تبلیغات
قتیل العبرات - امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)-مناجات محرمی

قتیل العبرات - امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)-مناجات محرمی

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة

قتیل العبرات - امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)-مناجات محرمی قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة



ای دادخواه عترت و قرآن بیا بیا

وی زخم دین به تیغ تو درمان بیا بیا

از زخم هر شهید ندا می‌شود بلند

کای التیام زخم شهیدان! بیا بیا

تا چند شیعه نالۀ «یابن‌الحسن» زند؟

ای شیعه را پناه و نگهبان بیا بیا

تا کی سر حسین به دروازه‌های شام

بر نی کند تلاوت قرآن؟ بیا بیا

تا کی گُلان سوختۀ وحی، پای‌شان

خونین بوَد ز خار مغیلان؟ بیا بیا

تا کی میان مقتل خون دست و پا زند

جدّت، حسین با لب عطشان، بیا بیا

تا کی مهار ناقۀ زینب به دست شمر

با اشک چشم و موی پریشان؟ بیا بیا

تا کی ز سوز سوختن خیمه‌هایتان

در قلب شیعه آتش سوزان؟ بیا بیا

تا کی به خاک دامن گودال قتلگاه

جسم حسین، زخمی و عریان؟ بیا بیا

درمان درد عترت و قرآن ظهور توست

داروی زخم‌های فراوان! بیا بیا

«میثم»که هست مرثیه‌خوان در غم حسین

خواند تو را به دیدۀ گریان: بیا! بیا!


امام زمان(عج)-مناجات


آه آه از دام غفلت که دو بالم را گرفت

فرصت پرواز تا اوج وصالم را گرفت

باز هم تکرار روز جمعه و دلواپسی

مثل یک بغضی شد و قال و مقالم را گرفت

کار دستم داد این چشم انتظاری های من

مو سفیدم کرد و سبزی نهالم را گرفت

آتش عصیان وجودم را گرفت و بعد از آن

شعله های سرکشش اشک زلالم را گرفت

مشکلم این است که دنبال دنیا می روم

حرص دنیا بیشتر مال و منالم را گرفت

پیروی از خواهش نفسی که امّاره بُوَد

فرصت رشد و رسیدن به کمالم را گرفت

گاه گاهی در فرازم گاه گاهی در نشیب

عاقبت افراط و تفریط اعتدالم را گرفت

چند روزی می شود که فکر آقا نیستم

غصّه های غربت دلدار حالم را گرفت

تا که گفتم «یا حسین» یک مادر قامت کمان

انتخابم کرد و زشتی جمالم را گرفت


امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

شب های بی قراریِ چشمم سحر نشد

دلواپسی و غربت و اندوه سر نشد

آهم کشید شعله ولی بال و پر نشد

اصلاً کسی ز حال دلم با خبر نشد

فرموده ای که شرط وصالت صبوری است

وقتی زمان زمانه‌ی هجران و دوری است

ای طلعة الرشیده‌ی من أیها العزیز

ای غرة الحمیده‌ی من أیها العزیز

ای نور هر دو دیده‌ی من أیها العزیز

خورشید من سپیده‌ی من أیها العزیز

این جمعه هم غروب شد اما نیامدی

ای آخرین سلاله‌ی زهرا نیامدی

وقتی که هست چشم تر تو مطاف اشک

گم می شود دوباره دلم در طواف اشک

چشمان بی قرار من و اعتکاف اشک

آقا بخر مرا به همین دو کلاف اشک

این اشک ها شده همه‌ی آبروی من

چشمی گشا به روی من ای آرزوی من

آمد محرم و غم عظمای کربلا

خون می تراود از دل صحرای کربلا

چشمان توست مصحف غم های کربلا

داری به دوش پرچم آقای کربلا

هر صبح و شام غرق عزا گریه می‌کنی

با روضه های کرب و بلا گریه می‌کنی

در حیرتم که با دلت این غم چه می‌کند

شب های داغ و شیون و ماتم چه می‌کند

با چشم هات اشک دمادم چه می‌کند

زخمی ترین غروب محرم چه می‌کند

امشب بیا که روضه بخوانی برایمان

صاحب عزای خون خدا صاحب الزمان

امشب بیا و با دل خونین جگر بخوان

از ماه خون گرفته و شق القمر بخوان

از شام بی کسی و شب بی سحر بخوان

از روضه های عمه تان بیشتر بخوان

وقتی که چشم های تو از غم لبالب است

آئینه‌ی غریبی و غم های زینب است

این خاک غرق ندبه و آه است العجل

هر صبح جمعه چشم به راه است العجل

آل عبا بدون پناه است العجل

بر روی نیزه ها سر ماه است العجل

یا این دل شکسته‌ی ما را صبور کن

یا از برای زینب کبری ظهور کن

***

برگرفته از وبلاگ من غلام قمرم



امام زمان(عج)-مناجات محرمی


این من و هجر تو و حال به هم ریخته ام

رحم کن بر من و احوال به هم ریخته ام

منم آن عاشق جامانده ی روز عرفه

سر به زیرم سر اعمال به هم ریخته ام

آرزو داشتم امسال بیایم عرفات

گریه دار از غم هر سال به هم ریخته ام

هر دل آشفته پی هم نفسی می گردد

با غمت خورده رقم فال به هم ریخته ام

درد، بالاتر از این نیست برایم انگار

دوری از توست در اقبال به هم ریخته ام

خوش به حال شهدایی که سبکبال شدند

به پریدن نرسد بال به هم ریخته ام

همه دلشوره ی من ماه محرم باشد

مادرت با خبر از حال به هم ریخته ام

به تو و گریۀ هنگام غروبت سوگند

فکر جدّ تو و گودال به هم ریخته ام

چه کنم دست خودم نیست دلم بی تاب است

وقت آوارگی قافله ی ارباب است



تاریخ : شنبه 11 شهریور 1396 | 09:39 ق.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.