تبلیغات
قتیل العبرات - موضع تاریخی اسلام در مورد برده داری چه در زمان پیامبر صلّی الله علیه وآله و در زمان معصومین چه بوده؟ چرا باید كنیز زن به مالك خود محرم باشد؟ شرایط محرمیت چیست؟ آیا زنان و دخترانی كه در جنگ های اسلام اسیر می شدند و شاید از شوهر جنگجوی خود هم حمایت نمی كردند چرا باید بردگی را تحمل كنند؟ اگر كتابو مقاله و .... را هم سراغ دارید ، بفرمایید. مثلاً برده ها و غلامانی كه امامان ما داشتند از چه طریقی می گرفتند و چرا اصلاً می گرفتند؟
پاسخ: درپاسخ به این سوال توجه به مطالب زیرضروری است:

1- اسلام ومساله برده داری
اسلام هرگز ابداع كننده بردگى نبوده است، بلكه در حالى ظهور كرد كه مساله بردگى سراسر جهان را فراگرفته بود، و با تار و پود جوامع بشرى آمیخته بود، آن چه غالبا مورد توجه قرار نمى‏گیرد این است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعه‏اى وارد شود ریشه‏كن كردن آن احتیاج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده نتیجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به یك بیمارى خطرناك مبتلا شده و بیماریش كاملا پیشرفت نموده است، و یا شخص معتادى كه دهها سال به اعتیاد زشت خود خو گرفته، در این گونه موارد حتما باید از برنامه‏هاى زمان بندى شده استفاده كرد.
صریح تر بگوئیم: اگر اسلام طبق یك فرمان عمومى دستور مى‏داد همه بردگان موجود در آن را آزاد كنند، چه بسا بیشتر آن ها تلف مى‏شدند، زیرا گاه نیمى از جامعه را بردگان تشكیل مى‏دادند، آن ها نه كسب و كار مستقلى داشتند، و نه خانه و لانه و وسیله‏اى براى ادامه زندگى.
اگر در یك روز و یك ساعت معین همه آزاد مى‏شدند یك جمعیت عظیم بیكار ظاهر مى‏گشت كه هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممكن بود نظم جامعه را مختل كند، و به هنگامى كه محرومیت به او فشار مى‏آورد به همه جا حمله‏ور شود و درگیرى و خونریزى به راه افتد.
اینجا است كه باید تدریجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بیفتد، و نه امنیت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست این برنامه حساب شده را تعقیب كرد.
این برنامه مواد زیادى دارد كه رؤس مسائل آن به طور فشرده و فهرست‏وار در اینجا مطرح مى‏شود و شرح آن نیاز به كتاب مستقلى دارد:
ماده اول- بستن سرچشمه‏هاى بردگى‏
بردگى در طول تاریخ اسباب فراوانى داشته، نه تنها اسیران جنگى و بدهكارانى كه قدرت بر پرداخت بدهى خود نداشتند به صورت برده درمى‏آمدند كه زور و غلبه نیز مجوز برده گرفتن و برده‏دارى بود، كشورهاى زورمند نفرات خود را با انواع سلاحها به ممالك عقب افتاده آفریقایى و مانند آن مى‏فرستادند، و گروه، گروه از آنها را گرفته و اسیر كرده و با كشتیها به بازارهاى ممالك آسیا و اروپا مى‏بردند.
اسلام جلو تمام این مسائل را گرفت، تنها در یك مورد اجازه برده‏گیرى داد و آن در مورد اسیران جنگى بود، و تازه آن نیز جنبه الزامى نداشت، و به طورى كه از آیات قران استفاده می شود به مسلمان ها اجازه داده شده است كه طبق مصالح اسیران را بى‏قید و شرط یا پس از پرداخت فدیه آزاد كنند.
در آن روز زندان هایى نبود كه بتوان اسیران جنگى را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگهداشت، و راهى جز تقسیم كردن آن ها در میان خانواده‏ها و نگهدارى به صورت برده نداشت.
بدیهى است هنگامى كه چنین شرائطى تغییر یابد هیچ دلیلى ندارد كه امام مسلمین حكم بردگى را در باره اسیران بپذیرد مى‏تواند آنها را از طریق من و فداء آزاد سازد، زیرا اسلام پیشواى مسلمین را در این امر مخیر ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح اقدام كند، و به این ترتیب تقریبا سرچشمه‏هاى بردگى جدید در اسلام بسته شده است.
ماده دوم- گشودن دریچه آزادى‏
اسلام برنامه وسیعى براى آزاد شدن بردگان تنظیم كرده است كه اگر مسلمانان آن را عمل مى‏كردند در مدتى نه چندان زیاد همه بردگان تدریجا آزاد و جذب جامعه اسلامى مى‏شدند؛ رئوس این برنامه چنین است:
الف- یكى از مصارف هشتگانه زكات در اسلام خریدن بردگان و آزاد كردن آنها است (توبه- آیه 60) و به این ترتیب یك بودجه دائمى و مستمر براى این امر در بیت المال اسلامى در نظر گرفته شده كه تا آزادى كامل بردگان ادامه خواهد داشت.
ب- براى تكمیل این منظور مقرراتى در اسلام وضع شده كه بردگان طبق قراردادى كه با مالك خود مى‏بندند بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند (در فقه اسلامى فصلى در این زمینه تحت عنوان مكاتبه آمده است) .
ج- آزاد كردن بردگان یكى از مهمترین عبادات و اعمال خیر در اسلام است، و پیشوایان اسلام در این مساله پیشقدم بودند، تا آنچه كه در حالات على(ع ) نوشته‏اند: اعتق الفا من كدیده: هزار برده را از دسترنج خود آزاد كردند .
د- پیشوایان اسلام بردگان را به كمترین بهانه‏اى آزاد مى‏كردند تا سرمشقى براى دیگران باشد، تا آنجا كه یكى از بردگان امام باقر (ع )كار نیكى انجام داد امام ع فرمود:
اذهب فانت حر فانى اكره ان استخدم رجلا من اهل الجنه: برو تو آزادى كه من خوش ندارم مردى از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم .
در حالات امام سجاد على بن الحسین ع آمده است: خدمتكارش آب بر سر حضرت مى‏ریخت ظرف آب افتاد و حضرت را مجروح كرد، امام ع سر را بلند كرد، خدمتكار گفت: و الكاظمین الغیظ حضرت فرمود: خشمم را فرو بردم عرض كرد: وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ فرمود: خدا تو را ببخشد عرض كرد: وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ فرمود: برو براى خدا آزادى
ه- در بعضى از روایات اسلامى آمده است: بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد مى‏شوند، چنان كه از امام صادق ع مى‏خوانیم: من كان مؤمنا فقد عتق بعد سبع سنین، اعتقه صاحبه ام لم یعتقه، و لا یحل خدمه من كان مؤمنا بعد سبعه سنین؛ كسى كه ایمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد مى‏شود صاحبش بخواهد یا نخواهد و به خدمت گرفتن كسى كه ایمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نیست. در همین باب حدیثى از پیامبر گرامى اسلام ص نقل شده كه فرمود: ما زال جبرئیل یوصینى بالمملوك حتى ظننت انه سیضرب له اجلا یعتق فیه؛ پیوسته جبرئیل سفارش بردگان را به من مى‏كرد تا آنجا كه گمان كردم به زودى الاجلى براى آنها مى‏شود كه به هنگام رسیدن آن آزاد شوند .
و- كسى كه برده مشتركى را نسبت به سهم خود آزاد كند موظف است بقیه را نیز بخرد و آزاد كند. و هر گاه بخشى از برده‏اى را كه مالك تمام آن است آزاد كند این آزادى سرایت كرده و خود بخود همه آزاد خواهد شد .
ز- هر گاه كسى پدر یا مادر و یا اجداد و یا فرزندان یا عمو یا عمه یا دایى یا خاله، یا برادر یا خواهر و یا برادرزاده و یا خواهرزاده خود را مالك شود فورا آزاد مى‏شوند.
ج- هر گاه مالك از كنیز خود صاحب فرزندى شود فروختن آن كنیز جائز نیست و باید بعد از سهم ارث فرزندش آزاد شود.
این امر وسیله آزادى بسیارى از بردگان مى‏شد، زیرا بسیارى از كنیزان به منزله همسر صاحب خود بودند و از آنها فرزند داشتند.
ط- كفاره بسیارى از تخلفات در اسلام آزاد كردن بردگان قرار داده شده (كفاره قتل خطا- كفاره ترك عمدى روزه- و كفاره قسم را به عنوان نمونه در اینجا مى‏توان نام برد).
ى- پاره‏اى از مجازاتهاى سخت است كه اگر صاحب برده نسبت به برده‏اش انجام دهد خود به خود آزاد مى‏شود .
ماده سوم- احیاى شخصیت بردگان‏
در دوران برزخى كه بردگان مسیر خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوى آزادى مى‏پیمایند اسلام براى احیاى حقوق آنها اقدامات وسیعى كرده است، و شخصیت انسانى آنان را احیاء نموده، تا آنجا كه از نظر شخصیت انسانى هیچ تفاوتى میان بردگان و افراد آزاد نمى‏گذارد و معیار ارزش را همان تقوا قرار مى‏دهد، لذا به بردگان اجازه مى‏دهد همه گونه پستهاى مهم اجتماعى را عهده‏دار شوند، تا آنجا كه بردگان مى‏توانند مقام مهم قضاوت را عهده‏دار شوند .
در عصر پیامبر ص نیز مقامات برجسته‏اى از فرماندهى لشكر گرفته تا پست هاى حساس دیگر به بردگان یا بردگان آزاد شده سپرده شد.
بسیارى از یاران بزرگ پیامبر ص بردگان بودند و یا بردگان آزاد شده، و در حقیقت بسیارى از آنها به صورت معاون براى بزرگان اسلام انجام وظیفه مى‏كردند.
سلمان و بلال و عمار یاسر و قنبر را در این گروه مى‏توان نام برد، بعد از غزوه بنى المصطلق پیامبر ص با یكى از كنیزان آزاد شده این قبیله ازدواج كرد و همین امر بهانه‏اى آزادى تمام اسراى قبیله شد.
ماده چهارم- رفتار انسانى با بردگان‏
در اسلام دستورات زیادى در باره رفق و مدارا با بردگان وارد شده تا آنجا كه آنها را در زندگى صاحبان خود شریك و سهیم كرده است.
پیغمبر اسلام ص مى‏فرمود: كسى كه برادرش زیر دست او است باید، از آنچه مى‏خورد به او بخوراند و از آنچه مى‏پوشد به او بپوشاند، و زیادتر از توانایى به او تكلیف نكند .
على ع به غلام خود قنبر مى‏فرمود: من از خداى خود شرم دارم كه لباسى بهتر از تو بپوشم، زیرا رسول خدا ص مى‏فرمود: از آنچه خودتان مى‏پوشید بر آنها بپوشانید و از آنچه خود مى‏خورید به آنها غذا دهید .
امام صادق ع مى‏فرماید: هنگامى كه پدرم به غلامى دستور انجام كارى مى‏داد ملاحظه مى‏كرد اگر كار سنگینى بود بسم اللَّه مى‏گفت و خودش وارد عمل مى‏شد و به آنها كمك مى‏كرد .
خوشرفتارى اسلام نسبت به بردگان در این دوران انتقالى به اندازه‏اى‏ است كه حتى بیگانگان از اسلام نیز روى آن تاكید و تمجید كرده‏اند.
به عنوان نمونه جرجى زیدان در تاریخ تمدن خود چنین مى‏گوید:
اسلام به بردگان فوق العاده مهربان است پیغمبر اسلام ص در باره بردگان سفارش بسیار نموده، از آن جمله مى‏فرماید: كارى كه برده تاب آن را ندارد به او واگذار نكنید، و هر چه خودتان مى‏خورید به او بدهید.
در جاى دیگر مى‏فرماید: به بندگان خود كنیز و غلام نگوئید، بلكه آنها را پسرم و دخترم خطاب كنید! قرآن نیز در باره بردگان سفارش جالبى كرده و مى‏گوید: خدا را بپرستید، براى او شریك مگیرید، با پدر و مادر و خویشان و یتیمان و بینوایان همسایگان نزدیك و دور و دوستان، و آوارگان، و بردگان جز نیكوكارى رفتارى نداشته باشید، خداوند از خودپسندى بیزار است .
ماده پنجم- بدترین كار انسان‏فروشى است!
اصولا در اسلام خرید و فروش بردگان یكى از منفورترین معاملات است تا آنجا كه در حدیثى از پیغمبر اكرم ص آمده است:
شر الناس من باع الناس!
بدترین مردم كسى است كه انسانها را بفروشد .
همین تعبیر كافى است كه نظر نهایى اسلام را در مورد بردگان روشن سازد و نشان دهد جهت‏گیرى برنامه‏هاى اسلامى به كدام سو است.
و از این جالب تر این كه یكى از گناهان نابخشودنى در اسلام سلب آزادى و حریت از انسانها و تبدیل آنها به یك متاع است، چنان كه در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام ص آمده است:
ان اللَّه تعالى غافر كل ذنب الا من جحد مهرا، او اغتصب اجیرا اجره، او باع رجلا حرا:
خداوند هر گناهى را مى‏بخشد جز (سه گناه): كسى كه مهر همسرش را انكار كند، یا حق كارگرى را غصب نماید، و یا انسان آزادى را بفروشد . طبق این حدیث غصب حقوق زنان، و حق كارگران، و سلب آزادى از انسانها سه گناه نابخشودنى است.
همانگونه كه در بالا آوردیم اسلام تنها در یك مورد اجازه برده‏گیرى مى‏دهد و آن در مورد اسیران جنگى است، آن هم هرگز جنبه الزامى ندارد در حالى كه در عصر ظهور اسلام، و قرنها بعد از آن برده‏گیرى از طریق زور و حمله به كشورهاى سیاه‏پوستان و دستگیر كردن انسانهاى آزاد، و تبدیل آنها به بردگان، بسیار زیاد بود، و گاهى در مقیاسهاى وحشتناك روى آن معامله مى‏شد، بطورى كه در اواخر قرن 18 میلادى دولت انگلستان هر سال دویست هزار برده را معامله مى‏كرد، و هر سال یكصد هزار نفر را از آفریقا گرفته و به صورت بردگان به آمریكا مى‏بردند .
كوتاه سخن اینكه كسانى كه به برنامه اسلام در مورد بردگان خود خرده‏گیرى مى‏كنند از دور سخنى شنیده‏اند، و از اصول این برنامه و جهت‏گیرى آن كه همان آزادى تدریجى و بدون ضایعات بردگان است اطلاع دقیقى ندارند، و یا تحت تاثیر افراد مغرضى قرار گرفته‏اند كه به گمان خود این را نقطه ضعف مهمى براى اسلام شمرده و روى آن تبلیغات دامنه‏دارى به راه انداخته‏اند.(تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 413)
پس به طور خلاصه می توان در پاسخ به این پرسش چنین گفت :
آزادی بردگان یكی از اهداف مهم دین نجات بخش اسلام بود و این كار به تدریج و با گذشت زمان محقّق شد، ولی باید توجه داشت كه اگر مسئله ناهنجاری در یك جامعه ریشه بدواند و مدتها بدان عمل شود، نمی‎توان در مدت كوتاه آن را ریشه كن نمود، بلكه برای از بین بردن آن باید تدریجاََ اقداماتی نمود،‌ در غیر این صورت مشكلات عظیمی را به بار خواهد آورد. اگر پیامبر گرامی اسلام (ص)، در ابتدای ظهور اسلام، برده‎داری را به یكباره لغو می‎كرد و مسلمانان برد‎ه‎های فاقد ثروت و سرمایه را آزاد كرده، از خانه‎های خود می‎راندند، مشكلات مختلفی پدید می‎آمد؛ به گونه‎ای كه بسیاری از آنان از گرسنگی می‏مردند و یا برخی از آنها مرتكب گناهان مهم اجتماعی همچون سرقت، زنا، لواط و مانند آن می‎شدند و خلاصه شیرازه جامعه را بر هم می‎زدند؛ بنابراین آزادی یكباره بردگان، كار صحیحی نبوده است. بدین جهت، اسلام برنامه آزادی تدریجی آنها را پایه‎گذاری كرده تا بردگان به تدریج آزاد گردیده، جذب جامعه اسلامی شوند.
2- برتری دراسلام
اسلام تمام افراد بشر را از یك پدر و مادر مى‏داند و هیچ امتیازى براى رنگ، ثروت، مقام، قبیله، نژاد و... قائل نمى‏شود و تنها امتیاز را تقوا مى‏شمارد و گرامى‏ترین مردمان را، پرهیزگارترین آنان مى‏داند (حجرات (49)، آیه 14 )اسلام، مردم را با هم برابر مى‏داند؛ چنان كه پیامبر اكرم‏صلى الله علیه وآله فرمود: «الناس كلهم سواء كاسنان المشط» ؛ «تمامی انسان‌ها مانند دانه‏هاى شانه برابرند (صدوق، من لایحضره الفقیه، قم: انتشارات جامعه مدرسین، 1413 ه. ق، ج 4، ص 379.) در نگاه اسلام، نابودى ملت‏ها و اقوام مختلف، ناشى از عدم مساوات آنان در برابر قانونِ حق و اجرا نشدن آن در سطح جامعه است. این رویكرد، بر خلاف نظر ارسطو است كه مى‏خواهد ثابت كند، غلام و برده فطرتاً وجود داشته و وجود خواهد داشت! به عبارت دیگر بردگى نزد عده‏اى فطرى است و خداوند عده‏اى از مردم را آفریده تا برده و غلام دیگران باشند! (ر.ك: منتسكیو، شارل، روح القوانین، ترجمه على اكبر مهتدى، تهران: امیركبیر، چاپ هفتم، 1355، ص 415.)
اسلام، بردگى را فطرى نمى‏داند و اعتقاد ندارد كه خداوند دو نوع انسان آفریده است: یكى، آزاد و دیگرى غلام و برده. اما اسلام برخلاف اعتقاد مردم روم، یونان باستان و عربستان، در حق بردگان - مبنى بر اینكه آنان هیچ‌گونه حقوق اجتماعى ندارند - ضمن احترام به شخصیت ایشان، آنان را در صف بقیه مردم شمرده و براى آنان حقوق متناسب وضع كرده است. اگر احیاناً در حقوق آنان، اختلاف ناچیزى دیده مى‏شود، به جهت مصلحت خود بردگان و رعایت مصالح اجتماع بوده و هیچ گونه تحقیر و توهینى در آن منظور نبوده است. اسلام بر خلاف روش‏هاى ظالمانه و غیرانسانى بسیارى از نقاط جهان، شالوده یك روش عادلانه را پى‏ریزى كرد و در مجموع شرایطى براى بردگان فراهم ساخت كه آنان به مقامات و درجات مهم علمى و سیاسى در جامعه اسلامى دست یافتند. حتى حكومت «ممالیك» ، سال‌ها(648-923ق) بر بخش قابل توجهی از كشورهاى اسلامى (مصر و شام) حكومت كردند. در حقیقت اسلام با فراهم آوردن شرایط انسانى و عاطفى براى زندگى بردگان، آنان را از سراسر دنیامشتاق پیوستن به جامعه اسلامى نمود و آنان در بازگشت به وطن خود، همراه با آزادى، مُبَلِغ و مروج دین اسلام شدند.
3- الغاى یكباره بردگى
الغای یك باره بردگی به طور كامل در آن زمان ممكن نبود، زیرا:
یك - نظم اقتصادى مردم آن روز به هم مى‏خورد و زندگى از هم مى‏پاشید. از این جهت، اسلام راه دیگرى را پیش گرفت كه در ضمن آن، بردگى به تدریج از بین مى‏رفت؛ بدون آنكه نظام اجتماعى و اقتصادى جامعه، از هم گسسته شود. از این رو در مرحله نخست، همگان را ترغیب به كار و كوشش و دورى از تنبلى، بى‏كارى و عیاشى نمود تا جامعه از وضعیت سابق - كه همه كارها بر دوش بردگان بود - فاصله گیرد. سپس راه‏هاى زیادى براى رهایى بردگان قرار داد تا به تدریج، هم بردگى لغو گردد و هم مردم به زندگى فعال و به دور از عیاشى، عادت كنند.
دو- برخى از اندیشمندان، آزادى دفعى بردگان را خطرآفرین مى‏دانند. منتسكیو با توجه به تجربه بسیار تلخی كه غرب در این زمینه شاهد آن بوده است درباره رها ساختن دسته جمعى بردگان در یك زمان، چنین مى‏نویسد: «آزاد كردن عده بى‌شمارى از غلامان به وسیله وضع یك قانون مخصوص، صلاح نیست؛ زیرا موجب اختلال نظم اقتصادى جامعه مى‏گردد و حتى معایب اجتماعى و سیاسى دارد. براى مثال در ولسینى چون غلامان آزاد شده حق رأى دادن در انتخابات را پیدا كرده بودند، حائز اكثریت گردیده، قانونى وضع كردند كه به موجب آن، هر كس از افراد آزاد عروسى كند، یكى از غلامان آزاد شده باید در شب اول عروسى با دختر تازه عروس بخوابد و شب دوم او را تسلیم داماد كند! بنابراین آزاد كردن غلامان، باید تدریجى و همراه با فرهنگ سازى‏هاى لازم و مناسب باشد. براى مثال قانون گذار ممكن است اجازه دهد، غلامان از عواید كارهایشان خود را از ارباب خویش خریدارى نموده، و یا دوره غلامى را محدود كنند.» (منتسكیو، روح القوانین، ص 428، تهران: امیر كبیر، چاپ هفتم، 1355)
سه- گوستاو لوبون نیز با تكیه بر تجربه عینی خود در این باره می گوید غلامان چون بی ‏تجربه و بى‏استعداد بار آمده‏ بودند آزاد شدن یكباره شان غیر معقول بود. از این جهت اگر اسلام، همه آنها را یكباره از قید بردگى آزاد مى‏ساخت، ممكن بود در اثر نداشتن تجربه كافى و لیاقت، قادر به تشكیل زندگى مستقل و اداره آن نباشند. در نتیجه مانند غلامان قدیم آمریكا - كه بعد از آزاد شدن بر اثر علت یاد شده، به كلى نیست و نابوده شده‏اند - از بین مى‏رفتند(گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 482.)
از این رو قانون‌گذار اسلام، در عین آنكه براى خلاصى بردگان، فكرى اساسى و برنامه كاملى تنظیم كرده، از امور یاد شده غفلت نورزیده است.
چهار- امكانات حكومت تازه تأسیس آن زمان، به گونه‏اى نبود كه بتواند اسیران جنگى را در اماكن خاصى مثل زندان‏ها، نگه‏دارى كند. بدین جهت اسیران در میان جنگاوران تقسیم مى‏شدند. آنان بردگان را به خانه‏هاى خود مى‏بردند تا هم امنیت جانى‏شان تضمین شود و هم پراكنده شده و امكان اجتماع و شورش نداشته باشند. از طرف دیگر ناچار به تغذیه آنان بودند و در مقابل از كار آنها نیز استفاده مى‏كردند.
مارسل بوازار در این‌باره مى‏نویسد: «اسلام به خاطر تأمین جانى و جلوگیرى از تجاوز به اسیران جنگى، آنها را طبق ضوابطى در قبایل عرب، به عنوان برده یا كنیز تقسیم مى‏كرده؛ ولى به تدریج آنان را از تمامى حقوق شهروندان مسلمان، بهره‏مند مى‏ساخته است (بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، ترجمه دكتر محسن مؤیدى،تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى 1358، ص 49) وی درجای دیگرضمن بررسى امتیازات روش اسلام در برخورد با مسئله بردگى - مى‏نویسد: «دیگر از تعالیمى كه قرآن كریم در مسائل مربوط به برده و كنیز داده و نشانه‏ى خصلت انسان دوستى اسلام است، تشویق مسلمانان به آزاد ساختن برده و گماشتن او به كارهاى متناسب با استعداد و مهارت او است. در راه اجراى هر چه بهتر این برنامه انسانى، اسلام كمك هزینه‏اى را از بیت‏المال اختصاص داده است؛ بدین ترتیب كه پرداخت وجوهى را به منظور بهبود شرایط زندگى و آزاد ساختن و به كار شایسته گماشتن بردگان بابت زكات، پذیرفته است‏ (بقره، آیه 177) مهم‏تر از همه اینها، آزادى برده بنا به خواست او و پرداخت سرمایه لازم بدو و نیز زناشویى وی با كنیزانى است كه تمایل به ازدواج داشته‏اند (جهت احتراز از زنا و كام‏جویى به اجبار) )نور ، آیه 33 )
در اسلام بسیار پافشارى شده كه بعد از آزادى برده باید سرمایه‏اى براى كار تولیدى به او پرداخت شود، این عمل آزادى اقتصادى او را نیز تضمین مى‏كرد و از بهره كشى آینده او به وسیله افراد پولدار یا متنفذ، جلوگیرى مى‏نمود. اما قوانین آزادى بردگان در آمریكا، كوچك‏ترین كمك مادى به برده آزاد شده نمى‏كرد. غالباً به علت دشوارى‏هاى اقتصادى و بیكارى، بردگان سیاه پوست چندان از آزادى خود استقبال نكردند و پس از مدتى سرگردانى و بلاتكلیفى و تیره‏روزى به سوى ارباب نخستین خود بازگشتند. در حالى كه قرآن با روشن بینى، ضمن مبارزه با بهره‌كشى و بیگارى انسان‏ها، جلوگیرى از عدم تعادل اقتصادى جامعه را نیز پس از آزادى بردگان، پیشى بینى كرده است. توصیه به رفتار شایسته و نیكوكارى نسبت به پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان، مستمندان، همسایگان و در راه ماندگان، خدمتكاران و بردگان را نیز در بر مى‏گیرد(نور ، آیه 39) در صدر اسلام - به خصوص دوران حیات پیامبر صلى‌الله‌علیه‌وآله - بردگان نه تنها آزاد مى‏شدند؛ بلكه از تعلیم و تربیت و مراقبت‏ نیز بهره‏مند مى‏گردیدند. به عنوان نمونه می‌توان به داستان زید بن حارثه اشاره كرد كه برده‏اى آزاد شده بود. وى به مقام صحابى پیامبر صلى‌الله‌ علیه وآله و كتابت قرآن و حدیث رسید و فرزند او اسامه، از فرماندهان بزرگ سپاه اسلام بود. بلال حبشى نیز به فرماندارى مدینه رسید. در ادوار بعد نیز می‌توان به «قطب‏الدین آیبك» اشاره نمود. وی برده‏اى بود كه امپراتورى بزرگ اسلام را در سرزمین هندوستان بنیان نهاد (بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، صص 48 – 49)
4- اما در پاسخ به این سوال كه چرا امامان(ع) غلام و كنیز داشتند:
اولا: (ضمن پرهیز از مقایسه آن دوران با عصر حاضر) توجه و مقایسه مطالب فوق پیرامون بردگان درك بهتر وضعیت روحی و اجتماعی حاكم بر آن دوران‌ را فراهم می‌سازد. در عصری كه با بردگان حتی گاه همانند حیوانات نیز رفتار نمی‌شد، برخورد ائمه با آنان را مقایسه فرمائید.
ثانیا: راز غلام و كنیز داشتن آنان این است كه: آنها از این طریق نوعی كلاس رهایی بخش دایر كردند، ولی نه فقط آزادسازی تن، بلكه اول آزادسازی عقل و روح و اندیشه و سپس آزادی تن. یكی از شیوه های امامان خرید بسیار زیاد غلامان و آوردن آنها در خانه و قرار دادن آنان تحت تعلیم و تربیت اصیل و مآب اسلامی و پرورش فكری و معنوی و سپس آزادسازی آنان بوده است. امام سجاد(ع) هزاران برده را به این شكل خریده و تربیت دینی كرده و آزاد كردند به طوری كه مشهور به لشگر موالیان شدند. (جعفریان، رسول، حیات فكرى و سیاسى امامان شیعه‏علیهم السلام، قم: انصاریان، چاپ اول، 1376، ص 280) آنان نیز كه می‌ماندند خودشان نمی‌خواستند از ائمه(ع) جدا شوند.
براى مطالعه بیشتر ضمن مراجعه به منابع مذكور در متن می‌توانید به این موارد نیز رجوع كنید:
الف. طباطبایى، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج6 (عربى) و ج12 (فارسى)، ذیل آیات 116 تا 120؛
ب. موسوى زنجانى، اسلام و مسئله آزادى بردگى؛
پ. حجتى كرمانى، از بردگى روم قدیم تا ماركسیسم؛
ت. مكارم شیرازى، ناصر، فرآورده‏هاى دینى؛
ث. بیدار فكر، برده‏دارى در روم باستان؛
ج. مبشرى، اسداللَّه، حقوق بشر؛
ح. گرامى، محمد على، نگاهى به بردگى؛
خ. ایرجى، صادق، بردگى در اسلام؛
د. حسینى، مصطفى، بردگى از دیدگاه اسلام؛
ه. شهید مطهری،‌ یادداشتها(موضوعی) ج10.

http://www.ahlebayt.porsemani.ir/content/برده-داری-3



تاریخ : یکشنبه 29 شهریور 1394 | 03:00 ب.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات


  • paper | رپورتاژ آگهی با کیفیت | فروش بک لینک دائمی
  • خرید رپورتاژ آگهی ارزان | فروش backlink