تبلیغات
قتیل العبرات
آیا این ادعا صحیح است كه امام زمان(عج) در سردابى كه محل غیبت ایشان است، باقى مانده و از آنجا ظهور خواهد كرد؟

sardab.gif
سرداب مقدس:
پیش از بیان پاسخ، ابتدا باید به معرفى سرداب مقدس پرداخت ؛ آن گاه درستى یا نادرستى این ادعا را مورد بررسى قرار داد. بیشتر خانه ها در مناطق گرمسیر عراق، از دیرباز تاكنون به جهت رهایى از گرماى سخت و طاقت فرساى خورشید، داراى سرداب یا زیر زمین بوده اند. خانه امام حسن عسكرى (علیه السلام)  نیز در شهر سامرا داراى چنین زیر زمینى بود كه در تاریخ به «سرداب» مشهور شده است. زمانى كه خانه آن حضرت در حلقه محاصره سپاه خلیفه عباسى بود و آنان براى دستگیرى فرزندش مهدى(عج) آنجا را درمیان گرفته بودند ؛ از سرداب بیرون آمد و از صف آنان عبور كرد و رفت و یا از محل سرداب ناپدید شد و پس از آن غیبت و پنهان شدن آن حضرت آغاز شد. همین سرداب محل زندگى و عبادت سه امام بوده و الان نیز در جوار مرقد امامان گران قدر حضرت هادى و عسكرى (علیهم السلام)  در سامرا موجود است. شیعیانى كه براى زیارت آن دو امام، وارد سامرّا مى شوند، بعد از زیارت قبر آن بزرگواران، در محل عبادت آنان نماز خوانده و آنجا را زیارت مى كنند.
تهمت و ادعاى نادرست
حضور و مقدّس شمردن این سرداب از طرف شیعیان، موجب شده كه دشمنان مغرض و كینه جو، تهمت هاى ناروایى را دراین رابطه مطرح كنند ؛ از جمله :
1. شیعه قائل است مهدى موعود، بعد از تولدش در سردابى مخفى شده و غیبت خود را از آنجا شروع كرده است. تاكنون نیز در آن سرداب به سر مى برد و ظهورش نیز از همان سرداب خواهد بود!!
2. برخى در كتاب هاى خود نوشته اند: این سرداب، در شهر حلّه عراق است ؛ برخى آن را در بغداد و عده اى نیز در سامرا دانسته اند!!
3. شیعیان در بامداد هر جمعه، سوار بر مركب ها و مسلّح و آماده پیكار، در مقابل درب این سرداب اجتماع مى كنند و فریاد مى كشند : سالار ما! بیا! بیا![1]
پاسخ ها:
یك. باور شیعه در مورد سرداب
شیعه براى سردابى كه در سامرا است، احترام خاصى قائل است و آنجا را از اماكن مقدسه مى داند و در آنجا به نماز و دعا و زیارت حضرت مهدى(عج) مى پردازد ؛ ولى این كار نه براى این است كه امام در آنجا مخفى و پنهان است یا كسى امام را مقیم آنجا مى داند ؛ بلكه براى آن است كه آن محل نواحى آن و حرم عسكریین، منازل و مساكن شریفه و خانه ها و محل ولادت آن حضرت و بروز بعضى از معجزات بوده است و تجدید خاطرات آن اعصار و یاد آن زمان هایى است كه امام عصر و پدر و جدّش در آنجا زندگى و عبادت مى كردند و آنجا محل آمد و شد شیعیان و محبّان اهل بیت بوده است.
دو. عدم اعتقاد شیعه به ظهور امام از سرداب
در هیچ یك از آثار روایى و تاریخى شیعى، نیامده كه حضرت مهدى(عج) در سرداب مقدس زندگى مى كند و در آنجا باقى است و از آنجا نیز ظهور خواهد كرد!چنان كه علامه امینى تصریح دارد : ...شیعه اعتقاد ندارد كه غیبت امام در سرداب است و خودشان را در سرداب مخفى كرده اند و از همان جا نیز ظهور خواهد كرد ؛ بلكه اعتقاد شیعه آن است كه او از مكّه معظمه، مقابل خانه خدا ظهور خواهد كرد و آن سرداب تنها خانه امامان در سامرا بوده است ؛ این مسئله اى همگانى است...»[2].
سه. باور شیعه درباره محل زندگى امام(عج)
به نظر شیعه، حضرت ولى عصر(عج)، همه ساله در مراسم حج شركت مى جوید و قبر اجداد طاهرینش را در مدینه، عراق و طوس زیارت مى كند. پس اساسا شیعه براى حضرت مهدى، محلّ و مكان خاصى قائل نیست تا نوبت به آن رسد كه بگوییم در سرداب است یا غیر سرداب؟!
چهار. علت مقدس شمردن سرداب
چنان كه گذشت، شیعیان به دلایل مختلف، آنجا را مقدس و محترم مى شمرند، از جمله :
4-1. آنجا محل زندگى و سكونت سه امام معصوم بوده و از وجود مبارك آنان، شرافت و بركت كسب كرده است.
4-2. آنجا محل عبادت و نیایش و تلاوت قرآن آن سه بزرگوار بوده است.
4-3. سرداب، در جوار مرقد دو تن از امامان معصوم قرار دارد و زائران امام هادى و عسكرى (علیهماالسلام)، آنجا را نیز زیارت مى كنند.
4-4. امام زمان(عج) هر سال براى زیارت قبور شریفه پدر، جدّ، مادر و عمه اش، به آنجا تشریف فرما شده است.
4-5. امام زمان(عج) در آن خانه تولّد یافته از آنجا غایب شده است (نه اینكه در آنجا پنهان شده است).
پس شیعیان معتقدند : مقدّس شمردن سرداب، صرفا به دلایل یاد شده است و این تقدیس، اختصاص به این مكان ندارد ؛ بلكه هر كجا كه مشخصا محل عبادت یكى از امامان معصوم بوده است، بدان تبرك مى جویند و هر كجا بدانند حتى یك بار و یك لحظه حضرت ولى عصر(عج) دیده شده است آنجا را هم زیارت كرده و بدان تبرك مى جویند (همچون مسجد سهله، مسجد كوفه، مسجد جمكران و...) و هرگز به راز دیگرى در آن معتقد نیستند[3].
نتیجه آنكه این گونه افترائات و سخنان صد در صد كذب و نادرست، بر اساس انگیزه دشمنى با شیعه و انحراف از اهل بیت و از سوى دشمنان خاندان رسالت بیان شده است.
عجیب تر آن كه به مذهبى كه هزاران نویسنده عالى قدر، آرا و عقاید شان را به صراحت در تألیفات خود نگاشته اند، نسبتى داده مى شود كه در هیچ عصرى احدى از آنها، احتمال آن را نیز مطرح نكرده است! در موضوع غیبت و مهدویت، كتاب هاى فراوانى تألیف و خصوصیات آن ذكر شده است ؛ اما در هیچ كتاب و نوشته اى، اثرى از این افترا نیست! هیچ كس نگفته كه امام در سرداب سامرا مخفى است ؛ بلكه روایات و آن همه معجزات و كرامات كه از آن حضرت در غیبت صغرى و كبرى نقل شده و حكایات كسانى كه به حضورش در طول این مدت مشرف شده اند، همه این نسبت را تكذیب مى كنند!![4]

پی نوشت ها
___________________
[1]. به نقل از: سید محمد كاظم قزوینى، امام مهدى از ولادت تا ظهور، ص 317 و 318.
[2]. الغدیر، ج 3، ص 308 و 309.
[3]. یوم الخلاص، ج 1، ص 288.
[4]. ر.ك : لطف اللّه  صافى گلپایگانى، امامت و مهدویت، ج 2، ص 367.


منبع:
http://www.mahdaviat.porsemani.ir/content/%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%AC



تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1396 | 08:43 ب.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات
پاسخ: به صورت فهرست وار به برخی از موارد اشاره می‌شود
ـ جهل و عدم شناخت مناسب نسبت به: وجود مقدس امام و نقش او، آموزه‌های دین(كه باعث كم رنگ شدن دین در زندگی مردم می‌شود)، وضعیت نا بهنجار كنونی، آموزه‌های مهدویت(همچون مفهوم انتظار)؛
ـ تحجر و مقدس گرایی خشك و بدون توجه به عمق و روح دین؛
ـ تجاوز به جوامع اسلامی و شیعی و كشتار آنان ؛
ـ گسترش فساد و تباهی از یك طرف، و ایجاد شك و تردید نسبت به ظهور امام موعود از طرف دیگر، و به تمسخر گرفتن انتظار و ظهور از طرف آخر؛
بر عاشقان امام عصر(ع) و منتظران ظهورش لازم است در چند زمینه فعالیت داشته باشند:
الف. بالابردن فهم و شناخت نسبت به امام و امامت، مفاهیم و آموزه‌های دین، مباحث مهدویت و مفاهیمی كه در رابطه با این موضوع است؛
ب. وحدت كلمه در سایه رهبری ولی فقیه كه طبق بیان پیشوایان دین ـ از جمله امام زمان(ع) ـ همه وظیفه دارند به او رجوع كنند.
ج. عمل به وظایف دین، كسب تقوا، دوری از فساد و جلوگیری از آن، امر به معروف و نهی از منكر؛
د. حضور فعال و آگاهانه تحت مدیریت ولی فقیه در صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی؛
هـ‌. ایجاد روحیه نشاط و تلاش در خود و جامعه و حركت به سوی سازندگی و زمینه سازی برای ظهور.
منبع:
http://www.mahdaviat.porsemani.ir/content/%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86


تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1396 | 08:42 ب.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات

سؤال:طبق احادیث در دورة آخر الزّمان چه افرادی در جامعه حكومت خواهند كرد و آن افراد در كدام دیار حاكمند؟

جواب:

اگر مراد از آخر الزّمان، قبل از ظهور حضرت ولی عصر(عج) می باشد یا بعد از ظهور؟ به یقین نمی تان گفت كه قبل از ظهور چه حوادثی پیش خواهد آمد و چه افرادی در جامعه حكومت خواهند كرد. در روایات آمده است كه باید آنقدر حكومت های رنگارنگ در جهان تأسیس شود و مرام ها و احزاب فریبنده به وجود اید تا نهایتاً بی لیاقتی آن ها ثابت شود و بشر از آن ها مأیوس گردد و تشنة اصلاحات خدایی شود و برای پذیرفتن حكومت توحید آماده گردد.

حضرت صادق(ع) فرمود: تا همة اصناف مردم به حكومت نرسند، صاحب الأمر (عج) قیام نمی كند. برای این كه وقتی حكومتش را تشكیل داد، كسی نگوید: اگر ما هم به حكومت می رسیدیم، با عدالت رفتار می كردیم.[1]

امام باقر(ع) فرمود: دولت ما آخرین دولت است. هر خاندانی كه لیاقت حكومت داشته باشند، قبل از ما به حكومت می رسند، تا وقتی حكومت ما تأسیس شد و رفتار آن را دیدند، نگویند: ما هم اگر به حكومت رسیده بودیم مانند آل محمد(ص) عمل می كردیم و این است معنای آیة والعاقبة للمتّقین.[2]

حوادث بعد از ظهور، یكی از مسائلی كه جزء اعتقادات شیعیان محسوب می شود، رجعت می باشد. علامة مجلسی ره در بحارالانوار، در این خصوصو به آیات و روایاتی استناد می كند. از جمله مباحث مطرح در زمان رجعت، دولت آل محمد(ص) می باشد. روایاتی در این خصوص آورده شده است، كه به بعضی اشاره می كنیم:

حسن بن شاذان واسطی گفت: نامه ای به محضر امام رضا(ع) نوشتم و از ناسازگاری و تعدّی مردم واسط كه از پیروان عثمان بودند، و به من آزار می رساندند، شكایت نمودم. امام(ع) مرقوم فرمود: خداوند متعال از دوستان خود عهد و پیمان گرفته كه در دولت باطل صبر پیشه سازند، بنابراین شما هم به حكم پروردگارت صبر كن، كه چون سرور مردم [امام زمان(عج)] قیام كند، پیروان باطل را از قبر بیرون آورده و انتقام دوستان مظلوم ما را از آن ها بگیرد. در آن زمان است كه می گویند: چه كسی ما را از گورمان بیرون آورد؟ این است آن روزی كه خداوند وعده داده و فرستادگان خداوند راست گفتند.[3]

حتی این مسئله در زیارت های مختلف نیر مشاهده می شود. در زیارت جامعة كبیره كه شیخ صدوق ره در كتاب من لا یحضره الفقیه آن را به سند خود از موسی بن عبدالله نخعی از امام علی النقی(ع)، روایت كرده است، در فقره ای از زیارت مزبور می خوانیم كه: ... و یحشرفی زمرتكم و یكدّ فی رجعتكم و یملّك فی دولیتكم...؛ یعنی خداوند مرا از آنان قرار دهد كه از آثار شما (اهلبیت عصمت(ع)) پیروی می كند، و از راه شما می رود، و با هدایت شما هدایت می یابد، و در جمعیّت شما برانگیخته می گردد، و در رجعت با شما به دنیا بازگشت می كند، و در دولت شما به ریاست و دولت می رسد و در راحتی شما به شرافت نائل می گردد، و در روزگار (دولت شما) قدرت به هم می رساند، و فردا چشمش با دیدن شما روشن می شود.

نیز در زیارت وداع فرمود : مكّننی فی دولتكم و أحیانا فی رجعتكم؛ یعنی خداوند مرا در دولت شما(آل محمد(ص)) قدرت دهد، و به هنگام بازگشت شما به دنیا زنده كند. حتی در كتاب تهذیب شیخ طوسی این روایت هم از شیخ صدوق نقل شده است و نیز در زیارت أربعین كه از امام صادق(ع) روایت شده آمده است: من گواهی می دهم كه مؤمن به شما هستم و به احكام دین خود و پایان اعمالم یقین به رجعت شما دارم.1[4] لذا در روایتی از كتاب منتخب البصائر به سند خود از محمد بن مسلم روایت می كند كه از حمران بن امین... شنیدم كه می گفت: از امام صادق(ع) شنیدم كه می فرمود: نخستین كسی كه قبرش شكافته یم شده و زنده می شود و به دنیا بر می گردد، حسین بن علی(ع) است.[5]

شبیه به این روایت، روایتی است كه حمران بن امین از امام باقر(ع) نقل كرده است كه فرمود: اوّل كسی كه در رجعت به دنیا بر می گردد، امام حسین(ع) است، آنحضرت چندان سلطنت می كند كه از پیری ابروانش روی دیدگانش را می گیرد.2[6] و نیز در روایت دیگری حمادبن عیسی از بكیر بن اعین به سند خود از امام باقر(ع) روایت می كند كه فرمود: پیغمبر اكرم(ص) و حضرت علی(ع) (برای سلطنت) به دنیا رجعت می كنند.[7] در روایت دیگری امام صادق(ع) فرمود: آری والله خداوند از زمان آدم تا پیامبر خاتم(ص) هر پیغمبری را كه مبعوث گردانید، دوباره به دنیا بر می گرداند، تا در ركاب حضرت علی(ع) جهاد كنند. اتفاقاً در تفسیر عیاشی این روایت به سند دیگر هم از فیض بن ابی شیبه نقل شده است.[8] این ها روایاتی است كه به صورت كلّی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است و ما از جزئیات حكومت آن ها و این كه دقیقاً در كدام دیار حكومت كنند بی اطّلاعیم. از این به بعد نامه های خود را به آدرس مستقیم، قم - دفتر تبلیغات اسلامی حوزة علمیه- واحد پاسخ به سؤالات ارسال فرمائید.

[1] علامه مجلسی ره، بحارالانوار، ج 52، ص 332.

[2] همان، حدیث 58.

[3] یس (36) آیة 52.

[4] علامه مجلسی ره، ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار (مهدی موعود) باب 34، ص 1186 - 1237 با اقتباس و تلخیص و آیت الله ابراهیم امینی، دادگستر جهان،ص 240 ـ 245.

[5] ترجمة بحارالانوار، ج 13، ص 1186 (چاپ دارالكتب الاسلامی).

[6] همان، ص 1190.

[7] همان، ص 1187.

[8] همان، ص 1189.

منبع:
http://www.mahdaviat.porsemani.ir/node/3020



تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1396 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات
دابة الارض چیست؟

دابة الارض چیست؟

" دابه" به معنى" جنبنده" و" ارض" به معنى" زمین" است، و بر خلاف آنچه بعضى مى‏پندارند "دابه " تنها به جنبندگان غیر انسان اطلاق نمى‏شود، بلكه مفهوم وسیعى دارد كه انسانها را نیز در بر مى‏گیرد، چنان كه در آیه 6 سوره هود مى‏خوانیم: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها:" هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست مگر اینكه روزى او بر خدا است".

و در آیه 61 سوره نحل آمده: وَ لَوْ یُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَیْها مِنْ دَابَّةٍ" اگر خداوند مردم را به خاطر ستمهایشان مجازات مى‏كرد، جنبنده‏اى را بر صفحه زمین باقى نمى‏گذاشت".

و در آیه 22 سوره انفال مى‏خوانیم: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ:" بدترین جنبندگان نزد خداوند افراد كر و گنگى هستند كه چیزى نمى‏فهمند".

اما در مورد تطبیق این كلمه، قرآن بطور سر بسته از آن گذشته، گویى بنا بر اجمال و ابهام بوده، تنها وصفى كه براى آن ذكر كرده این است كه با مردم سخن مى‏گوید، و افراد بى ایمان را اجمالا مشخص مى‏كند، ولى در روایات اسلامى و سخنان مفسرین، بحث هاى زیادى در این زمینه دیده مى‏شود كه در یك جمع بندى مى‏توان آن را در دو تفسیر خلاصه كرد:

1- گروهى آن را یك موجود جاندار و جنبنده غیر عادى از غیر جنس انسان با شكلى عجیب دانسته‏اند، و براى آن عجائبى نقل كرده‏اند كه شبیه خارق عادات و معجزات انبیاء است.

این جنبنده در آخر زمان ظاهر مى‏شود، و از كفر و ایمان سخن مى‏گوید و منافقین را رسوا مى‏سازد و بر آنها علامت مى‏نهد.

2- جمعى دیگر به پیروى از روایات متعددى كه در این زمینه وارد شده او را یك انسان مى‏دانند، یك انسان فوق العاده، یك انسان متحرك و جنبنده و فعال كه یكى از كارهاى اصلیش جدا ساختن صفوف مسلمین از منافقین و علامت‏گذارى آنها است، حتى از پاره‏اى از روایات استفاده مى‏شود كه عصاى موسى و خاتم سلیمان با او است، و مى‏دانیم عصاى موسى، رمز قدرت و اعجاز، و خاتم سلیمان، رمز حكومت و سلطه الهى است، و به این ترتیب او یك انسان قدرتمند و افشاگر است!

در حدیثى از حذیفه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم در توصیف" دابة الارض" چنین آمده است‏:

لا یدركها طالب و لا یفوتها هارب فتسم المؤمن بین عینیه، و یكتب بین عینیه مؤمن و تسم الكافر بین عینیه و تكتب بین عینیه كافر، و معها عصا موسى و خاتم سلیمان:

" او به قدرى نیرومند است كه هیچكس به او نمى‏رسد و كسى از دست او نمى‏تواند فرار كند، در پیشانى مؤمن علامت مى‏گذارد و مى‏نویسد مؤمن و در پیشانى كافر علامت میگذارد و مى‏نویسد كافر! با او عصاى موسى و انگشتر سلیمان است «1».

و در روایات متعددى بر شخص امیر مؤمنان على علیه السلام تطبیق شده است:

در تفسیر على بن ابراهیم از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم:" مردى به عمار یاسر گفت آیه‏اى در قرآن است كه فكر مرا پریشان ساخته و مرا در شك انداخته‏ است، عمار گفت: كدام آیه؟ گفت: آیه وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآیاتِنا لا یُوقِنُونَ این كدام جنبنده است؟

عمار مى‏گوید: به خدا سوگند من روى زمین نمى‏نشینم، غذایى نمى‏خورم و آبى نمى‏نوشم تا دابة الارض را به تو نشان دهم! سپس همراه آن مرد به خدمت على علیه السلام آمد، در حالى كه غذا مى‏خورد هنگامى كه چشم امام علیه السلام به عمار افتاد، فرمود بیا، عمار آمد و نشست و با امام علیه السلام غذا خورد.

آن مرد سخت در تعجب فرو رفت و با ناباورى به این صحنه مى‏نگریست، چرا كه عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود كه تا به وعده‏اش وفا نكند غذا نخورد، گویى قول و قسم خود را فراموش كرده است. هنگامى كه عمار برخاست و با على علیه السلام خدا حافظى كرد، آن مرد رو به او كرده گفت: عجیب است تو سوگند یاد كردى كه غذا نخورى و آب ننوشى و بر زمین ننشینى مگر اینكه" دابة الارض" را به من نشان دهى؟

عمار در جواب گفت: اریتكها ان كنت تعقل!:" من او را به تو نشان دادم اگر مى‏فهمیدى"! «2»

نظیر همین حدیث در تفسیر عیاشى از" ابو ذر" رحمة اللَّه علیه نقل شده است «3».

علامه مجلسى در بحار الانوار با سند معتبرى از امام صادق علیه السلام چنین نقل مى‏كند كه على علیه السلام در مسجد خوابیده بود، پیامبر صلی الله علیه و آله آنجا آمد، على علیه السلام را بیدار كرد و فرمود قم یا دابة اللَّه!:" برخیز اى جنبنده الهى" كسى از یاران عرض كرد اى رسول خدا آیا ما حق داریم یكدیگر را بر چنین اسمى بنامیم؟

پیامبر فرمود: نه این نام مخصوص او است، و او است" دابة الارض" كه خداوند در قرآن فرموده: وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ... سپس فرمود: اى على! در آخر زمان خداوند تو را در بهترین صورت زنده مى‏كند و وسیله‏اى در دست تو است كه دشمنان را با آن علامت مى‏نهى" «4».

طبق این روایات، آیه فوق مربوط به" رجعت" است و با آیه‏اى كه بعدا درباره رجعت مى‏آید هماهنگ مى‏باشد.

مرحوم ابو الفتوح رازى در تفسیر خود ذیل آیه فوق مى‏نویسد: بر طبق اخبارى كه از طریق اصحاب ما نقل شده،" دابة الارض" كنایه از حضرت مهدى صاحب الزمان ع است «5».

با در نظر گرفتن این حدیث و احادیث فوق، مى‏توان از" دابة الارض" مفهوم كلى‏ترى را استفاده كرد كه بر هر یك از پیشوایان بزرگ كه در آخر زمان قیام و حركت فوق العاده مى‏كنند و حق و باطل و مؤمن و كافر را از هم مشخص مى‏سازند منطبق مى‏شود.

این تعبیر كه در روایات وارد شده كه عصاى موسى و انگشتر سلیمان كه رمز قدرت و پیروزى و حكومت است با او است قرینه‏اى است بر اینكه دابة الارض یك انسان بسیار فعال است نه یك حیوان.

و نیز اینكه در روایات وارد شده كه مؤمن و كافر را نشانه‏گذارى مى‏كند و صفوفشان را مشخص مى‏سازد با انسان سازگار است.

سخن گفتن با مردم كه در متن آیه قرآن به عنوان توصیف او آمده نیز مناسب همین معنى است.

در یك جمع بندى به اینجا مى‏رسیم كه از یك سو واژه" دابه" بیشتر در غیر انسانها به كار مى‏رود ( هر چند در قرآن كراراً در مفهوم اعم و یا در مورد انسانها استعمال شده) از سوى دیگر قرائن متعدد در خود آیه وجود دارد، و روایات فراوانى در تفسیر آیه وارد شده است كه نشان مى‏دهد منظور از" دابة الارض" در اینجا انسانى است با ویژگیهایى كه در بالا ذكر كردیم، انسانى است بسیار فعال، مشخص كننده خط حق و باطل، مؤمن و منافق و كافر، انسانى است كه در آستانه رستاخیز ظاهر مى‏شود و خود یكى از آیات عظمت پروردگار است.

__________________________________________________
(1) مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث.
(2 و 3) مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث.
(4) بحار الانوار ج 53 صفحه 52. [.....]
(5) تفسیر ابو الفتوح جلد 8 صفحه 423.

منبع:
http://www.mahdaviat.porsemani.ir/content/%D8%AF%D8%A7%D8%A8%D8%A9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%B6-%DA%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA%D8%9F



تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1396 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات

دوره آخرالزمان کی و چگونه آغاز می شود؟

هر آغازی را سرانجامی و هر شروعی را پایانی است؛ جز ذات اقدس خدا، كه هم آغاز است و هم انجام؛ از این رو برگه های پایانی كتاب زندگی را در زمین، آخرالزمان می گویند.

قرآن كریم در آیات متعددی به دوران آخرالزمان اشاره كرده است و در معارف ارزشمند اسلامی نیز، بارها این واژة آخرالزمان، در دو معنای كلی به كار رفته است:[1]

دو مصداق آخر‌الزمان

1. مدت زمانی كه با ولادت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ آغاز می شود و با شروع رستاخیز بزرگ، پایان می یابد و از اینرو آن پیامبر رحمت را، پیامبر آخرالزمان نیز نامیده اند.

2. مدت زمانی كه با ولادت حضرت مهدی(عج) آغاز می شود و همة اتفاقات عصر غیبت و عصر ظهور را در دل خود دارد و سپس با شروع قیامت پایان پیدا می كند. اینك نیز از واژة آخرالزمان همین معنا را اراده می كنند و در همین معنا به كار می رود که خود این قسم نیز دارای دو مرحله می باشد:

دوران نخست: كه انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی رسیده، فساد اخلاقی و ستم، همة جوامع بشری را فرا می گیرد و به تعبیر روایت، جهان پر از ظلم و جور می شود.

دوران دوم: که وعدة الهی تحقق پیدا می كند و آن منجی اعظم ظهور کرده و حكومتی جهانی، تشكیل می دهد و به كفر ستیزی و ظلم ستیزی می پردازد و هستی را از عدالت پر می كند، امام رضا (ع) فرمودند: خداوند زمین را به دست قائم(عج) از هر ستمی پاك گرداند. و از هر ظلمی پاكیزه سازد و میزان عدل را در میان مردم نهد..»[2]

نشانه‌های آخرالزمان

این قطعه از زمان كه آخر الزمان نام گرفته است، دارای نشانه هایی است كه به برخی از آنها اشاره می كنیم: گفتنی است این خصایص به دوران نخست از عصر آخرالزمان مربوط می شود كه انسان در آن عصر، به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی و ستم می رسد:

1.روابط سود جویانه و استثماری:

انسان در ارتباط با انسان دیگر، به سود و سرمایه می اندیشد و با همین انگیزه وارد میدان پیوندهای اجتماعی می شود.

پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمودند: «... در آخر الزمان اقوامی بر مسلمانان سیطره یابند كه تا لب به سخن گشایند آنان را بكشند و اگر لب فرو بندند (خون) ایشان را مباح شمرند تا منابع درآمد آنان (و اموالشان) را ویژة‌خود سازند...»[3]

2.گریز از دین:

پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ ویژگی های انسان های این دوران را چنین شمرده است: «زمانی بر مردم خواهد آمد كه دینشان در همتشان خواهد بود و همتشان، شكمشان و قبله هاشان زنانشان، برای طلا و نقره ركوع و سجود به جای می آورند. آن ها همواره در حیرت و مستی خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانی اند و نه بر مسلك نصرانی.»[4]

3. دنیا پرستی:

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «زمانی بر امت من می آید كه در آن زمان، درون های مردم پلید می شود ولی ظاهرشان به طمع مال و دنیا آراسته می گردد؛ به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، كارشان ریا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نیاید و خداوند آن ها را به عذابی فراگیر دچار سازد. آن ها چون غریق خداوند را می خوانند، ولی خداوند دعایشان را مستجاب نمی كند.»[5]

4. آزمایشهای بزرگ

یكی دیگر از ویژگی های آخرالزمان، امتحاناتی است كه انسان ها در این دوران پشت سر می گذارند. امام علی ـ علیه‎ السلام ـ می فرمایند: «و آن زمانی است كه از فتنه ها نجات نمی یابد، مگر مؤمنانی كه بی نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند، و اگر غایب گردند، كسی سراغ آن ها را نمی گیرد، آن ها برای سیر كنندگان در شب ظلمانی جامعه ها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند، نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعة (فحشایند) و نه مردمی سفیه و لغو گو! اینانند كه خداوند درهای رحمتش را به سوی شان باز می كند و سختی ها و مشكلاتی را از آن ها برطرف می سازد.»[6]

منابع:

1. عصر زندگی محمد حكیمی و مكیال المكارم ترجمه مهدی حائری قزوینی
2. دادگستر جهان آیت الله ابراهیم امینی، و كتاب جامعه و تاریخ، شهید مطهری.
[1] . مهدویت و مقالات، یادزهمین همایش علمی تحقیقی فجر 78، ص 25، مقاله مهدی موعود در ادیان و مذاهب آقای كاظم ادیب، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج2، ص 134ـ136.
[2] . عصر زندگی، محمد حكیمی، موسسه بوستان كتاب قم، چاپخانة دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ پنجم، ص 42 به نقل از كمال الدین 2/372.
[3] . همان به نقل از منتخب الاثر، ص 432.
[4] . مستدرك الوسایل، محدث نوری، ج11، ص 379.
[5] . كافی،‌شیخ كلینی، ج8، ص 306.
[6] . نهج البلاغه، خطبه 103.
[7] . الشیعه، و الرجعه، ج1، ص 216.
منبع:
http://www.mahdaviat.porsemani.ir/content/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF%D8%9F



تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1396 | 08:39 ب.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات
آیا مردم آخرالزمان همگی مؤمن و اهل بهشت اند؟ در صورت مثبت بودن، آیا با فرموده قرآن: اکثر بهشتیان از مردم گذشته و فقط تعداد کمی از مردم آخرالزمان می‌باشند، تناقض ایجاد نمی‌کند؟

پاسخ کوتاه:
در زمان امام زمان (عج) هم انسان‌های گناه کار و مستحق جهنم وجود دارند، و هم انسان‌های صالح و بهشتی. همچنین امنیت جانی و اقتصادی و مکانیزم اجرای عدالت چنان قدرتمند است که کسی توان علنی کردن گناه و آلوده کردن جامعه را ندارد. در این فضا است که به نظر می‌رسد گناه کاری وجود ندارد. به هر ترتیب با تصریح احادیث، جمعیت بهشتیان در عصر امام زمان (عج) از گناهکاران بیشتر است، اما در مقابل، اگر دنیا را از ابتدا و یا حتی بعد از ظهور اسلام به دو نیمه زمانی تقسیم کنیم، درصد صالحان به کل جمعیت در نیمه اول آن بیش از نیمه دوم خواهد بود. لذا است که قرآن در آیه "گروهى از پیشینیان، و اندکى از آنها که از پى آمده‏اند"، به جمعیت انبوه انسان‌های صالح نیمه اول زمانی و اندک بودن آنان در نیمه دوم -که شامل دوران حکومت امام زمان (عج) نیز می‌شود اشاره دارد. دلیل این امر هم روشن است؛ چون جمعیت انسان‌های هم عصر حضرت حجت (عج) در مدت زمان کوتاه حکومت ایشان، نسبت به تمام انسان‌هایی که در نیمه دوم زمانی در زمین حضور داشته‌اند، بسیار کمتر است. پس آنچه در احادیث و آیات در مورد ترکیب جمعیتی اهل بهشت آمده، هیچ تعارضی ندارند.

پاسخ تفصیلی:
سؤال مورد نظر دارای دو محور است.

1. ترکیب جمعیتی اهل بهشت به چه صورتی است؟ آیا جمعیت مردم آخرالزمان در بهشت کمتر از سایر زمان‌ها است؟

2. آیا در زمانی که امام عصر (عج) حکومت می‌کند، انسان فاسد و جهنمی وجود ندارد؟

محور اول:

در برخی از آیات قرآن آمده است: "ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ".[1] کلمه "ثلّة" به طورى که گفته‏اند[2] به معناى جماعت بسیار انبوه است، و مراد از کلمه اولین امّت‏هاى گذشته انبیاى پیشین است، و مراد از کلمه "آخرین" امّت اسلام است؛ چرا که معهود از کلام خدا همین است که هر جا سخن از اولین و آخرین شده، منظورش از اولین، امت‏هاى گذشته، و از آخرین امت اسلام است، مانند آیه‏اى که در همین سوره مى‏آید: "أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى‏ مِیقاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ"،[3] بنابر این معناى آیه مورد بحث این می‌شود که مقربین از امّت‏هاى گذشته جمعیت بسیارى بودند، و از این امت جمعیت کمترى.

ظاهر آیات این سوره این است که تقسیم‏بندى آن مربوط به تمام بشر است، نه مخصوص به این امت، و شاید مراد این روایات این باشد که در این امت نیز از هر قسمى مصداقى هست، هر چند که این احتمال از ظاهر روایات بعید است، همچنان که مراد از روایاتى که وارد شده که اصحاب یمین اصحاب امیرالمؤمنین هستند، و در روایاتى آمده است که اصحاب شمال دشمنان آل محمد می‌باشند، خواسته‏اند بیان مصداق کنند.[4]

با بیانى که گذشت روشن شد، کلام بعضى[5] از مفسران که گفته‏اند مراد از اولین، مسلمانان صدر اول اسلام، و مراد از آخرین، مسلمانان آخر این امت است، تفسیر صحیحى نیست.[6] البته برای این آیه تفاسیری دیگر هم وجود دارد.

حسین انصارى از قول محمّد بن فرات نقل کرد، در حضور جعفر بن محمّد (ع) مردى از تفسیر و معناى آیه شریفه "ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ » سؤال کرد. آن جناب فرمود: ثلّة مّن الاوّلین‏ سه نفر بودند؛ فرزند آدم (ع) هابیل که به دست برادرش کشته شد، مؤمن آل فرعون و صاحب یاسین جانشین عیسى (ع). امّا قلیل مّن الآخرین فقط على بن ابى طالب (ع)[7] است.[8]

به هر حال، طبق برخی از تفاسیر نمی‌توان این آیه را برای مسلمانان آخرالزمان و ما قبل آن شاهد دانست.

محور دوم:

در زمان امام عصر (عج) انسان‌های گناهکار و جهنمی هم در کنار انسان‌های پاک و بهشتی زندگی می‌کنند، لذا حضرت قوانین و مقررات سنگینی بر انجام جرائم قرار داده‌اند. امّا وضعیت حاکم در عصر حضرت دال بر عدالت و امنیت فوق‌العاده است و معنای این سخن نه این است که گناهکاری وجود ندارد و تمام انسان‌های حاضر در عصر حضرت بهشتی‌اند.

از جمله احادیثی که بیانگر عدالت و امنیت در زمان امام عصر است، این روایت حضرت صادق (ع) است: چون قائم آل محمد ظهور کند دستور تازه مى‏آورد، چنانچه پیغمبر اکرم در آغاز اسلام، دستور تازه آورد. على بن عقبه از پدرش روایت کرده چون قائم (ع) قیام کند به دادگوئى فرمان می‌دهد؛ در روزگار او اساس ستمگرى به کلى نابود می‌شود؛ راه‌ها امن مى‏شود؛ زمین برکات خود را ابراز می‌دارد؛ هر حقى به صاحبش برمی گردد؛ تمام متدینین عالم به دین اسلام می‌گروند و اعتراف به ایمان به خدا می‌کنند چنان چه حق متعال فرمود: "وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ"؛[9] تمام موجودات آسمانى و زمینى خواه ناخواه مسلمان می‌شوند و شما هم به او بازگشت می‌کنید و در میان مردم حکومت داوودی و محمدى را رواج می‌دهد و به ظاهر و باطن، حکومت می‌کند.[10]

با توجه به مطالبی که بیان شد روشن می‌شود که حتی در زمان امام زمان (عج) هم انسان‌های گناه کار و مستحق جهنم وجود دارند، اما امنیت جانی و اقتصادی و مکانیزم اجرای عدالت چنان قدرتمند است که کسی توان علنی کردن گناه و آلوده کردن جامعه را ندارد. بدیهی است که این به معنای بهشتی بودن تمامی معاصران امام زمان (عج) نخواهد بود.

از طرف دیگر ترکیب جمعیتی معاصران امام زمان (عج) نسبت به تمام اعصار زندگانی بشر بسیار کوچک و محدود است. پس حتی بر فرض قبول نظریه بهشتی بودن تمامی معاصران امام زمان (عج) باز هم اشکالی در معنای الاولین و الآخرین وجود ندارد؛ چون اساساً جمعیت مردم پیش از عصر و زمان حضرت، حتی در نیمه دوم زمانی خلقت بشر و یا نیمه دوم زمانی دوران بعد از ظهور اسلام خیلی زیادتر از افراد معاصر امام زمان (عج) است و می دانیم که که درصد صالحان نسبت به کل جمعیت در تمام دوره دوم زمانی، کمتر از درصد آنان در دوره اول می باشد.

با این اوصاف آیاتی که درصد جمعیت مقربان درگاه پروردگار را در نسلهای اول بیش از درصد آن در نسل های بعدی

بر این اساس، آیات فوق حتی با فرض بهشتی بودن تمامی معاصران امام عصر (عج) نیز سازگار است.

[1]. الواقعه، 15، "گروهى از پیشینیان، و اندکى از آنها که از پى آمده‏اند".

[2]. آلوسى، سید محمود، روح المعانى، ج 27، ص 134، دارالکتب العلمیه‏، بیروت، چاپ اول، 1415 ق‏.

[3] . واقعه، 48 – 50، "و مى‏گفتند: آیا زمانى که ما مُردیم و خاک و استخوان شدیم باز هم ما را زنده مى‏کنند، یا نیاکان ما را؟ بگو: همه را، آنان که از پیش بوده‏اند و آنها که از پى‏شان آمده بودند، همه در وعده‏گاه آن روز معین خواهند بود".

[4]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی، محمد باقر، ج ‏19، ص 223، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ پنجم‏، 1374 ش‏.

[5]. روح المعانى، ج 27، ص 134 به نقل از ترجمه المیزان ص 208.

[6]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی، محمد باقر، ص 208

[7]. حسکانى، عبید الله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، ج ‏2، ص 299، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏، تهران، چاپ اول، 1411 ق.

[8]. همان، ص 280.

[9] . آل عمران، 83.

[10]. شیخ مفید، ارشاد، ترجمه ساعدى خراسانى، محمد باقر، ص 706، نشر اسلامیه، تهران،1380 هـ ش.

منبع:
http://www.mahdaviat.porsemani.ir/content/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%9F-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%D8%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%A7%DA%A9%D8%AB%D8%B1



تاریخ : سه شنبه 3 بهمن 1396 | 08:37 ب.ظ | نویسنده : محمدعلی بیکی افین | نظرات

تعداد کل صفحات : 100 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...



  • paper | رپورتاژ آگهی با کیفیت | فروش بک لینک دائمی
  • خرید رپورتاژ آگهی ارزان | فروش backlink