تبلیغات
قتیل العبرات - مطالب اردیبهشت 1394
 
قتیل العبرات
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : محمدعلی بیکی افین
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟








برچسبها
 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

 تصاویری زیبا از شکوفه های زرشک در بیرجند

منبع: http://www.shahrekhabar.com/tourism/1432028460720955
شایان ذکر است که روستای افین از توابع شهرستان زیرکوه واقع در استان خراسان جنوبی بزرگترین تولید کننده زرشک بدون دانه در استان خراسان جنوبی می باشد.


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
در روز سوم شعبان سال چهارم هجری، خانه حضرت زهرا(س) و امام علی(ع) غرق سرور و شادی بود، چرا که دومین فرزند دلبندشان امام حسین(ع) پا در عرصه خاکی نهاد و به این ترتیب پنجمین معصوم از خاندان آل‌ الله در آسمان عصمت و طهارت طلوع کرد.

به منظور گرامیداشت سالروز ولادت سرور و سالار شهیدان عالم، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بر آن شدیم ماجرای ولادت این امام همام را در سایه سار احادیث از کتاب 10 جلدی دانشنامه امام حسین(ع) نقل کنیم که گزیده‌ای از آن در ادامه می‌آید:

مژده‌ای که خداوند درباره ولادت امام حسین(ع) به پیامبر(ص) داد

* الکافى

- به نقل از ابوخدیجه، از امام صادق(ع) چون فاطمه(س) به حسین(ع) باردار شد، جبرئیل نزد پیامبر خدا آمد و گفت: بى گمان، فاطمه(س) به زودى پسرى را به دنیا مى‌آورد که امتت پس از تو، او را خواهند کشت، فاطمه(س) هنگامى که به حسین(ع) باردار شد، از باردار شدن به او و وضع حمل او ناراحت بود.

در دنیا دیده نشده که مادرى از به دنیا آوردن پسرش ناراحت باشد؛ اما فاطمه(س) از این رو ناخشنود بود که مى‌دانست او به زودى، کشته خواهد شد،براى امثال این مورد، این آیه نازل شد: «و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان، سفارش کردیم، مادرش با تحمّل رنج، به او باردار شد و با تحمّل رنج، او را به دنیا آورد، و مدّت بار برداشتن و از شیر گرفتن او، سى ماه است».

- به نقل از محمّد بن عمرو ذریّات: جبرئیل بر محمّد(ص) نازل شد و به ایشان گفت: اى محمّد! خداوند به تو مژده تولد فرزندى از فاطمه را مى‌دهد که امتت پس از تو، او را مى‌کشند، پیامبر(ص) فرمود: ای جبرئیل! بر خدایم درود مى‌فرستم؛ امّا من به فرزندى که از فاطمه(س) متولد شود و امتم پس از من، او را بکُشند، نیاز ندارم.

جبرئیل بالا رفت و سپس فرود آمد و دوباره مانند آنچه گفته بود، گفت: پیامبر(ص) فرمود: اى جبرئیل! بر خدایم درود مى‌فرستم؛ امّا من به فرزندى که امّتم پس از من، او را مى‌کشند، نیازى ندارم، جبرئیل به سوى آسمان، بالا رفت و سپس فرود آمد و گفت: اى محمّد! خدایت، بر تو سلام مى‌رساند و تو را چنین مژده مى‌دهد که امامت، ولایت و وصایت را در نسل او قرار مى‌دهد، پیامبر(ص) فرمود: راضى شدم.

سپس به فاطمه(س) پیام داد که خداوند، مرا به فرزندى مژده داده که از تو متولّد مى‌شود و امّتم پس از من، او را مى‌کشند، فاطمه(س) پیغام داد: من به فرزندى که از من، متولّد شود و امّتت پس از تو، او را بکُشند، نیازى ندارم، پیامبر(ص) به او پیام داد که خداوند، امامت و ولایت و وصایت را در ذریّه او قرار داده است و فاطمه(س) پیام داد: من راضى شدم.

چرا پیامبر(ص)، اسماء را از گفتن خبر شهادت امام حسین(ع) به حضرت زهرا(س) باز داشت

- به نقل از حسین بن خالد: از امام رضا(ع) پرسیدم: شاد باش گفتن به خاطر فرزند، چه هنگامى است؟ امام رضا(ع) فرمود: هنگامى که حسن بن على(ع) متولّد شد، جبرئیل روز هفتم براى شاد باش گفتن به پیامبر(ص) فرود آمد و به او فرمان داد تا بر وى، نام و کنیه بگذارد و سرش را بتراشد و برایش عقیقه کند، براى تولد حسین(ع) نیز همین گونه بود، جبرئیل روز هفتم نزد پیامبر(ص) فرود آمد و ایشان را به همین کارها فرمان داد.

*عیون أخبار الرضا(ع)

-به سندش، از امام زین العابدین(ع): اسماء بنت عمیس برایم ... نقل کرد: پس از یک سال، حسین(ع) متولّد شد و پیامبر(ص) آمد و فرمود: اى اسماء! پسرم را به من بده، او را در پارچه سفیدى به ایشان دادم، پیامبر(ص) در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را در دامنش نهاد و گریست، گفتم: پدر و مادرم فدایت! چرا مى‌گریى؟

پیامبر(ص) فرمود: بر این پسرم مى‌گریم، گفتم: او الآن متولّد شده است، اى پیامبر خدا! فرمود: پس از من، گروه ستمکار او را مى‌کشند، خداوند شفاعتم را به آنان نرساند!، سپس فرمود: اى اسماء! این را به فاطمه مگو که او را تازه به دنیا آورده است.

سیره پیامبر(ص) درباره نوزادان تازه متولد شده/ هنگام ولادت امام حسین(ع) در گوش او چه آیاتی قرائت شد

*دعائم الإسلام

- از امام على(ع): پیامبر(ص) فرمود: هر کس فرزندى برایش متولّد شد، در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه بگوید؛ زیرا این، سپر او در برابر شیطان است،  پیامبر(ص) به من فرمان داد تا آن، براى حسن و حسین(ع) به انجام رسد و افزون بر اذان و اقامه، در گوش آن‌ها، سوره فاتحه و آیة الکرسى و قسمت آخر سوره حشر و سوره اخلاص (توحید) و معوّذتین هم خوانده شود.

عقیقه امام حسین(ع) چه بود

*المستدرک على الصحیحین

-به نقل از ابورافع: هنگامى که فاطمه(س) حسین(ع) را به دنیا آورد، دیدم که پیامبر(ص) در گوش او اذان گفت.

- به نقل از حسین بن زید علوى، از امام صادق(ع): پیامبر(ص) به فاطمه فرمان داد و فرمود: موى حسین را وزن کن و همسنگ آن، نقره صدقه بده و یک ران از گوسفند عقیقه را به قابله او بده.

- به نقل از عبدالله بن ابوبکر، از امام باقر(ع): پیامبر(ص) یک گوسفند براى حسین(ع) عقیقه کرد و فرمود: اى فاطمه! سرش را بتراش و هم وزن آن، صدقه بده، ما آن را وزن کردیم، یک درهم 2 بود.

چه تعدادی از فرشتگان برای شادباش ولادت امام حسین(ع) نزد پیغمبر(ص) آمدند

*الأمالى

- به نقل از ابراهیم بن شعیب میثمى، از امام صادق(ع): هنگامى که حسین بن على(ع) متولّد شد، خداى عزوجل به جبرئیل فرمان داد که با هزار فرشته فرود آید و از طرف خداى عزوجل و خودش به او شاد باش بگوید.

*دلائل الإمامة

به نقل از محمّد بن على شلمغانى: هنگامى که حسین(ع) متولّد شد، جبرئیل(ع) با یک هزار فرشته فرود آمدند و تولّد او را به پیامبر(ص) شاد باش گفتند.

*الملهوف

-هنگامى که امام حسین(ع) متولّد شد، جبرئیل با هزار فرشته فرود آمدند و تولّدش را به پیامبر(ص) شادباش گفتند و فاطمه(س) او را نزد پیامبر(ص) آورد و پیامبر(ص) به او شادمان شد و او را حسین نامید.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسم الله الرّحمن الرّحیمgif_0.
ماه شعبان المعظّم ؛ { اهمّیت / فضیلت . آداب و اعمال . وقایع }
اهمّیت / فضیلت :
بدان كه شعبان ماه بسیار شریفى است و منسوب است به حضرت سیّد انبیاء صلّى الله علیه و آله . 1- پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم این ماه را روزه مى‏داشت و وصل مى‏كرد به ماه رمضان و مى‏فرمود : شعبان ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بدارد بهشت او را واجب شود. 2- از حضرت صادق علیه السّلام روایت است كه : چون ماه شعبان داخل مى‏شد حضرت امام زین العابدین علیه السّلام اصحاب خود را جمع مى‏نمود و مى‏فرمود اى گروه اصحاب من مى‏دانید این چه ماهى است این ماه شعبان است و حضرت رسول صلّى الله علیه و آله مى‏فرمود : شعبان ماه من است پس روزه بدارید در این ماه براى محبّت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود به حق آن خدائى كه جان على بن الحسین بدست قدرت اوست سوگند یاد مى‏كنم كه از پدرم حسین بن على علیهما السّلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السّلام كه هر كه روزه دارد شعبان را براى محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا، خدا او را دوست دارد و او را به كرامت خود در روز قیامت نزدیك گرداند و بهشت را براى او واجب گرداند. 3- صفوان جمال گفت: فرمود به من حضرت صادق علیه السّلام كه واداركن كسانى را كه در ناحیه و اطراف تو هستند بر روزه شعبان.گفتم : فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى مى‏بینى ؟ فرمود : بلى بدرستى كه رسول خدا صلّى الله علیه و آله هر گاه هلال شعبان را مى‏دید امر مى‏فرمود منادى را كه ندا مى‏كرد در مدینه : اى اهل مدینه من از جانب رسول خدا صلّى الله علیه و آله بسوى شما رسولم، مى‏فرماید : آگاه باشید بدرستى كه شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه بدارد آن را . پس حضرت صادق علیه السّلام گفت كه : امیرالمؤمنین علیه السّلام مى‏فرمود : كه فوت نشد از من روزه شعبان از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلّى الله علیه و آله ندا كرد در شعبان و فوت نخواهد شد از من تا مدّتى كه حیات دارم إن شاء الله تعالى. ( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) .
*********************************************************
1- از اهمّ فضائل این ماه شریف ولادت سه امام معصوم علیهم السّلام و حضرت عبّاس علیه السّلام می باشد. 2- اولیاء الله و اهل معرفت انتظار ورود این ماه شریف را می کشند تا در آن مناجات عظیم الشّأن شعبانیه را زمزمه نمایند هر چند که قرائت این مناجات عزیز و عظیم در هر وقتی که حال و توجّه باشد، مناسب و مؤثّر است. این مناجات از مهم ترین اعمال این ماه است. بلکه لازم است بعضی قسمت های آن را در تمام سال ترک نکند و در قنوت های نمازهای خویش و سایر حالات خود، به آنها با خدای خود مناجات کند ( المراقبات . ص 174) .
..............................................................................
آداب و اعمال مشترک :
1- استغفار : هر روز هفتاد مرتبه بگوید : أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ و همچنین هر روز هفتاد مرتبه بگوید : أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ‏ . از روایات مستفاد مى‏شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هر كه هر روز از این ماه هفتاد مرتبه استغفار كند مثل آن است كه در ماه هاى دیگر هفتاد هزار استغفار كند. 2- صدقه : تصدّق كند در این ماه اگرچه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را بر آتش جهنّم حرام گرداند. فضیلت روزه و تصدّق در ماه شعبان : از حضرت صادق علیه السّلام منقول است كه : از آن جناب از فضیلت روزه رجب سؤال كردند. فرمود : چرا از روزه شعبان غافلید ؟ راوى عرض كرد : یا ابن رسول الله چه ثواب دارد كسى كه یك روز از شعبان را روزه بدارد ؟ فرمود : به خدا قسم بهشت ثواب او است . عرض كرد : یا ابن رسول الله بهترین اعمال در این ماه چیست ؟ فرمود : تصدّق و استغفار . هر كه در ماه شعبان تصدّق كند حق تعالى آن را تربیت كند همچنان كه یكى از شما شتر بچّه‏اش را تربیت مى‏كند تا آنكه در روز قیامت برسد به صاحبش در حالتى كه به قدر كوه احد شده باشد. 3- ذکر : در تمام این ماه هزار بار بگوید : لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَا نَعْبُدُ إِلَّا إِیَّاهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ،‏ كه ثواب بسیار دارد از جمله آنكه عبادت هزار ساله در نامه عملش بنویسند. 4-صلوات : در این ماه صلوات بسیار فرستد. { اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم } 5- صلوات امام زین العابدین علیه السّلام : در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب‏ نیمه ی آن بخواند این صلوات مرویه از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام را اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلَائِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ... .
6- مناجات شعبانیه : این مناجات مرویه از ابن خالویه را كه نقل كرده، بخواند : و گفته این مناجات حضرت امیرالمؤمنین و امامان از فرزندان او علیهم السّلام است كه در ماه شعبان مى‏خواندند : اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُكَ ...
* مناجاتی است که امیرالمؤمنین علیه السّلام و امامان معصوم علیهم السّلام، اهتمام خاصّی به قرائت آن داشتند. و از مناجات هاى جلیل القدر ائمّه علیهم السّلام است و بر مضامین عالیه مشتمل است و در هر وقت كه حضور قلبى باشد خواندن آن مناسب است‏ ( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) . این مناجات، مناجاتی با مضامین و عبارات عالی عرفان اصیل اسلامی است که اوج نجوا و دلال انسان کامل صاحب عصمت علیه السّلام را با حقیقت مطلق نظام هستی تبیین می نماید.
......................................................................................................
شب اوّل‏ : نماز : نمازهاى بسیار در اقبال ذكر شده از جمله دوازده ركعت به حمد و یازده مرتبه توحید.
روز اوّل : روزه : امام صادق علیه السّلام فرمود : کسی که روز اوّل شعبان را روزه بگیرد، بهشت بر او واجب گردد و هر کس دو روز روزه بگیرد، خداوند در هر روز و شبی در دار دنیا به او نظر می افکند و نظر خود را به او در بهشت ادامه می دهد و هر کس سه روز روزه بگیرد، خداوند را در عرش او و بهشت خود زیارت می نماید ( المراقبات . ص177 ) ،( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) .
روز سوم : 1- روزه . 2- دعا : دعای دوم، آخرین دعای امام حسین علیه السّلام در روز عاشورا است .
أ- توقیع شریف به سوى قاسم بن علاء همدانى وكیل حضرت امام حسن عسكرى علیه السّلام‏ بیرون آمد كه مولاى ما حسین علیه السّلام روز پنجشنبه سوم شعبان متولّد شد پس آن روز را روزه بگیر و این دعا را در آن روز بخوان‏ : اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ فِی هَذَا الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ بِشَهَادَتِهِ قَبْلَ اسْتِهْلَالِهِ وَ وِلَادَتِهِ بَكَتْهُ السَّمَاءُ وَ مَنْ فِیهَا وَ الْأَرْضُ ... پس مى‏خوانى بعد از این به دعاى حسین علیه السّلام و این آخرین دعاى آن حضرت است در روزى كه دشمنان او بسیار شده بود یعنی روز عاشوراء (این دعا را به جهت تبرّک و تیمّن به طور کامل می آوریم ) : اللَّهُمَّ أَنْتَ مُتَعَالِی الْمَكَانِ عَظِیمُ الْجَبَرُوتِ شَدِیدُ الْمِحَالِ غَنِیٌّ عَنِ الْخَلَائِقِ عَرِیضُ الْكِبْرِیَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا تَشَاءُ قَرِیبُ الرَّحْمَةِ صَادِقُ الْوَعْدِ سَابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلَاءِ قَرِیبٌ إِذَا دُعِیتَ مُحِیطٌ بِمَا خَلَقْتَ قَابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تَابَ إِلَیْكَ قَادِرٌ عَلَى مَا أَرَدْتَ وَ مُدْرِكٌ مَا طَلَبْتَ وَ شَكُورٌ إِذَا شُكِرْتَ وَ ذَكُورٌ إِذَا ذُكِرْتَ أَدْعُوكَ مُحْتَاجاً وَ أَرْغَبُ إِلَیْكَ فَقِیراً وَ أَفْزَعُ إِلَیْكَ خَائِفاً وَ أَبْكِی إِلَیْكَ مَكْرُوباً وَ أَسْتَعِینُ بِكَ ضَعِیفاً وَ أَتَوَكَّلُ عَلَیْكَ كَافِیاً احْكُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قَوْمِنَا [بِالْحَقِ‏] فَإِنَّهُمْ غَرُّونَا وَ خَدَعُونَا وَ خَذَلُونَا وَ غَدَرُوا بِنَا وَ قَتَلُونَا وَ نَحْنُ عِتْرَةُ نَبِیِّكَ وَ وَلَدُ [وُلْدُ] حَبِیبِكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الَّذِی اصْطَفَیْتَهُ بِالرِّسَالَةِ وَ ائْتَمَنْتَهُ عَلَى وَحْیِكَ فَاجْعَلْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِكَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ .‏ ب- ابن عیاش گفت : شنیدم از حسین بن على بن سفیان بزوفرى كه مى‏گفت : حضرت صادق علیه السّلام این دعا را در این روز مى‏خواند و فرموده كه این دعا از دعاهاى روز سوم شعبان است و آن روز ولادت حسین علیه السّلام است‏ ( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) .
شب سیزدهم‏ : نماز : اوّل لیالى بیض است و كیفیّت نماز امشب و دو شب بعد در ماه رجب گفته شد.‏
شب نیمه ی شعبان ( شب پانزدهم ) : این شب از شب هایی است که احیاء در آن تأکید گردیده است. از جمله بركات این شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان أرواحنا له الفداء در سحر این شب در سّر من رأى (سامرّا) واقع شده و باعث زیادی شرافت این لیله ی مباركه شده است .
* از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام روایت است كه: از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام از فضل شب نیمه شعبان سؤال شد. فرمود : آ- آن شب بعد از لیله القدر، افضل شب ها است. در آن شب خداوند به بندگان فضل خود را عطا مى‏فرماید و ایشان را به منّ و كرم خویش مى‏آمرزد پس در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب سعى و كوشش كنید. ب- پس بدرستى كه آن شبى است كه خدا به ذات مقدّس خود قسم یاد فرموده كه سائلى را از درگاه خود دست خالى برنگرداند مادامى كه معصیت را سؤال نكند. ج- و آن شب ؛ آن شبى است كه حق تعالى آن را از براى ما قرار داده به مقابل آن كه شب قدر را براى پیغمبر ما صلى الله علیه و آله قرار داده پس كوشش كنید در دعا و ثنا بر خداى تعالى ( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) .

آداب و اعمال :
1- غسل : كه باعث تخفیف گناهان مى‏شود. 2- احیاء : این شب را به نماز و دعا و استغفار احیاءکند چنانچه امام زین العابدین علیه السّلام مى‏كردند. در روایت است كه هر كه احیا این شب را دارد، دل او نمیرد در روزى كه دل ها بمیرند. 3- زیارت : حضرت امام حسین علیه السلام را زیارت کند كه افضل اعمال این شب و باعث آمرزش گناهان است . 4- دعا : نقل كرده‏اند كه خواندن این دعا، به منزله ی زیارت امام زمان صلوات الله علیه است‏ : اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنَا [هَذِهِ‏] وَ مَوْلُودِهَا وَ حُجَّتِكَ وَ مَوْعُودِهَا ... . همچنین روایت شده از اسماعیل بن فضل هاشمی كه گفت : حضرت صادق علیه السّلام این دعا را به من تعلیم داد كه آن را در شب نیمه شعبان‏ بخوانم : اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ الْمُحْیِی الْمُمِیتُ الْبَدِی‏ءُ الْبَدِیعُ ... . و همچنین بخواند این دعا را كه حضرت رسول صلّى الله علیه و آله در این شب مى‏خواندند : اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْیَتِكَ مَا یَحُولُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِكَ وَ مِنْ طَاعَتِكَ ... و این دعاى جامع كاملى است و خواندن آن در اوقات دیگر نیز غنیمت است . 5- صلوات امام زین العابدین علیه السّلام : در هر روز از شعبان در وقت زوال و در شب‏ نیمه ی آن بخواند این صلوات مرویه از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام را اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلَائِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَیْتِ الْوَحْیِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ... . 6- دعای کمیل : این دعا، ورودش در این شب است . 7- تسبیحات : هر یك از سُبْحانَ اللَّهِ و الْحَمْدُ لِلَّهِ و اللَّهُ أَكْبَرُ و لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ را صد مرتبه بگوید تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد و حاجت هاى دنیا و آخرت او را برآورد . 8- نماز : روایت شده از ابو یحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه ی شعبان كه : به مولاى خودم حضرت صادق علیه السّلام گفتم كه بهترین دعاها در این شب كدام است ؟ فرمود : هر گاه نماز عشا را بجا آوردى پس دو ركعت نماز بگزار، در ركعت اوّل حمد و سوره جحد كه قُلْ یا أَیُّهَا الْكافِرُونَ باشد را بخوان و در ركعت دوم حمد و سوره توحید كه قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ است را بخوان پس چون سلام دادى ؛ سى و سه مرتبه سُبْحانَ اللَّهِ ، سى و سه مرتبه و الْحَمْدُ لِلَّهِ ، و سى و چهار مرتبه اللَّهُ أَكْبَرُ بگو ، سپس بگو یَا مَنْ إِلَیْهِ مَلْجَأُ الْعِبَادِ [یَلْجَأُ الْعِبَادُ] فِی الْمُهِمَّاتِ وَ إِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فِی الْمُلِمَّاتِ ... پس به سجده مى‏روى و بیست مرتبه‏ مى‏گویى‏ یَا رَبِ‏ و هفت مرتبه یَا اللَّهُ‏ و هفت مرتبه لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ و ده مرتبه ما شاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ سپس ده مرتبه صلوات مى‏فرستى بر پیغمبر و آل او علیهم السّلام و از خدا حاجت خود را مى‏خواهى پس قسم به خدا كه اگر به سبب این عمل به عدد قطرات باران حاجت بخواهى هر آینه به تو خداوند عز ّو جل آن حاجت ها را به كرم عمیم و فضل جسیم خود برساند . 9- دعا : إِلَهِی تَعَرَّضَ لَكَ فِی هَذَا اللَّیْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ ... این دعایى است كه در سحرها در عقب نماز شفع خوانده مى‏شود . 10- سجده و دعا : سجده‏ها و دعاهایى را كه از رسول خدا صلّى الله علیه و آله روایت شده‏ بجا آورد. از جمله روایتى است كه شیخ از حماد بن عیسى از ابان بن تغلب روایت كرده كه گفت : حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: در شب نیمه ی شعبانى رسول خدا صلّى الله علیه و آله ... در سجده خود می فرمود : سَجَدَ لَكَ سَوَادِی وَ خَیَالِی وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِی ... پس بر خاك نهاد دو طرف روى خود را و گفت‏ عَفَّرْتُ وَجْهِی فِی التُّرَابِ وَ حُقَّ لِی أَنْ أَسْجُدَ لَكَ ... . 11- نماز جناب جعفر : این نماز از حضرت امام رضا علیه السّلام روایت شده است ( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) .

*{دعای کمیل}: از اعمال مهمّه ی این شب خواندن دعای کمیل است که با تأسّی به امیرالمؤمنین علیه السّلام آن را در سجده بخواند. روایت گردیده که جناب کمیل رحمه الله دید امیرالمؤمنین علیه السّلام در شب نیمه ی شعبان دعای کمیل را در سجده می خوانده است. روایت : کمیل بن زیاد رحمه الله گفت : با مولایم امیرالمؤمنین علیه السّلام در مسجد بصره نشسته بودم و در خدمت او جماعتی از اصحابش بودند و یکی از آنها عرض کرد : معنای فرمایش خدای تعالی که فرماید : (( فِیهَا یفرَقُ کُلُّ اَمرٍ حَکیمٍ )) (سوره دخان . آیه 4) چیست ؟ آن حضرت فرمود : شب نیمه ی شعبان است. به آن کسی که جانم به دست او است بنده ای از بندگان خدا نیست مگر این که آنچه از نیک و بد بر او جاری می شود در شب نیمه ی شعبان تا آخر سال در مثل چنین شبی برای او، تقسیم می گردد. وهیچ بنده ای آن شب را احیا نمی دارد و دعای خضر علیه السّلام را نمی خواند مگر این که دعای او مستجاب است ( المراقبات . ص 192 ) . اهمّیت دعای کمیل : ( ادامه ی روایت ) ؛ چون آن حضرت به منزل بازگشت و من شبانه به خدمتش رفتم درب را کوبیدم . فرمود : ای کمیل تو را چه مطلبی است ؟ عرض کردم : یا امیرالمؤمنین مطلبم دعای خضر است. فرمود : کمیل بنشین و چون این دعا را از بر نمودی در هر شب جمعه ، یا در هر ماهی یک مرتبه ، یا در سالی یک مرتبه ، (یا) در عمر خود یک مرتبه آن را بخوان خداوند از تو چاره سازی فرماید و یاریت کند و روزیت دهد و هرگز مغفرت خود را از تو باز نگیرد. ای کمیل ؛ طول مدّت رفاقت تو با ما واجب شد که خواهش تو را انجام دهیم . سپس فرمود : بنویس : (( اللَّهُمَّ إِنِّی أسئَلُکَ بِرَحمَتِکَ الَّتِی وَسِعَت کُلَّ شَی ء ... ( المراقبات . ص 192 و 193 ) .
روز نیمه ی شعبان :
عید مولود شریف امام دوازدهم مولانا و إمامنا المهدی حضرت حجه بن الحسن صاحب الزمان صلوات الله علیه است و یستحب زیارته علیه السّلام فی كل زمان و مكان و الدعاء بتعجیل الفرج عند زیارته و تتأكد زیارته فی السّرداب بسّر من رأى و هو المتیقّن ظهوره و تملكه و أنّه یملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا ( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) .
روزهای آخِر : 1- دعای اواخر ماه شعبان : امام علی بن موسی الرّضا علیه السّلام فرمود : ای ابالصّلت، بیشتر از ماه شعبان گذشت و این آخرین جمعه ی آن است. در این باقی مانده ی ماه ... بسیار در دعا و استغفار و تلاوت قرآن بکوش و از گناهان خویش به سوی خداوند توبه کن ... و در مابقی این ماه زیاد بخوان : اللَّهُمَّ أن لَم یکُن غَفَرتَ لَنَا فیی مَا مَضَی مِن شَعبَانَ فَاغفِر لَنَا فِیمَا بَقِی مِنه . 2- روزه ی سه روز آخِر ماه شعبان : شیخ صدوق رحمه الله از امام صادق علیه السّلام روایت نموده که هر کس سه روز آخِر شعبان را روزه بگیرد و به ماه رمضان متّصل کند، خداوند روزه ی دو ماه پی در پی را برای او می نویسد ( المراقبات . ص 196 - 198 ) ، ( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) . 3- دعای شب آخِر : روایت شده حضرت صادق علیه السّلام در شب آخر شعبان و شب اول ماه رمضان این دعا را مى‏خواند : ‏اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ الْمُبَارَكَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ جُعِلَ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ ... ( مفاتیح الجنان . فصل دوم . در اعمال ماه شعبان ) .
...............................................................................
کتاب شریف (( مفاتیح الجنان )) تألیف محدّث بزرگ حاج شیخ عبّاس قمی رحمه الله می باشد. * اندکی از کلمات و عبارات کتاب مفاتیح الجنان در مورد این ماه با ادبیات روان تری نوشته شده است و با متن اصلی کتاب تفاوت ناچیزی دارد.
کتاب شریف (( المراقبات )) تألیف عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله می باشد.

وقایع :
3 شعبان سال 4 ه.ق : ولادت با سعادت و با برکت حضرت امام حسین علیه السّلام 4 شعبان سال ه.ق : ولادت با سعادت و با برکت حضرت اباالفضل العبّاس علیه السّلام 5 شعبان سال 38 ه.ق ( 15 جمادی الأوّل ) : ولادت با سعادت و با برکت حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین علیه السّلام 11 شعبان سال ه.ق ؛ ولادت با سعادت و با برکت حضرت علی اکبر علیه السّلام 15 شعبان سال 256 (255) ه.ق : ولادت با سعادت و با برکت و نورٌ علی نورِ بقیه الله الأعظم حضرت امام (( م ح م د )) حجّه بن الحسن العسکری علیه السّلام و عجّل الله تعالی فرجه الشّریف

منبع: http://akhlagh.porsemani.ir/node/1208



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

لازم است درابتدا به چندنکته اشاره نماییم:

الف – از عمیق ترین تحولات و دگرگونی هایی که جهان ما در زمان و مکان و اشیائش با آن روبروست، حرکت و سیر جهان ماده به سوی عالم غیب است که قرآن و معارف اسلامی از آن پرده بر می دارد و بر اهمیت و حسّاسیت آن تأکید می ورزد و این حرکت و تحوّل را بازگشت انسان به سوی خدا و رویاروئی انسان با قدرت او و یا رفتن به سوی ملاء اعلی و آخرت می نامند، و نسبت به ما آن را فرا رسیدن قیامت و رستاخیز می خوانند؛ نقطه اوج این حرکت و تحوّل، نسبت به انسان مرگ است که از دیدگاه اسلام ورود به زندگی گسترده تر است و نقطه عطف آن نسبت به جهان هستی، قیامت است و اتحاد دو جهان ماده و غیب.

در قرآن کریم و سنت آمده است که رستاخیز و قیامت دارای مقدمات و نشانه هایی پی در پی است که در زمین و آسمان و جامعه بشری پدید می آید و حکومت مهدی ـ علیه السلام ـ آخرین و بزرگترین مرحله حرکت جهان مادی پیش از برپائی رستاخیز و قیامت است.

به نظر می رسد که دست یابی به جهان بالایی که روایات از آن سخن می گویند و در زمان حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ تحقق خواهد یافت،[۱] مقدمه ای بر راهیابی به سوی جهان آخرت و البته قبل از برپایی قیامت است. بنابراین روایاتی که درباره رجعت و بازگشت عده ای از پیامبران و امامان ـ علیهم السلام ـ به زمین و حکمرانی آنها بعد از مهدی ـ علیه السلام ـ سخن گفته و نیز در آیات متعدد، تفسیر به «رجعت» شده، مراد، همین مرحله است، و اعتقاد به رجعت هر چند از ضروریات اسلام نیست اما روایات مربوط به آن به حدی زیاد و مورد وثوق است که اعتقاد به آن را یک امر روشن و غیر قابل انکار، می سازد.

طبق برخی روایات، رجعت، پس از حکومت حضرت مهدی و پس از حکومت یازده مهدی دیگر، آغاز می گردد، از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود: «همانا بعد از قائم، یازده مهدی از فرزندان حسین ـ علیه السلام ـ از ما اهل بیت اند».[۲]

با توجه به اجمال و برخی ابهاماتی که در کیفیت رجعت و حکومت امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و یا برخی دیگر از ولات و اولیاء آنان پس از ظهور و حاکمیت مهدوی، وجود دارد، نمی توان درباره حوادث و پیش آمدهای آن به تفصیل و به طور قطع، اظهار نظر کرد. حکومت یازده مهدی از اولاد امام حسین ـ علیه السلام ـ پس از امام زمان ـ علیه السلام ـ ، نیز از امور و حوادث پس از حکومت ولیعصر ـ علیه السلام ـ و در آستانه و بلکه همزمان با رجعت می باشد که در برخی روایات به آن اشاره شده است و هیچ گونه توضیح و تفصیلی درباره آن بزرگواران و بیان ویژگی های آنان در روایات و منابع روائی وجود ندارد. تنها چیزی که می توان گفت این است که آنان افراد وارسته و شایسته ای هستند که دارای چنین لیاقتی می باشند، اما اینکه آنان دارای مقام عصمت هم هستند یا نه، دلیلی بر نفی و یا اثبات آن در منابع روائی وجود ندارد.

ب – روایات مربوط به مسأله شهادت امام زمان (علیه السلام) دو دسته می باشد: بعضی دلالت بر وفات حضرت و برخی دیگر دلالت بر شهادت حضرت ـ علیه السّلام ـ دارد که ذیلاً به برخی از این دو نوع روایات، اشاره می نمائیم:

روایات دسته اول:

از جمله روایاتی که دلالت بر مرگ طبیعی حضرت ـ علیه السّلام ـ دارد، تفسیری است که از امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد آیه شریفه «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ»[۳] نقل شده است. حضرت می فرماید: مراد، زنده شدن امام حسین ـ علیه السّلام ـ با اصحاب خود در عصر امام زمان است در حالیکه کلاه خودهای طلائی بر سر دارند و به مردم رجعت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش را اطلاع می دهد تا مؤمنان به شک و تردید نیفتند. این در حالی است که حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در میان مردم حضور دارد. هنگامی که مردم امام حسین ـ علیه السّلام ـ را به خوبی شناختند و به او ایمان پیدا کردند، مرگ حضرت حجّت ـ علیه السّلام ـ فرا می رسد و امام حسین، غسل و حنوط و کفن و خاک سپاری حضرت را برعهده می گیرد زیرا که امام را جز امام، غسل نمی دهد»[۴].

۲. در روایتی دیگر نیز امام صادق ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به این سؤال که: اولین کسی که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است؟ می فرماید: اولین رجعت کننده به دنیا، امام حسین است که پس از رجعت او و یارانش در حالیکه هفتاد پیامبر نیز او را همراهی می کنند، حضرت قائم (عج) انگشترش را به امام حسین واگذار می کند و چشم از جهان فرو می بندد امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز تجهیز، غسل و کفن و دفن حضرت را برعهده می گیرد»[۵].

دسته دوم:

روایاتی است که بطور عام دلالت بر شهادت همه ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ دارد:

امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: و الله لقد عهد الینا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ان هذا الامر علیکم اثنا عشر اماماً من ولد علی و فاطمه، ما منا الامسموم او مقتول»[۶] به خدا سوگند رسول خدا این عهد و وعده را به ما داده است که امر امامت را دوازده تن از فرزندان علی ـ علیه السّلام ـ و فاطمه ـ علیها السّلام ـ به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست مگر اینکه یا به وسیله سم و یا با کشتن، شربت شهادت خواهند نوشید.

۲-۳٫ از امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام رضا ـ علیه السّلام ـ نیز روایت شده است که «ما منا الامسموم او مقتول»[۷] هیچ یک از ما نیست مگر اینکه مسموم و یا مقتول می باشد.

براساس حدیثی که امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ فرمود و تأکیدی که امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام رضا ـ علیه السّلام ـ نموده است، امام زمان ـ علیه السّلام ـ نیز به شهادت خواهند رسید. علمای شیعه نیز نوعاً روایات دال بر شهادت را ترجیح داده اند و قائل به شهادت ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ می باشند.[۸]

حتی مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار با این عنوان بابی را گشوده است که «انهم ـ علیهم السّلام ـ لا یموتون الا بالشهاده»[۹]؛ این بزرگواران نمی میرند مگر با شهادت.

نحوه شهادت حضرت ـ علیه السّلام ـ :

در مورد چگونگی شهادت حضرت، فقط یک روایت در بعضی منابع شیعی نقل شده است که در آن از زنی به نام سعیده که از طایفه بنی تمیم و دارای محاسن و ریش شبیه مردان است، به عنوان قاتل حضرت نام برده شده است که در هنگام عبور حضرت، از بالای بام سنگی را به سوی حضرت پرتاب می کند و حضرت را به شهادت می رساند[۱۰] ولی این روایت در منابع معتبر شیعی نقل نشده و دلیل قطعی در مورد چگونگی شهادت حضرت، در دست نمی باشد. بنابراین می توان گفت: که حتی بنابر صحیح بودن روایات دال بر شهادت، کیفیت و نحوه شهادت آن عزیز چندان روشن نمی باشد.

ج – غسل و دفن امام علیه السلام

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «اولین کسی که قبر او شکافته می‌شود و به سوی دنیا باز می‌گردد، حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است.»[۱۱] و در جای دیگر می‌فرماید: «نخستین فردی که به دنیا باز می‌گردد، حسین بن علی است پس حکومت می‌کند تا وقتی که در اثر پیری ابروان او بر چشمانش می‌افتد.»[۱۲] که اشاره به طولانی بودن حکومت امام حسین در عصر رجعت است.

جابر نیز از امام باقر ـ علیه السّلام ـ نقل می‌کند که امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روز عاشورا، پیش از شهادتش، به تفصیل درمورد رجعت خود و یاران خود سخن گفت: «بشارت باد شما را به خدا قسم اگر این قوم ما را بکشند، ما نخستین کسانی هستیم که نزد پیامبرمان باز می‌گردیم و تا مدتی که خدا بخواهد توقف خواهیم کرد، آن گاه من اولین کسی هستم که قبرش شکافته می‌شود و ناگهان از قبر خارج می‌شوم، در حالی که امیر المؤمنین نیز از قبرش خارج شده و مهدی ما نیز قیام نموده است.»[۱۳] در این روایت، رجعت امام حسین و امیر المؤمنین ـ علیهما السّلام ـ همزمان با قیام حضرت مهدی (عج) بیان شده است. در روایت دیگر امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «امام حسین ـ علیه السّلام ـ همراه با شهدای کربلا و هفتاد پیامبر، بازگشت می‌نماید. رو می‌آورد به سوی دنیا امام حسین همراه با کسانی که با وی به قتل رسیده بودند و همراهی می‌کنند او را هفتاد پیامبری که با موسی بن عمران مبعوث شدند. آن وقت حضرت قائم انگشترش را به او می‌سپارد.»[۱۴]

در ادامه این حدیث اشاره به غسل و دفن امام زمان ـ علیه السّلام ـ به وسیله امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز شده است.

پی نوشت ها:

۱- کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه مهدی حقّی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۵ش، ص۳۵۵٫

۲- شیخ طوسی، غیبت، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، ۱۴۱۱ق، ص۲۲۹٫

۳- سوره مبارکه اسراء، آیه ۶٫

۴- بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۲۱۷، موسسه الوفاء ـ بیروت.

۵- همان ، ج ۲۷، ص ۲۱۷٫

۶- همان و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص ۳۴۹، دارالمعرفه ـ بیروت.

۷- همان و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص ۳۴۹، دارالمعرفه ـ بیروت.

۸- چشم اندازی به حکومت مهدی، نجم الدین طبسی، ص ۲۱۴، چاپ اول، ۱۳۸۰، بوستان کتاب ـ قم.

۹- بحار الانوار، ج ۲۷، ص ۲۱۳٫

۱۰- تاریخ ما بعد الظهور، سید محمد صدر، ص ۸۸۱، مکتبه الامام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ، اصفهان.

۱۱- میزان الحکمه، ج ۴، ص ۵۸، ش ۶۹۳۲، محمدی ری شهری، چاپ مکتب الاعلام، ۱۳۶۲ هـ .ش.

۱۲- معجم احادیث المهدی، ج ۵، ص ۳۲۸، ش ۱۷۶۶٫

۱۳- بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۶۱، حدیث ۵۲٫

۱۴- معجم احادیث المهدی، ج ۳، ص ۸۹، ش ۱۱۵۸٫
منبع:http://www.afkarnews.ir/vdcgyn9tuak9qw4.rpra.html?k=shrk1


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چند همسری قبل و بعد از اسلام

تعدد زوجات یکی از مسال بحث برانگیز در عصر ما می باشد. در گذشته و بخصوص در جوامع ابتدایی، این اصل به بسیاری از زنان محروم و بی سرپرست که خود و احیانا فرزندان یتیم شان برای همیشه از زندگی امن و سالم خانوادگی محروم می شدند، امکان آن را می داد که آینده خویش را که فقر و پریشانی و فساد تهدیدش می کرد، در پناه مردی که در آن روزگار تنها پناهگاه زن و کودک بود، نجات دهد. ژاک برگ جامعه شناس و اسلام شناس معروف فرانسوی می گوید: «اگر محققی مسئله ای را که در دوره و محیطی دیگر است با نگاه زمان و محیط خویش بنگرد و بسنجد از دیدن واقعیت آنچنان که بوده است عاجز می ماند و هر چه بگوید بیهوده گفته است. در دنیای قدیم رسم تعدد زوجات در میان طبقاتی معمول بود که با تجمل و تعین و تشخص زندگی می کردند و معمولاً پادشاهان، امیران، سرداران، روحانیون و بازرگانان متعین زنان متعدد داشته اند.»

در گذشته نه تنها «تعدد زوجات» بلکه ازدواج نیز به مفهوم امروزی تلقی نمی شده است و کمتر به عنوان عشق و هوس در آن می نگریسته اند و آن را بیشتر به عنوان نوعی مراسم اجتماعی برای ایجاد پیوند و یا پیمانی جدید به حساب می آورده اند و عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و حتی اخلاقی در آن قویتر از عشق و هوس بوده است. چند همسری در میان اعراب پیش از اسلام نیز رایج بوده است مردان عرب همسران متعدد داشته اند و از این حیث هیچ محدودیتی در میان نبوده است.

ویل دورانت می نویسد: تعدد زوجات بدون هیچ قید و شرطی (در میان عربان) رواج فراوان داشت و زن کالایی بود که جزو دارایی پدر یا شوهر یا پسر بشمار می رفت.

دکتر گوستاولبون در کتابش «تمدن اسلام و عرب» می نویسد: «رسم تعدد زوجات ابدا مربوط به اسلام نیست و قبل از اسلام هم این رسم در میان تمام اقوام شرقی ـ از یهود، ایرانی، عرب و غیره ـ شایع بوده است.

ولتر یکی دیگر از اندیشمندان بزرگ غرب می نویسد: محمد(ص)، هرگز تعدد زوجات را معمول نکرد، بالعکس تعداد بی حد و حصر زنانی را که در بستر پادشاهان و فرمانروایان کشورهای آسیایی می آرمیدند، به چهار زن محدود کرد.»

همچنین ویل دورانت می گوید: در اجتماعات ابتدایی به واسطه اشتغال مردان به جنگ و شکار، زندگی مرد در معرض خطر بود و به همین جهت مردان بیشتر از زنان تلف می شدند. فزونی عدد زنان بر مردان سبب می شد که یا تعدد زوجات رواج پیدا کند و یا عده ای از زنان به حال عزوبت به سر برند.

تعدد زوجات دلیل بر بزرگواری پیامبر(ص)

به هنگام بیان فلسفه تعدد همسران پیامبر اکرم(ص) روشن می شود آن حضرت بخاطر خواسته های شخصی یا رسیدن به مال و منال و یا برای استعمار زنان و بهره بری از آنان در کارهای کشاورزی و دامپروری ازدواج نکرده است. اساسا این دیدگاههای منفی که اکنون مطرح است در آن زمان مطرح نبوده و به همین جهت، مخالفان فراوانی که پیامبر اکرم(ص) صدر اسلام داشت و بر هر کار پیامبر اشکال می گرفتند و اهل بهانه جویی و اشکال تراشی بر حضرت بودند، هیچ کدام این مسئله را به عنوان عیب و ایراد بر او وارد نکردند. ابوسفیان که سخت ترین دشمن آن حضرت است، آنگاه که حضرت(ص) با دختر وی ازدواج می کند، از فرط شادمانی می گوید: «ذلک الفحل لا یرغم انفه؛ شکست و خواری بر این جوانمرد مباد.»

این ازدواج ها مشکلاتی برای پیامبر ایجاد می کرد که هر کسی حاضر به تحمل چنین مشکلاتی نبود، تحمل این مشکلات، پیامبر را در چشم مخالفان و دشمنان، کرامتی والا بخشیده است.

در قدیم، برخلاف امروز، زن و فرزند زیاد از لحاظ اقتصادی به نفع مرد بوده است. مرد از زنان و فرزندان خود مانند بردگان کار می کشیده است این جهت می تواند علت تعدد زوجات واقع شود، زیرا مرد تنها با قبول همسری رسمی زن می تواند از مزیت کثرت اولاد بهره مند شود.

علامه سیدمحمد طباطبایی درباره تعدد زوجات می نویسد: «داستان تعدد زوجات پیامبر(ص) را نمی توان بر زن دوستی و شیفتگی آن حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود؛ چه آنکه برنامه ازدواج آن حضرت در آغاز زندگی که تنها به خدیجه اکتفا نمود و همچنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد، با بهتان زن دوستی آن حضرت منافات دارد.»

پرفسور آنه ماری شیمل می گوید: «اغلب فراموش می کنیم که محمد بیشترین بخش عمر خود را با یک همسر و آن هم با خدیجه ای بسر برد که 20 سال از او بزرگتر بود.» هم او می گوید: «ازدواج های چند گانه پیامبر، نه تنها دلیل بر ضعف او در برابر نفس که نشانه فطرت سروری اوست پیامبر قدیسی نیست که از دنیا کنار گرفته باشد محمد بدین طریق زندگی دنیویان را قداست بخشید.»

اهداف پیامبر از تعدد زوجات

الف ـ هدف های تبلیغی و سیاسی

یکی از اهداف ازدواج های پیامبر(ص) سیاسی ـ تبلیغی بود یعنی با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسی و اجتماعیش افزوده شود و از این راه برای رشد و گسترش اسلام استفاده نماید.

حضرت بخاطر دستیابی بر موقعیت های بهتر اجتماعی و سیاسی، تبلیغ دین خدا و استحکام آن پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیری از کارشکنی های آنان، حفظ سیاست داخلی و ایجاد زمینه مساعد برای مسلمان شدن قبایل عرب، به برخی ازدواج ها رو آورد. در راستای این اهداف، پیامبر با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگ «تیم»، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی» با ام حبیبه دختر ابوسفیان از قبیله نامدار بنی امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی اسرائیل پیوند زناشویی برقرار نمود. ازدواج، مهم ترین پیوند و میثاق اجتماعی است، به ویژه در آن فرهنگ تأثیر بسیاری از خود بجا گذارد.

در آن محیطی که به تعبیر «ابن خلدون» جنگ و خونریزی و غارتگری جزو خصلت ثانوی آنان شده بود، بهترین عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و الفت، پیوند زناشویی بود به همین جهت پیامبر با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر دشمن بودند مانند بنی امیه و بنی اسرائیل، ازدواج نمود. اما با قبایل انصار که از سوی آنان هیچ خطری احساس نمی شد و آنان نسبت به پیامبر دشمنی نداشتند، ازدواج نکرد. گیورگیو نویسنده مسیحی می نویسد: محمد(ص) ام حبیبه را به ازدواج خود درآورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان و سایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده های مکه شد.

ب ـ هدف تربیتی

تربیت عملی برای نگهداری و حمایت از یتیمان و ضعیفان، از اهداف دیگر ازدواج های پیامبر بوده است. آیات قرآن به طرق مختلف مردم را به دستگیری و حمایت از بیچارگان، درماندگان و یتیمان فرا می خواند. پیامبر نیز در موقعیت های مختلف و زمان های مناسب مردم را به این کار خداپسندانه ترغیب می کرد.

مردان مسلمان را تشویق کرد زنان بیوه و بی سرپرست و یتیم دار را به فراخور حالشان با پیوند زناشویی به خانه های خویش ببرند و به زیر چتر حمایتی خویش در آورند. پیامبر با ازدواج با اینگونه زنان، الگوی عملی پسندیده ای برای مسلمان شد.

پس از «جنگ احد» و حوادثی مانند «رجیع» و «بئرمعونه» که عده زیادی از مردان مسلمان به شهادت رسیدند، پیامبر با ازدواج با چند زن بیوه از آنان و یتیمانشان حمایت کرد زنانی همچون ام سلمه، زینب بنت خزیمه، حفصه دختر عمر، ام حبیبه از این جمله می باشند.

ج ـ آزادی کنیزان و بردگان

رسول خدا(ص) از شیوه های خوب و پسندیده گوناگونی برای رهایی و کرامت بخشیدن به اسیران و بردگان استفاده می کرد که یکی از آنها، ازدواج بود.

«جویریه» و «صفیه» هر دو کنیز بودند، پیامبر این دو را آزاد کرد، سپس با آنان ازدواج نمود، تا بدین وسیله به مسلمانان آموزش دهد که می توان با کنیز ازدواج نمود، یعنی اول می بایست او را آزاد کرد، سپس شریک زندگی خود قرار داد.

د ـ تکریم جایگاه زنان

برخی از زنانی که مسلمان شده بودند و به جهت مرگ، شهادت و یا ارتداد شوهر، بی سرپرست می شدند، زندگی برای آنان بسیار مشکل بود و در وضع بسیار آشفته ای بسر می بردند، اینان نه به تنهایی می توانستند به زندگی ادامه دهند و نه اینکه به دامن بستگان مشرک خویش برگردند.

ام حبیبه، دختر ابوسفیان که همراه شوهرش به حبشه هجرت کرد و در آنجا بی سرپرست شد، نه می توانست در آنجا بماند و نه به مکه نزد پدرش برگردد.

پیامبر وقتی از مشکل وی باخبر شد پیکی برای نجاشی پادشاه حبشه فرستاد و از او خواست ام حبیبه را به عقد پیامبر در آورد. این ازدواج باعث شد وی از بی سرپرستی نجات پیدا کند و به دامن بستگان مشرک خویش نغلتد.

هـ ـ بطلان سنت های جاهلی و نادرست

محیط عصر پیامبر(ص)، و سایه افکندن بعضی خرافات جاهلی نیز

می طلبید که پیامبر(ص) با سر پنجه تدبیر از جمله ازدواج، به تبدیل محیط جاهلی بپردازد.

ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش با هدف از بین بردن دو سنت غلط جاهلی، یعنی سنت پسرخواندگی و احکام مربوط به آن و دیگری ازدواج با همسر مطلقه غلام آزاد شده، تحقق یافت. در جاهلیت پسر خوانده، احکام پسر را داشت یعنی ارث می برد و زنش محرم بود اما اسلام این احکام را باطل کرده و میان پسر و پسرخوانده فرق گذاشته است.

تعدد زوجات پیامبر(ص) در نگاه اندیشمندان

فریتیوف شوئون محقق و اسلام شناس بزرگ آلمانی می گوید: ازدواج برای محمد(ص) خصلت روحانی و پانتارانی (عبادت و ایمان به قوه فاعله طبیعت مبتنی بر اوراد و اذکار) داشته ـ نظیر همه چیز در زندگی چنین موجودی ـ و سبب آن شفافیت و تجلی ماوراء طبیعت بوده که در آن حال با پایداری ها همراه است وانگهی اگر به صورت ظاهر نگاه کنیم، اغلب ازدواج های پیغمبر(ص) جنبه های سیاسی داشته است ـ و سیاست در اینجا مفهومی قدسی و مربوط به استقرار انعکاسی از مدینه خدا در روی زمین دارد ـ و بالاخره، محمد(ص) به حد سرمشق هایی در امساک ها و کف نفس های طولانی، در عهد شباب خود ـ که به ویژه فرضا شهوت و هوس، شدیدترین عواطف است ـ دارد و لاجرم از قضاوت های سطحی مبری است.

توماس کارلایل نویسنده و مورخ بزرگ انگلیس ـ در کتاب قهرمان و پرستش قهرمانان می نویسد: «محمد(ص) به رغم آن همه اتهامات ظالمانه و افتراهای کینه توزانه که بر او می بندند، پیرو هوی و هوس نبوده است. این سخت ترین بی رحمی ها و زشت ترین خطاهاست اگر او را مردی دوست دار شهوت به حساب بیاوریم، از ازدواج ها او را اندیشه ای جز پناه جستن بدین وسیله و برآوردن نیاز انسانی خویش نبوده است، هرگز آنچه بسیار بعید است، این است که میان او و وسائلی که او برای پیشبرد هدف از آن سود می جست عامل ناباب و هواخواهی شخصی ... بتوان یافت.»

عباس محمود عقاد مصری می گوید: «مبلغان مسیحی و نویسندگان استعماری خواسته اند از این طریق بر مقتل اسلام ضربه ای وارد آورند. حال آنکه در این راه سخت به خطا رفته اند چه در اینجا بر مسلمانی که با دینش آشناست و از سیره پیغمبرش آگاه، تجلی حقیقت از هر چیزی ساده تر و روشن تر است مقتلی که آنان تصور کرده اند، خود حجتی است که مسلمانان را برای بزرگ داشت پیغمبرشان و تبرئه دین شان کفایت می کند و به حجتی دیگر نیازمند نیست. چه برای یک مسلمان بر صدق دعوت محمد هیچ دلیلی از شیوه رفتار وی با زنانش و کیفیت انتخاب زنانش صادق تر نیست.»

علامه طباطبایی در این باره می نویسد: داستان تعدد زوجات پیامبر را نمی توان بر زن دوستی و شیفتگی آن حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود، چه آنکه برنامه ازدواج آن حضرت در آغاز زندگی که تنها به خدیجه اکتفا نمود و همچنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد، منافات با بهتان زن دوستی آن حضرت دارد. بنابراین اهداف و حکمت های ازدواج پیامبر را می بایست در اهداف بلند و ارزشی جستجو نمود.

پرفسور اسمیت اسلام شناس غربی در این باره می گوید: پیامبر اسلام(ص) تعدد زوجات نداشت بلکه تعدد زن ها داشت، زیرا شرایط نکاح و زناشویی با تمام تبادل عواطف منحصر به یک زن بوده آن هم خدیجه(س) و بقیه را روی مسیر پیشرفت دین اسلام به سبب مقتضای زمان و مکان و اجتماع در اواخر عمر که دیگر دارای شهواتی نبوده گرفت و از این رو نمی توان گفت محمد(ص) تعدد زوجات داشت.

خرده گیرهای مغرضانه

کسانی که می کوشند پیامبر(ص) را مردی هوسباز معرفی کنند، طبیعتا به سراغ جوانی او می روند. چه هوس و شهوت همیشه گریبانگیر جوانی است اما تاریخ که حتی شوخی های او را با زنانش حکایت می کند و کوچکترین جزئیات زندگی پیامبر(ص) را نشان می دهد، کمترین موج هوسی در سیمای جوانی او سراغ ندارد. از نظر متعصب ترین مبلغان مسیحی، پیامبر(ص) در مکه از چنین اتهامی سخت به دور است. پس چگونه تا وارد مدینه می شود، در حالی که مردی 53 ساله است و مقام نبوت خدایی یافته و مسئولیت های خشن نظامی و سیاسی بر دوش دارد و اندیشه اش، روحش و زندگی اش، دین و تقوا و پارسایی را به مردم الهام می کند، یکباره آتش هوس در او سر برداشته و او را شیفته لذت و شهوت می کند. خوشبختانه خواجه حرمسرای رسول خدا(ص)، تاریخ است که یکایک زنان او را می شناسد و هم می داند که چرا به این خانه آمده اند و چگونه زندگی می کنند. بی شک او بهتر از همه خاورشناسان و کشیشان اروپایی زنان محمد(ص) را می شناسد.

پی نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ

1ـ مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، هشتم، 1357، ص364.

2ـ محمد حکیم پور، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، تهران، انتشارات نغمه نواندیش، اول، 1382، ص282، نقل از تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج11، ص8.

3ـ همان، ص283.

4ـ نظام حقوق زن در اسلام، ص 366 ـ 365.

5ـ احمد عابدینی، شیوه همسرداری پیامبر(ص) به گزارش قرآن و سنت، تهران، نشر هستی نما، سوم، 1381، ص67 ـ 68.

6ـ عقیقی بخشایشی، یک بحث تحلیلی و تاریخی درباره همسران رسول خدا(ص)، قم، داراتبلیغ اسلامی، 1352، به نقل از ک . محمد(ص) پیامبری که از نو باید شناخت، ص207.

7ـ WWW . POOya. com

8ـ WWW bashgah. com

9ـ حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، ص317.

10ـ همان، ص554.

11ـ www sharghian com

12ـ سایت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه.

13ـ www . aalulbayt . com

14ـ برگرفته از .www. pooya. com

منبع: http://www.hawzah.net/fa/magazine/view/3992/6701/79515/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
آیت الله مصباح یزدی، در جزوه حقوق و سیاست در قرآن، درس 209 می نویسد:


((چرا در اسلام ازدواج موقّت و تعدّد زوجات تجویز شده است؟ آیا این احکام تبعیض و خلاف حقوق زن نیست؟


همان طور كه مى‌دانید، ازدواج شرعى در اسلام دو صورت دارد:

أ. ازدواج دائم و مادام العمر: یعنى زن و مرد تصمیم گرفته باشند تا زمانى كه در قید حیاتند، زندگى مشترك داشته باشند كه البتّه اصل در ازداوج هم دوام است.

ب. ازدواج موقّت و محدود به زمانى خاص: مصالح ازدواج موقّت بسیار است كه به برخى از آن ه مى‌توان پى برد؛ از جمله:

1. زن در ایام قاعدگى كه در هر ماه، چندین روز را در بر مى‌گیرد، به كلّى فاقد آمادگى براى مقاربت است؛ حال آن كه مرد دائم این آمادگى را دارد.

2. زن در دوران باردارى و حتّى اغلب در دوران شیردهى نمى‌تواند آبستن شود؛ در صورتى كه مرد، چه بسا خواهان فرزند دیگرى باشد؛ افزون بر این كه زن در این مدّت میل جنسى چندانى هم ندارد.

3. زن یا مرد ممكن است براى تحصیل علم، تجارت یا هر مقصود دیگرى، مدتّى در شهر یا كشورى غیر از محلّ اقامت دائم خود مجبور به زندگى باشد. در این حال، شوهرى كه زنش به مسافرت رفته است یا مردى كه خود در شهر یا كشور بیگانه زندگى مى‌كند، نیاز به همسر دارد.

4. در ازدواج دائم، هزینه زندگى زن به عهده شوهر است و ممكن است مردى توان مالى براى پرداخت مخارج همسر را نداشته باشد.

5ممكن است قوّتِ غریزه جنسى در مردى چنان باشد كه با یك زن ارضا نشود؛ پس ازدواج موقّت، مصالح فراوانى دارد و هرگاه مرد یا زنى به هر دلیلى نتواند ازدواج دائم كند و فشار غریزه جنسى او نیز به حدّى باشد كه عدم ارضاى آن سبب ناهنجارى هاى جسمى یا روحى یا معصیت شود، ازدواج منقطع، یگانه راه چاره است.

6. در برهه اى از زمان، مصالح اجتماعى یا فردىِ جامعه یا شخص ایجاب كند كه تكثیر نفوس، آهنگ سریع ترى بگیرد در این صورت، اگر هر مردى به یك همسر بسنده كند، غرض پیشین حاصل نخواهد شد.

7. امكان دارد در بعضى مقاطع تاریخى، تعداد دختران و زنانِ آماده ازدواج جامعه بیش از تعداد مردان باشد. در چنین مواردى، منع تعدّد زوج ها نتیجه اى جز رواج فحشا و دیگر مفاسد اجتماعى مترتّب بر آن نخواهد داشت و در حقیقت، حقّ ازدواج برخى از زنان پایمال خواهد شد. با این حال، در اسلام هیچ گاه به مردى تكلیف نمى‌كنند كه بیش از یك زن بگیرد و در عمل نیز از ظهور اسلام تا كنون، در همه جوامع، اكثریّت قریب به اتّفاق مردان (چه مسلمان و چه غیر مسلمان) تك همسر بوده اند و هستند؛ ولى به هرحال، واقع بینى، انصاف و تفاوت هاى زن و مرد اقتض مى‌كند كه براى اوضاع و احوال خاص نیز چاره اى اندیشیده شود. در ضمن روشن شد كه در این احكام، مسأله تبعیض جنسى و نفى حقوق زنان در میان است.

با توجّه به مصالح ذكر شده (غیر از بند 4) و بعضى دیگر از فواید، ازدواج دائم به یك بار محدود نشده است؛ بلكه به مرد اجازه داده شده است كه با قیود و شرایط خاصّى از جمله رعایت عدالت، در یك زمان تا چهار زنِ دائم هم داشته باشد.

یادآورى این نكته بى فایده نیست كه ما مدّعى نیستیم تمام حكمت هاى ازدواج موقّت و تعدّد زوجات (یا دیگر احكام الاهى) همین مواردى است كه مى‌فهمیم. چه بسا ده ها حكمت دیگر در این حكم باشد كه ما از آن ها آگاهى نداریم. ))


ر.ك: آیت الله مصباح یزدى، جزوه حقوق و سیاست در قرآن، درس 209.

منبع: http://www.parsine.com/fa/news/236944/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%AF-%D8%B2%D9%88%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D9%88%D9%8A%D8%B2-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی