تبلیغات
قتیل العبرات - آیا در قرآن آیه ای در باره خمس وجود دارد؟

قتیل العبرات - آیا در قرآن آیه ای در باره خمس وجود دارد؟

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة

قتیل العبرات - آیا در قرآن آیه ای در باره خمس وجود دارد؟ قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة

وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبَى وَ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاكِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ ؛ (1)

«بدانید هر گونه غنیمتى به دست آورید، خمس آن براى خدا، براى پیامبر، براى ذى القربى و یتیمان و مسكینان و واماندگان در راه (از آن ها) است؛ اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى حق از باطل، روز درگیرى دو گروه (با ایمان و بى ‏ایمان) [روز جنگ بدر] نازل كردیم، ایمان آورده‏اید و خداوند بر هر چیزى توانا است».

هرچند که این آیه در مورد نحوه تقسیم غنائمی که در جنگ به دست آمده است نازل شده است ولی نزول یک آیه در موردی خاص ، دلیل بر اختصاص آن آیه در آن مورد خاص نمی شود. چرا که در آن صورت اکثریت قریب به اتفاق آیات قرآن به همان مواردی که آیات در آن موارد خاص نازل شده اند محدود می شد و دیگر در موارد دیگر قابل بهره برداری و استتناد نبود.

به عبارت روشن‏ تر هیچ مانعى ندارد كه مفهوم آیه یك معنى كلى و عمومى باشد و در عین حال مورد نزول آیه غنائم جنگى كه یكى از موارد این حكم كلى است بوده باشد و این گونه احكام در قرآن و سنت فراوان است كه حكم كلى است و مصداق جزئى است:
مثلا در آیه 7 سوره حشر مى‏ خوانیم ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا":" هر چه پیامبر براى شما مى ‏آورد بگیرید و هر چه از آن نهى مى كند خوددارى كنید".
این آیه یك حكم كلى در باره لزوم پیروى از فرمانهاى پیامبر (ص) بیان مى ‏كند در حالى كه مورد نزول آن اموالى است كه از دشمنان بدون جنگ به دست مسلمانان مى ‏افتد (و اصطلاحا به آن" فى‏ء" گفته مى‏ شود).

و نیز در آیه 233 سوره بقره یك قانون كلى به صورت" لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها":" هیچ كس بیش از آنچه قدرت دارد تكلیف نمى ‏شود" بیان شده در حالى كه مورد آیه در باره اجرت زنان شیرده است و به پدر نوزاد دستور داده شده است به اندازه توانایى خود به آنها اجرت بدهد، ولى آیا ورود آیه در چنین مورد خاصى مى‏ تواند جلو عمومیت این قانون (عدم تكلیف به ما لا یطاق) را بگیرد؟! خلاصه اینكه: آیه در ضمن آیات جهاد وارد شده ولى مى‏ گوید: هر در آمدى از هر موردى عاید شما شود كه یكى از آنها غنائم جنگى است خمس آن را بپردازید مخصوصا" ما" موصوله و" شی‏ء" كه دو كلمه عام و بدون هیچ گونه قید و شرطند این موضوع را تایید مى‏ كنند.

حال باید ببینیم كه" غنیمت" در لغت و در نظر عرف چه معنى مى ‏دهد؟! آیا راستى منحصر به غنائم جنگى است و یا هر گونه در آمدى را شامل مى‏شود؟
آنچه از كتب لغت استفاده مى ‏شود، این است كه در معنى ریشه لغوى این كلمه عنوان جنگ و آنچه از دشمن به دست مى ‏آید، نیامده است، بلكه هر در آمدى را شامل مى‏شود، به عنوان شاهد به چند قسمت از كتب معروف و مشهور لغت كه مورد استناد دانشمندان و ادباى عرب است اشاره مى‏كنیم:
در كتاب" لسان العرب" جلد دوازدهم مى‏خوانیم" و الغنم الفوز بالشى‏ء من غیر مشقة ... و الغنم، الغنیمة و المغنم الفی‏ء ... و فى الحدیث الرهن لمن رهنه له غنمه و علیه غرمه، غنمه زیادته و نمائه و فاضل قیمته ... و غنم الشی‏ء فاز به ...
:" غنم یعنى دسترسى یافتن به چیزى بدون مشقت، و" غنم" و" غنیمت" و" مغنم" به معنى فى‏ء است (فى‏ء را نیز در لغت به معنى چیزهایى كه بدون زحمت به انسان مى‏رسد ذكر كرده‏اند ...)
و در حدیث وارد شده كه گروگان در اختیار كسى است كه آن را به گرو گرفته، غنیمت و منافعش براى اوست و غرامت و زیانش نیز متوجه اوست و نیز غنم به معنى زیادى و نمو و اضافه قیمت است، و فلان چیز را به غنیمت گرفت یعنى به او دست‏رسى پیدا كرد."
و در كتاب" تاج العروس" جلد نهم مى‏خوانیم" و الغنم الفوز بالشی‏ء بلا مشقة":" غنیمت آن است كه انسان بدون زحمت به چیزى دست یابد".
در كتاب" قاموس" نیز غنیمت بهمان معنى فوق ذكر شده است.
و در كتاب" مفردات راغب" مى‏ خوانیم غنیمت از ریشه" غنم" به معنى" گوسفند" گرفته شده و سپس مى‏گوید" ثم استعملوا فى كل مظفور به من جهة العدى و غیره" یعنى:" سپس در هر چیزى كه انسان از دشمن و یا غیر دشمن به دست مى‏آورد به كار رفته است." حتى كسانى كه یكى از معانى غنیمت را غنائم جنگى ذكر كرده‏اند انكار نمى‏كنند كه معنى اصلى آن معنى وسیعى است كه به هر گونه خیرى كه انسان بدون مشقت به آن دست یابد گفته مى‏شود.

در استعمالات معمولى نیز" غنیمت" در برابر" غرامت" ذكر مى ‏شود، همان طور كه معنى" غرامت" معنى وسیعى است و هر گونه غرامت را شامل مى ‏شود" غنیمت" نیز معنى وسیعى دارد و به هر گونه در آمد قابل ملاحظه‏اى گفته مى‏ شود این كلمه" در نهج البلاغه" در موارد زیادى به همین معنى آمده است، در خطبه 76 مى‏ خوانیم" اغتنم المهل":" فرصت‏ها و مهلت‏ها را غنیمت بشمارید".
و در خطبه 120 مى ‏فرماید"
من اخذها لحق و غنم‏
":" كسى كه به آئین خدا عمل كند به سر منزل مقصود مى‏رسد و بهره مى‏برد" در نامه 53 به مالك اشتر مى‏فرماید:"
و لا تكونن علیهم سبعا ضاریا تغتنم اكلهم‏
": در برابر مردم مصر همچون حیوان درنده‏اى مباش كه خوردن آنها را غنیمت و در آمدى براى خود فرض كنى".
و در نامه 45 به عثمان بن حنیف مى‏فرماید:"
فو اللَّه ما كنزت من دنیاكم تبرا و لا ادخرت من غنائمها وفرا
":" به خدا سوگند از دنیاى شما طلایى نیاندوختم و از غنائم و در آمدهاى آن اندوخته‏اى فراهم نكردم".
و در كلمات قصار، در جمله 331 مى‏فرماید
ان اللَّه جعل الطاعة غنیمة الاكیاس‏
:" خداوند اطاعت را غنیمت و بهره هوشمندان قرار داده است".
و در نامه 41 مى‏خوانیم"
و اغتنم من استقرضك فى حال غناك‏
":" هر كس در حال بى ‏نیازیت از تو قرضى بخواهد غنیمت بشمار."
و نظیر این تعبیرات بسیار فراوان است كه همگى نشان مى ‏دهد" غنیمت" منحصر به غنائم جنگى نیست.

اینکه ادعا کرده اند برخی از مفسرین کلمه غنائم را در آیه خمس تنها به غنائم جنگی اختصاص داده اند اگر هم قائلی داشته باشد با توجه به مدارک لغوی که در مطالب گذشته روشن شد سخن آنان قابل اعتناء نمی باشد و نمی توان به صرف ادعای آنها چنین حرفی را از آنان پذیرفت چرا که در فهم لغت ، سخن لغویین مقدم است بر سخن دیگران.
ولی برای اینکه مطلب واضح تر شود عباراتی از مفسرین معروف اهل سنت آورده می شود تا روشن شود که حتی بسیاری از اهل سنت نیز غنائم را اختصاص به غنائم جنگی نمی دانند و این قول اختصاص به شیعه ندارد.

بسیارى از مفسران كه در زمینه این آیه به بحث پرداخته‏ اند صریحا اعتراف كرده ‏اند كه غنیمت در اصل معنى وسیعى دارد و شامل غنائم جنگى و غیر آن و به طور كلى هر چیزى را كه انسان به دون مشقت فراوانى به آن دست یابد مى‏ شود. حتى آنها كه آیه را به خاطر فتواى فقهاى اهل تسنن مخصوص غنائم جنگى دانسته ‏اند باز معترفند كه در معنى اصلى آن این قید وجود ندارد. بلكه به خاطر قیام دلیل دیگرى این قید را به آن زده ‏اند.

" قرطبى" مفسر معروف اهل تسنن در تفسیر خود، ذیل آیه چنین مى ‏نویسد" غنیمت در لغت خیرى است كه فرد یا جماعتى با كوشش به دست مى‏ آورند" ...
و بدانكه اتفاق (علماى تسنن) بر این است كه مراد از غنیمت در آیه (و اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ) اموالى است كه با قهر و غلبه در جنگ به مردم مى ‏رسد، ولى باید توجه داشت كه این قید همانطور كه گفتیم در معنى لغوى آن وجود ندارد، ولى در عرف شرع، این قید وارد شده است" (2) " فخر رازى" در تفسیر خود تصریح مى ‏كند كه:" الغنم الفوز بالشی‏ء"" غنیمت این است كه انسان به چیزى دست یابد" و پس از ذكر این معنى وسیع از نظر لغت مى ‏گوید:" معنى شرعى غنیمت (به عقیده فقهاى اهل تسنن) همان غنائم جنگى است" (3)
و نیز در تفسیر" المنار"" غنیمت" را به معنى وسیع ذكر كرده و اختصاص به غنائم جنگى نداده، اگر چه معتقد است باید معنى وسیع آیه فوق را به خاطر قید شرعى مقید به غنائم جنگى كرد. (4)
در تفسیر" روح المعانى" نوشته" آلوسى" مفسر معروف سنى نیز چنین آمده است كه:" غنم در اصل به معنى هر گونه سود و منفعت است" (5)
از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه گرفته مى ‏شود كه:
آیه غنیمت معنى وسیعى دارد و هر گونه در آمد و سود و منفعتى را شامل مى‏شود. زیرا معنى لغوى این لفظ عمومیت دارد و دلیل روشنى بر تخصیص آن در دست نیست.
تنها چیزى كه جمعى از مفسران اهل تسنن روى آن تكیه كرده ‏اند این است كه آیات قبل و بعد در زمینه جهاد وارد شده است و همین موضوع قرینه مى‏ شود كه آیه غنیمت نیز اشاره به غنائم جنگى باشد.
در حالى كه همان گونه که گفته شد شان نزول ‏ها و سیاق ، عمومیت آیه را تخصیص نمى ‏زنند.

در هر حال شیعه بخاطر پشتوانه قوی روایی در زمینه خمس حتی احتیاجی به عمومیت لغوی آیه ندارد بلکه با تکیه بر مفسران واقعی قرآن قائل به وجوب خمس با حدود و شرایطی است که در کلام اهل بیت علیهم السلام آمده است .

در پناه حضرت حق مستدام باشید

پی نوشت :
1. سوره انفال آیه 41
2. محمد بن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، تهران ، انتشارات ناصر خسرو ، سال 1364هـ.ش ، جلد 4 صفحه: 2840.
3. فخر رازى ، تفسیر کبیر ، بیروت ، نشر دار احیاء التراث العربی ، سال 1420هـ.ق ، جلد 15 صفحه 164.

4. تفسیر المنار جلد: 10 صفحه 3- 7.

5. سید محمود آلوسی ،روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم‏ ، بیروت ، انتشارات دارالکتب العلمیه ، سال نشر 1415هـ.ق ، جلد: 10 صفحه: 2.


تاریخ : پنجشنبه 24 دی 1394 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.