تبلیغات
قتیل العبرات - هشتم شوال سالروز تخریب بقیع1

قتیل العبرات - هشتم شوال سالروز تخریب بقیع1

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة

قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة

قتیل العبرات - هشتم شوال سالروز تخریب بقیع1 قال رسول الله صلی الله علیه وآله: ان الحسین مصباح الهدی وسفینة النجاة
 
اشعار هشتم شوال سالروز تخریب بقیع – قاسم نعمتی
 
گرد و غبار غم زده خیمه به سینه ام
من زائر قبور خراب مدینه ام
 
آنجا که گریه ها همه خاموش و بی صداست
هرکس بمیرد از غم آن سرزمین رواست
 
آنجا که بغض سینه گلو گیر می شود
حتی جوان ز غربت آن پیر می شود
 
خاکش همیشه سرخ و هوایش غباری است
از گریه های فاطمه آیینه کاری است
 
اهل مدینه باب عداوت گشوده اند
بر اهل بیت ظلم فراوان نموده اند
 
هرکس دم از علی زده تخریب میشود
صدیقه مطهره تکذیب می شود
 
دنبال بی کس اند  که تنها ترش کنند
صیاد بلبل اند که خونین پرش کنند
 
ازنسل هیزمند و به آتش علاقه مند
تفریحشان تمسخر هر ناله بلند
 
در خواب هم نشان حیارا ندیده اند
نیروی خویش را به رخ زن کشیده اند
 
بغض علی زبانه کشد از وجودشان
رنگ ریا گرفته همه تاروپودشان
 
روزی که راه حضرت صدیقه بسته شد
باضربه ای حریم ولایت شکسته شد
 
ظلمی اگر که هست از آن لحظه حاکی است
تصویر چادریست که در کوچه خاکی است
 
امواج یک صدا دلم آزار میدهد
گویا صدای صورت و دیوار میدهد
 
گویا به گوش میرسد ازقصه فدک
آوای نیمه جان و ضعیف «علی کمک»
 
تصویر هرچه درد از آن صحنه شد بدیع
یک گوشه ای زغربت آن لحظه شد بقی
 
اوراق خاطرات غیورانه نیلی است
هرچه که هست صحنه یک ضرب سیلی است
 
بی درد مردمان زمان جان مرتضی
مارا رها کنید بمیریم زین عزا
 
روزی رسد زسینه غم آزاد می کنیم
همراه منتقم حرم آباد می کنیم
 
گلدسته میزنیم چونان صحن کربلا
گنبدبنا کنیم چونان مشهد الرضا
 
ماداغ دار سیلی ناحق مادریم
چشم انتظار منتقم آل حیدریم
 
 
*********************
 
اشعار هشتم شوال سالروز تخریب بقیع – یحیی نژاد سلامتی
 
عالمی باز پر از ظلم و ضلالت شده است
قصه ی خانه خرابی تو عادت شده است
 
از همین خاک غریبی که شده سهم شما
بغض شیعه ست که مملوی شکایت شده است
 
زائرت سوخت از این غربت و این سوختنش
می توان گفت که با سوز تو قسمت شده است
 
لحظه ی روضه ی مادر شده قلبم لرزید
روضه اینبار فقط ذکر حکایت شده است:
 
دست در دست حسن بود در آنجا مادر
ناگهان دید که یک کوچه ای خلوت شده است
 
ناگهان دید که دست حسنش می لرزد
بعد از این میخ در و سینه روایت شده است
 
پشت در بود که فریاد زدش “یا حیدر”
محسنت پر،بیا وقت وصیت شده است
***
گنبدی نیست در آنجا و نه حتی یک شمع…
این بقیع است که آیینه ی غربت شده است
 
 
*******************
 
اشعار هشتم شوال سالروز تخریب بقیع – یاسر مسافر
 
تخریب کرده اند حرم و بارگاهتان
آنها که زنده اند به لطف نگاهتان
 
بر روی مهربانیتان چشم بسته اند
با خود نگفته اند چه بوده گناهتان
 
از نسل هیزم آورشان که عجیب نیست
آتش زنند دوباره دل پر زآهتان
 
روز سقیفه بود اگر بی حرم شدید
یا بین کوچه بود که بستند راهتان
 
اول زدند مادر و بعدش حسینتان
افتاد بین تیغ و نیزه و شد قتلگاهتان
 
وقتی رسید یوسف کنعان فاطمه
با او بنا کنیم حرم دلبخواهتان
 
فعلا نشسته است و زغم آه می کشد
کنج بقیع در شب تار و سیاهتان
 
 
*******************
 
هشتم شوال سالروز غربت اهل بیت – مهدی رحیمی
 
 
حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند
رد دو دست ابالفضل روی آب بماند
 
حسن شدی که سوال غریب کیست درعالم
میان کوچه وگودال بی جواب بماند
 
حسین نیز غریب است اگرشبیه برادر
ولی بناست بقیع حسن خراب بماند
 
کمی زغصه ی تو رخنه کرده است به بیرون
تفاوت زن چون “جعده” و “رباب” بماند
 
به احترام حسین سه روز مانده به گودال
بناست زائر تو زیر آفتاب بماند

تاریخ : جمعه 2 مرداد 1394 | 10:24 ق.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات
.: Weblog Themes By Slide Skin:.