌رسید.[۱۶]

موقعیت حسین بن روح

ام كلثوم دختر ابو جعفر، ضمن روایتی نقش برجسته حسین بن روح در زمان پدرش ابو جعفر و موقعیت عالی او را در میان شیعیان به تفصیل توضیح داده است.[۱۷] وی همچنین در دورانی كه آل فرات متصدی مقام وزارت مقتدر عباسی و از هواداران شیعیان بودند، در دستگاه خلافت نفوذ كرد، اما با روی كار آمدن حامد بن عباسكه از مخالفان شیعه حمایت می‏كرد، مشكلاتی برای حسین بن روح به وجود آمد. از سال ۳۱۱ كه حامد بن عباس روی كار آمد تا سال ۳۱۷ كه حسین بن روح از زندان رها شد، گزارش دقیقی از زندگی او در دست نیست. فقط می‌دانیم كه وی از سال ۳۱۲ تا ۳۱۷ در زندان به سر می‏برده است.[۱۸] پس از آن تا شعبان سال ۳۲۶- كه درگذشت- از موقعیت والایی در بغداد برخوردار بود و به دلیل نفوذ آل نوبخت در دستگاه حكومتی، كسی مزاحم وی نمی‌‏شد.ابو القاسم حسین بن روح به تصدیق مخالف و موافق از فهمیده‏‌ترین و عاقل‌ترین مردم روزگار بوده است.[۱۹]

حبس نائب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)


حسین‏ بن روح نوبختی پنج سال از عمر بابركت خود در زمان نیابت خاص حضرت حجت ـ عجل ‏الله تعالی فرجه ‏الشریف ـ یعنی از سال ۳۱۲ تا ۳۱۷ قمری را در زندان «مقتدر» خلیفه عباسی، به سر برده است.
در طول بیست و پنج سال خلافت مقتدر، دوازده وزیر انتخاب شدند كه بعضی دو یا سه بار به وزارت رسیدند. در این سال‏ها، مصادره‏ اموال به قدری رایج بود كه ابوالحسن‏ بن فرات، كه سه بار وزارت مقتدر را به عهده داشت، دیوان مخصوصی برای درآمدهای مصادره‏ای ایجاد كرد و پذیرفت كه از این اموال، روزانه، مبلغی به خلیفه و مادر و فرزندانش بپردازد. در این زمان، مقام وزارت به كسی داده می‏شد كه قبول می‌كرد نیاز مالی حكومت را برآورد.
علت دستگیری حسین بن روح نیز همین امر بود كه ایشان قبول نكرد وجوهات شیعیان را به دیوان حكومتی بدهد. به همین دلیل توسط مقتدر عباسی حدود پنج سال به زندان رفت.

وفات

حسین بن روح نوبختی در ۱۸ شعبان سال ۳۲۶ هجری قمری از دنیا رفت. قبر او در محله نوبختیه در بازار عطاران یا شورجه بغداد می‌باشد كه هم‏ اكنون زیارتگاه شیعیان مشتاق است.

پانویس :

شیخ طوسی،الغیبه، ص۲۲۳
طوسی،الغیبه، صص ۲۲۴- ۲۲۶
ابن بابویه، ج ۲، ص۵۰۳ـ۵۰۴؛ طوسی، ص۱۹۵
اقبال آشتیانی، ص۲۱۴
كشی، ص۵۵۷
اقبال آشتیانی، ص۲۱۴
طوسی، ص۲۲۵
صولی، ص۱۰۴؛ طوسی، ص۲۳۸.
الطوسی، ص۳۰۳و ۳۲۴
طوسی، ص۲۲۸، ۲۳۹، ۲۵۱ـ۲۵۲
طوسی، ص۱۸۷، ۲۵۲ـ۲۵۳؛
نیز رجوع كنید به طبرسی،ج ۲، ص۲۹۰،
طوسی، ص۲۵۴
الطوسی، الغیبة، ص۳۷۲
ابن مسكویه، تجارب الامم، ج ۱، ص۱۴
الطوسی، الغیبة، ص۳۷۲
طوسی،الغیبه،ص ۲۲۷
طوسی،الغیبه،ص ۱۰۹
طوسی،الغیبه، ص۱۱۲

نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
ه گزارش خبرنگار قرآن و عترت باشگاه خبرنگاران؛ داستان جالب زندگی عطاری که شیفته امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شده بود را با صدای حجت الاسلام سید حسین مؤمنی بشنوید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تولد امام زمان(عج),چگونگی ولادت امام زمان (عج),میلاد امام زمان(عج)

چگونگی ولادت امام عصر، در عصر خفقان و تهدید
وضعیت شیعیان در آستانه تولد امام زمان(عج)
براى آشنایى بیشتر با اوضاع فرهنگى و سیاسى شیعیان در هنگام تولد امام زمان(عج) لازم است نگاهى هرچند كوتاه به وضعیت دوران حضرت امام حسن عسكرى(علیه السلام)داشته باشیم; دوران امامت آن حضرت همزمان بود با خلافت سه نفر از خلفاى عباسى، كه به ترتیب عبارت اند از: المعتز بالله، المهتدى بالله و المعتمد بالله.[ مهدى پیشوایى، سیره ى پیشوایان، ص 616]
حاكمان عباسى از هر راه ممكن، آن حضرت را زیرنظر داشتند و كنترل مى كردند. آنان شنیده بودند كه امام مهدى(عج) فرزند امام عسكرى(علیه السلام)است; از این رو، مى كوشیدند تا به آن حضرت دسترسى پیدا كنند و او را به قتل برسانند; به همین جهت، امام حسن عسكرى(علیه السلام)ولادت حضرت مهدى(عج) را مخفى كرده بود و غیر از نزدیكان آن حضرت، دیگران افتخار زیارت آن امام را پیدا نكردند.[ اربلى، كشف الغمّه، ج 2، ص 412; شیخ مفید، الارشاد، ج 11، ص 336 و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 422]
فشار و اختناق سیاسى چنان بالا مى گیرد كه امام(علیه السلام) به ناچار باید هفته اى دوبار در روزهاى دوشنبه و پنج شنبه در دارالخلافه حضور پیدا مى كرد;[ شیخ طوسى، كتاب الغیبه، ص 215] معتزّ عباسى به اندازه اى از نفوذ امام حسن عسكرى(علیه السلام)نگران بود كه به تحت نظر داشتن آن امام نیز بسنده نكرد و حضرت را با ابوهاشم جعفرى و گروهى از طالبیون زندانى كرد.[ طبرسى، اعلام الورى، ج 2، ص 140]
ستم عباسیان تنها به امام حسن عسكرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى كردند و از هرگونه حركت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى كردند.

تولد امام زمان(عج),چگونگی ولادت امام زمان (عج),میلاد امام زمان(عج)
وضعیت سیاسى شیعیان
انواع فشارهاى سیاسى در این مقطع از زمان، در موارد زیر قابل پیگیرى است:
الف) زندانیان و فراریان شیعه; از جمله زندانیان، ابوهاشم جعفرى است. وى چنین مى گوید: در نامه اى از ناراحتى هاى زندان به امام حسن عسكرى(علیه السلام) شكایت كردم; امام در جواب به من نوشت: امروز در منزلِ خود نماز خواهى خواند.[ طبرسى، همان، ص 140; اربلى، همان، ص 412; كلینى، كافى، ج 1، ص 508، ح 10; مسعودى، اثبات الوصیه، ص 263 ـ 264; شیخ طوسى، الثاقب فى المناقب، ص 576، ح 10]
وى در جاى دیگرى اظهار كرده است: با امام حسن عسكرى(علیه السلام) در حبس مهتدى بن واثق بودیم; حضرت به من فرمود: این جنایتكار قصد كرده است كه امشب با خواست خدا بازى كند (كنایه از این كه اراده كرده است كه ما را بكشد); ولى عمر او كفاف نمى دهد و به زودى صاحب فرزندى خواهم شد. فرداى آن شب ترك ها به او حمله كردند و او را به قتل رساندند و خدا ما را به سلامت نگاه داشت.[ راوندى، الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 431، ح 9 و مسعودى، همان، ص 268] هم چنین او مى گوید: من با گروهى در زندان بودم كه امام حسن عسكرى(علیه السلام) را به زندان آوردند، مأمور مراقب آن حضرت، صالح بن وصیف بود. یكى از هم زندانى ها، مردى جمحى بود كه ادعا مى كرد، علوى است.

امام(علیه السلام)روى به ما كرد و فرمود:
اگر نبود در میان شما كسى كه از شما نیست، شما را آگاه مى كردم كه چه زمان خداوند، اسباب نجات شما را فراهم خواهد كرد.
حضرت عبدالعظیم
امام با این كلام به آن مرد اشاره كرد و او از جمع ما بیرون رفت. امام فرمود:این مرد از شما نیست; از او برحذر باشید. در بین لباس هاى خود نوشته اى دارد كه همه ى گفته ها و اسرار شما را براى خلیفه مى رساند.
یكى از زندانیان به سراغ او رفت و لباس هایش را بازرسى كرد و آن نوشته را پیدا كرد; او نوشته بود، كه این جمع قصد دارند، زندان را سوراخ كرده و فرار كنند.[ شیخ طوسى، همان، ص 577، ح 11; راوندى، همان، ج 2، ص 682، ح 1 و اربلى، همان، ج 2، ص 432]
نكته ى قابل توجه در این روایتِ تاریخى این است كه، اختناق و فشار سیاسى به اندازه اى بود كه شیعیان در زندان هم از دست ماموران اطلاعاتى خلیفه در امان نبودند و مذاكرات آنان در محیط زندان نیز به حكومت گزارش داده مى شد.
حضرت عبدالعظیم حسنى یكى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: «عبدالعظیم حسنى، از دستِ حكومت فرار كرد و وارد رى شد و درمنزل یكى از شیعیان در سردابى ساكن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى كرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را كه امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى كرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود».[ نجاشى، رجال النجاشى، ج 2، ص 66 ، ش 651]
ستم عباسیان تنها به امام حسن عسكرى(علیه السلام) محدود نمى شد; آنان علیه شیعیان و دوستان آن حضرت نیز از هیچ ستمى دریغ نمى كردند و از هرگونه حركت فرهنگى، سیاسى و غیره شیعیان جلوگیرى مى كردند

وضعیت فرهنگى شیعیان
با همه محدودیت ها و سختگیرى هایى كه عباسیان براى گوشه نشین كردن امام(علیه السلام) و شیعیان به كار گرفته و فشارهاى مختلف سیاسى كه از ناحیه ى آنان بر شیعه وارد شد، گروهى از دانشمندان و راویان از خرمن فضیلت و دریاى بى كران علوم آن حضرت بهره مى گرفتند و برخى از آنان صاحب تألیفاتى در فنون گوناگون بوده اند و احادیثى را از امام(علیه السلام)نقل كرده اند; از جمله ى آنان:
احمد بن ابراهیم بن اسماعیل; كاتب، ندیم، بزرگ اهل لغت و از باشخصیت ترین آنان است. او یكى از اصحاب خاص امام هادى و امام عسكرى(علیهم السلام) است; تألیفاتى دارد كه نمونه اى از این كتاب ها را مى توان نام برد: أسماء الجبال و المیاه والأودیه، اشعار ابن مّره بن همام و نوادر الاعراب.[ نجاشى، همان، ج 1، ص 237، ش 228]
بشارت پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله) به تولد حضرت مهدی(عج)
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) ظهور حضرت مهدى(عج) را در روایات گوناگونى خبر داده است و این احادیث را نه تنها راویان و محدثان شیعه نقل نكرده اند. بلكه، محدثان بزرگِ اهل سنت نیز، مانند ابوداوود و ترمذى، ابن ماجه، طبرانى، ابویعلى بزّاز، احمد بن حنبل، حاكم نیشابورى[شیخ منصور على ناصف، التاج الجامع للاصول، ج 5، ص 310 ـ 327] و دیگران احادیثِ آن حضرت را از طریق بسیارى از صحابه و تابعین در كتاب هاى خویش نقل كرده اند.[ صحیح ابن داوود، ج 2، ص 207]
حتى گروهى از دانشمندان اهل سنت به تواتر احادیث نبوى كه درباره حضرت مهدى(عج) آورده اند، اعتراف كرده اند.

تولد امام زمان(عج),چگونگی ولادت امام زمان (عج),میلاد امام زمان(عج)

چگونگی ولادت امام زمان (عج)
جمعه پاتزدهم شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا حضرت مهدی (عج) چشم به جهان گشود.حکیمه دختر امام محمد تقی (علیه السلام) نقل می کند که امام حسن عسکری (علیه السلام) مرا خواست و فرمود : عمه امشب نیمه شعبان است نزد ما افطار کن که خدواند در این شب فرخنده شخصی را متولد می سازد که حجت او در روی زمین می باشد .
عرض کردم : مادر این فرزند مبارک کیست؟  فرمود : نرجس.
گفتم : فدایت شوم اثری از حاملگی در این بانوی گرامی ندیدم!
فرمود : برای همین می گویم نزد ما باش.وارد خانه شدم سلام کردمبانوی عالی مقام نرجس خاتون آمد کفش از پای من بیرون آورد و گفت: ای بانوی من شب بخیر!گفتم: بانوی من و خاندان ما تویی! گفت:نه، من کجاو این مقام بزرگ؟ گفتم : دخترجان امشب خدواند پسری به تو عنایت می فرماید : که سرور دوجهان خواهد بود. تا این کلام ازمن شنید با کمال حجب و حیا نشست.

پس از اقامه نماز افطار کردم و خوابیدم، سحرگاه برای انجام نماز شب برخاستم. بعد از نماز دیدم نرجس خوابیده و از وضع حمل او خبری نیست.پس از تعقیب نماز دوباره خوابیدم که پس از لحظه ای با اضطراب بیدار شدم دیدم نرجس نیز بیدار است ولی هیچگونه علامتی در وی مشهود نیست .
حضرت عبدالعظیم حسنى یكى از فراریان شیعه است. احمد بن محمد بن خالد برقى مى گوید: عبدالعظیم حسنى، از دستِ حكومت فرار كرد و وارد رى شد و درمنزل یكى از شیعیان در سردابى ساكن شد. در همان سرداب خدا را عبادت مى كرد; روزها روزه بود و شب ها را به شب زنده دارى و تهجّد مى گذراند و مخفیانه از آنجا بیرون مى آمد و قبرى را كه امروزه روبه روى قبر خود اوست زیارت مى كرد. تنها محل امن براى او، همان سرداب بود.
نزدیک بود که در وعده امام (علیه السلام) تردید کنم که ناگهان امام(علیه السلام)در مکانی که تشریف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند :
عمه : تعجیل مکن که وقت نزدیک است!
همینکه صدای مبارک امام حسن عسکری (علیه السلام) را شنیدم مشغول خواندن سوره الم سجده و یس شدم.در این موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست . من به وی نزدیک شدم و نام خدا را بر زبان جاری کردم و پرسیدم : آیا درخود چیزی احساس می کنی؟ گفت : آری.
گفتم : ناراحت مباش و دل قوی دار،این همان مژده است که به تو دادم.اندکی بعد صاحب الامر سلام الله علیه متولد شد آن ماه پاره را دیدم که مواضع هفتگانه سجده را روی زمین گذاشته و ذکر حق می گوید. او را در آغوش گرفتم در حالی که بر خلاف نوزادان دیگر از آلایش ولادت پاک و پاکیزه بود.
در این هنگام امام عسکری (علیه السلام) صدا زد : عمه جان ! فرزندم رانزد من بیاور،و او را نزد پدر بزرگوارش بردم،او را به سینه چسبانید و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او کشید و فرمود فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت : شهادت می دهم به وحدانیت پروردگار و رسالت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)،سپس بر امیرالمومنین(علیه السلام) و ائمه طاهرین (علیه السلام) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسید دیدگان گشود و سلام کرد.
امام(علیه السلام) فرمود : عمه جان: او را نزد مادرش ببر تا به او نیز سلام کند و باز نزد من برگردان. او را نزد مادرش بردم سلام کرد، مادر نیز جواب سلامش را داد، سپس او ا پیش امام حسن عسکری (علیه السلام)برگردانیدم.) بخاری ،ج51،ص2
بعضی از اسماء و القاب ان گرامی عبارتند از : بقیه الله ، حجت ، خلف صالح،ابوالقاسم،قائم منتظر ، مهدی و (م ح م د) ، ناگفته نماند که نام ( م ح م د ) بنا بر فتوای شیخ انصاری مکروه ، شیخ طوسی حرام و حاجی نوری ذکر آن در مجالس و محافل حرام است ) . نجم الثاقب،ص48 (
منابع:
کتاب چشم به راه حضرت مهدی علیه السلام
اندیشه قم

tebyan.net



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی